-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ شهریور ۱۸, شنبه

اسرائیل دربیابان سرنوشت تنها مانده است

روزنامه پراودا چاپ روسیه نوشت: "به گفته ی شاهدان عینی، نخست وزیر اسرائیل بسیار متاثر و در مواقعی وحشت زده بوده است.
 

 
اخیرا یک هیات اطلاعاتی بلند پایه ی اسرائیلی از واشنگتن دیدار کرد. سپس نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در میانه ی تعطیلات تابستانی پوتین برای دیدار با او به سوچی سفر کرد. نتانیاهو، بگفته ی یک مقام دولتی اسرائیل (به نقل از اورشلیم پست) تهدید کرده که چنانچه دست ایران در سوریه باز بماند، کاخ ریاست جمهوری دمشق را بمباران و مذاکرات صلح آستانه را بی اثر خواهد کرد.
روزنامه پراودا چاپ روسیه نوشت: "به گفته ی شاهدان عینی، نخست وزیر اسرائیل بسیار متاثر و در مواقعی وحشت زده بوده است. او به پوتین گفته است که در صورتیکه تلاشی برای مهار ایران صورت نگیرد، جهان چهره یی آخر الزمانی بخود خواهد دید."
واقعا چه میگذرد؟ اگر نقل قول پراودا دقیق باشد یا نادقیق (هرچند مفسران ارشد اسرائیلی آنرا تایید کرده اند) بروشنی از منابع اسرائیلی بر میاید که اسرائیلی ها هم در واشنگتن و هم در سوچی سخنان شان شنیده شد اما چیزی بدست نیاوردند. در واقع اسرائیل تنها مانده است. بنا بر گزارش ها، نتانیاهو نه حتی خواهان خروج ایران از سوریه بلکه راضی به "تضمین" درباره ی آینده ی نقش ایران در سوریه بوده است. اما درعمل واشنگتن و مسکو چگونه میتوانند چنین تضمینی بدهند؟
اسرائیل به تازگی دریافته که در جنگ سوریه از جبهه اشتباهی حمایت کرده است و در نتیجه قافیه را باخته، و در موقعیتی نیست که چیزی مطالبه کند. اسرائیل منطقه ی حائلی فراتر از خط آتش بس جولان از آمریکایی ها نخواهد داشت و مرز سوریه و عراق هم بسته نخواهد شد یا از طرف اسرائیل تحت نظارت نخواهد بود.
وحشت نتانیاهو بازتابی از تغییر روند رویدادهای منطقه یی است. اسراییل مدتها از جبهه ی بازنده حمایت کرد و اکنون خود را "تنها" میبیند و بیم بازوهای منطقه یی اش (اردنی ها و کردها) را دارد. ظاهرا سیاست اصلاحی جدید تل آویو بر بیرون آوردن عراق از دست ایران و جلب این کشور به اتحاد اسراییلی-آمریکایی-سعودی متمرکز شده است. اگر چنین باشد اسرائیل و عربستان خیلی دیر وارد بازی شده اند و نفرت و بیزاری از جنایات داعش را در میان همه ی قشرهای جامعه ی عراق دست کم گرفته اند. بسیاری روایت غرب را مبنی بر اینکه داعش یکشبه آنچنان مسلح و با امکانات مالی و تنها به دلیل فرقه گرایی نوری المالکی پدیدار شد، نمیپذیرند. آنها دست دولتی را پشت این قضیه میبینند.
دانیل لِوی، مشاور پيشين دفتر نخست وزير اسرائيل، در این رابطه مینویسد: "حضور درازمدت نتانیاهو در نخست وزیری، موفقیت در چندین انتخابات و توانایی اش در حفظ دولت ائتلافی بر این پایه استوار است که پیام او با خواست های جامعه ی اسرائیل همخوان است؛ و آن اینکه نتانیاهو اسرائیل را در بهترین موقعیت تاریخی اش قرار داده... قدرتی رو به اوج و از نظر دیپلماتیک شکوفا... بر خلاف این باور که بدون توافق با فلسطینیان اسرائیل بلحاظ دیپلماتیک منزوی و ضعیف میشود.
