-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مهر ۶, پنجشنبه

فرهنگ مقدس سازی را از ادیان به اِرث داریم.

کاوه «شفق»


مقدس سازی یعنی راه عقلانیت را بستن و بی چون و چرا در سیاه چاه نشستن و کور شدن. کور ساختنِ خود به دست خود. 
بعد از سیاست عاقلانه ی ادیان با تاکتیک مقدس سازی، پیروان ادیان مختلف صنعت مقدس سازی را وسعت بخشیده و رفته رفته فرهنگ مطلق نگری در مقابل عقلانیت ایجاد کردند و کتله های وسیع مردم را تحت تاثیر قرار دادند ، تا حدی که امروز عبدالکریم سروش هایی هم اگر مقدس سازی و مقدس بازی را با هزار و یک دلیل منطقی اشتباه اعلان کنند، ما آدم ها دگر رها کردنی نیستیم و سروش ها را محکوم به کفر و جاسوسی غرب می کنیم. 
این که شعبده بازان دین با مقدس سازی تجارت پر درآمدی ایجاد کرده اند، بماند سر جایش، مقصد من، ما آدم هایی هستیم که به پیروی از دکانداران دینی هر کس و هر چیزی را که خوش مان آمد، تاپه ی تقدس می زنیم و هر کسی هم اگر خلاف ذوق ما در موردش اظهار نظر کرد، ادعا می کنیم که به مقدسات ما توهین شده است! یعنی این که ما با دلیل و منطق و استدلال و عقل کاری نداریم، ما فقط عقیده داریم و آن را برای دل خوشی خود "عقیده ی راسخ" نام نهاده ایم و قصه تمام. البته این تقدس بازی در جامعه ی ما تنها در محدوده ی عقاید دینی محصور نمانده تا لینین و مائو و مارکس و داکتر نجیب و داوود خان و مسعود و مزاری و غیره را نیز در بر می گیرد که همانا ریشه در تفکر نهادینه شده ی خرافات دینی در ذهنیت جامعه دارد. 
اگر ما ملت مقدس ساز نیز روزی داخل جاده ی خِرَد گرایی شویم و از پیغمبر اسلام تا حسین بن علی و تا چهره های مقدس امروزی را با خصوصیات مثبت و منفی انسانی شان مورد بررسی قرار بدهیم، یقین دارم که به حیث انسان خیلی بزرگتر و محترم تر جلوه خواهند کرد تا در این "اوسانه" های که ما برای شان خیالبافی کرده ایم که اگر نیک بنگریم، بیشتر توهین است تا تمجید. 
فقط همین "عقل" است که یگانه شناسنامه ی "انسان" است. اگر شناسنامه ی خود را گُم کنیم و اتفاقن مورد بازخواست قرار بگیریم، چه گونه می توانیم هویت خود را ثابت نماییم؟