"هر چند پذیرش آن برای منتقدانش دشوار باشد، اما همخوانی پیام نتانیاهو و خواست عمومی در اسرائیل از این روست که آن پیام بازتاب چیزی واقعی در جامعه است. و آن گردش به راست بیشتر و بیشتر مرکز ثقل سیاست اسرائیل است. و اگر چنین باشد میراث نتانیاهو فراتر از نخست وزیری او و محاکمه ی احتمالی اش، دیرزمانی خواهد پایید.
"نتانیاهو حرفش اینست که خرید زمان برای توافقی بهتر و به سود اسرائیل تنها چیزی نیست که او در مناقشه ی میان اسرائیل و فلسطین بدنبال آنست. بلکه او مدعی امکان پیروزی نهایی و شکست همیشگی و قاطع فلسطینیان و اهداف ملی و جمعی آنهاست. در بیش از یک دهه بعنوان نخست وزیر، نتانیاهو همواره و بطور یکجانبه هر گونه طرح یا گام عملی را برای در نظرگرفتن درخواستهای فلسطینیان رد کرده است. او کاملا به دنبال ادامه و بدتر کردن مناقشه است و نه کنترل آن، اینکه او در پی حل مساله باشد را باید به کل فراموش کرد... پیام آشکار است: دولتی فلسطینی وجود نخواهد داشت، خیلی ساده است چون کرانه غربی و شرق اورشلیم بخشی از اسرائیل بزرگ هستند."
"نتانیاهو به امید حمایت یهودیان آمریکایی برای ادامه ی رابطه ی نامتوازن آمریکا و اسرائیل دست به قماری حساب شده زد. حسابش درست بود." لوی ادامه میدهد: "چرخش رویدادها و بقدرت رسیدن تمایلات ملی-قومی در آمریکا و اروپای شرقی و مرکزی هم به سود نتانیاهو رقم خورد و البته نقش نتانیاهو را بعنوان پیشقراول عملی و ایدوئولوژیک این روند نباید ناچیز شمرد."
اما نکته ی کلیدی اینست که منطقه دستخوش تغییر شده و دیگر نمیخواهد عرصه ی جنگ باشد. اما آیا آمریکا میتواند مانع این شود؟ اسرائیل که تنهاست و عربستان تضعیف شده را در کنارش دارد و آشکار است که دامنه ی عمل عربستان محدود است.
چنین مینماید که درخواست آمریکا از اعراب برای نزدیک شدن به حیدر العبادی نخست وزیر عراق کافی نبوده است. ایران در پی جنگ با اسرائیل نیست (شماری از تحلیلگران اسرائیلی اینرا تایید میکنند) اما رئیس جمهور سوریه خیلی واضح هدف دولتش را  بازپس گیری همه ی سوریه عنوان کرد. همه ی سوریه شامل بلندیهای اشغال شده ی جولان هم میشود. اخیرا سید حسن نصرالله هم از دولت لبنان خواست طرحی برای بازپس گیری "مزارع شبعا" و "تپه های کفرشوبا" از اسرائیل فراهم کند.
برخی مفسران اسرائیلی میگویند که بهتر است اسرائیل بطور یکجانبه از مناطق اشغالی عقب بنشیند و در تلاشی بیهوده برای حفظ آن بر سر جان صدها سرباز اسرائیلی قمار نکند. چیزی که با سیاست " نه حتی یک وجب" نتانیاهو واظهارات اخیرش همخوانی ندارد.
دانیل لوی به این نکته اشاره میکند که ریچارد اسپنسر رهبر آلت-رایت (Alt-right) جنبش خود را "صهیونیسم سفید" میخواند. آیا ممکن است ملیگرایی قومی و راستگرایی افراطی در ایالات متحده  پایگاه دوباره یی برای نتانیاهو بشود؟
شاید نتانیاهو برغم همه ی گزافه گوییهایش در این باره که اسرائیل بدون توافق با فلسطینیها قدرتمندتر خواهد بود، به تازگی دریافته باشد که ضعف فلسطینیان را به اشتباه "پیروزی" خود تعبیر کرده، و به این ترتیب خود را در "خاورمیانه جدید" تنها یافته است.
شاید حق با پراودا ست و نتانیاهو در دیدار شتابزده اش با پوتین وحشتزده بود.
-------------------------------------
آلستر کروک، دیپلمات بریتانیایی پیشین و از مقامهای اطلاعاتی ارشد بریتانیا و دیپلماسی اتحادیه اروپاست.