-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ شهریور ۲۷, دوشنبه

حکمتیار با صد تن ازفعالین حزب اسلامی در زندان تهران بود

محمد عارف منصوری دیپلمات سابق افغانستان در تهران
نشر شده در خبرگزاری رشد


در سال هایى که حکمتیار مقیم تهران بود. من منحیث دیپلمات افغانستان در جمهورى اسلامى ایران وظیفه داشتم . بناً از صدور و تمدید پاسپورت هاى حکمتیار و خانواده اش، نحوه  اقامت و زنده گى وى در آنجا کاملاً مطلع هستم. اینکه او ادعا دارد که زندانى سیاسى در ایران بوده است، کذب محض مى باشد.
حکمتیار با دو خانم و فرزندانش به مدت چهار سال و چند ماه در بالا شهر تهران و در منطقه ى موسوم به نیآوران، در خانه ای مجلل و بزرگى زنده گى مى نمود.
– او با ویزه وارد ایران شد و تا پایان اقامتش در ایران داراى اقامت معتبر آن کشور بود که از طریق سپاه تمدید مى شد.
– او نشریه اى را بنام ( میثاق ایثار ) به عنوان تیغ دو لبه علیه طالبان و جبهۀ متحد منتشر مى نمود.
– او اغلب در محافل رسمى اشتراک مى نمود که ویدیوى سخنرانى اش در سالگرد یادبود از عبدالعلى مزارى رهبر حزب وحدت اسلامى در تهران موجود است.
– او در مراسم یادبود از سانحۀ هوایى بامیان که منجر به شهادت عبدالرحیم غفور زى، عبدالعلى دانشیار، عبدالعزیز مراد و جمعى دیگر از بزرگان دولت اسلامى گردید، در منزل عبدالحى خراسانى محقق، نویسنده و قونسل افغانستان در تهران اشتراک و سخنرانى نمود که این جانب نیز در آن مجلس حضور داشتم.
– او از طریق طاهریان نمایندۀ خاص جمهورى اسلامى ایران در امور افغانستان و از کانال سپاه قدس بخش برونمرزى سپاه پاسداران ایران روابط سیاسى و مبادله ى اطلاعاتى با دولت ایران داشت.
– ستاد مشترک وزارت خارجه و سپاه پاسداران سهمیه اقامت براى صد تن از فعالین حزب اسلامى را بمعرفى شخص حکمتیار بوى امتیاز داد. که کارمندان دفاتر سیاسى و ادارى حزب اسلامى از آن استفاده مى نمودند.
– او در برگزارى شوراى علما، فضلا و فرماندهان جهادى تحت ریاست قاضى کشکى و با حمایت جمهورى اسلامى ایران، منعقدۀ تهران سهم و حضور داشت.
– او با گرم شدن بازار شوراى هاى نامنهاد صلح، به دیکته، هدایت و حمایت مالى مقامات ایران، شوراى قبرس را زیر نظر همایون جریر دامادش تدویر نمود و از آن طریق در توافقات بن حضور یافت.
– او در طول اقامتش در ایران، به دستور مقامات ایرانى یکبار جهت سهمگیرى در مقاومت علیه طالبان به شمال کشور سفر نمود که بعد از مدت کوتاهى بدون نتیجه، دوباره به ایران برگشت.
– او با نماینده گان شاه سابق که حامد کرزى نیز در ترکیب شان بود، در مورد طرح چند فقره اى ظاهر شاه مذاکره نمود. اما نگفت که زندانى سیاسى است.

بعد از حوادث ١١ سپتامبر که اوضاع کشور و بالتبع روابط همسایگان به گونۀ دیگرى تغیر نمود. مقامات ایرانى، حضور حکمتیار را به مثابه ى دست شکسته اى که آویزه ى گردن شان بود، به مصلحت خویش ندیدند و به او ابلاغ نمودند تا خاک ایران را ترک نماید. و زمان کافى هم براى این امر به وى قائل شدند. هیچ گونه تقاضایى در مورد وى از سوى دولت امریکا مطرح نشده بود. که اگر چنین مطالبه اى از سوى امریکا در آن مقطع حساس مى شد. بدون شک، مسئولین ایرانى بدون ملاحظه و بنابر حساسیت روابط شان با امریکا و بر مقتضاى منافع ملى شان، در زمینه تعلل نمى نمودند و همانند صد ها تن از اعضاى القاعده که با وساطت سازمان ملل، تحویل داده شد، مثل غیرت بهیر دامادش، راهى زندان گوانتانامو مى شد.

حکمتیار بعد از ابلاغ خروجش از ایران، به مشورۀ مقامات ایرانى، روانه ى عراق شد، اما مقامات عراقى که در آن زمان تحت فشار تحریم هاى امریکا قرار داشتند، نه تنها نمی خواستند با چنین اقدام نسنجیده، به مشکلات شان بیآفزایند. بلکه روابط نزدیک حکمتیار را با اطلاعات ایران به دیدۀ شک نگریسته، او را از عوامل جمهورى اسلامى مى پنداشتند و به این دو دلیل، درخواستش را مبنى بر استقرار در بغداد رد نمودند.

سرانجام حکمتیار در همآهنگى با مقامات امنیتى ایران از مرز آن کشور خارج و مؤقتاً در دهنۀ ذوالفقار مستقر گردید. در فرداى خروج حکمتیار از خاک ایران، خبرگزارى جمهورى اسلامى ایران ضمن مصاحبه با انجنیر لطیفى سخنگوى حزب اسلامى در ایران و اینجانب به حیث دیپلمات سفارت افغانستان در جمهورى اسلامى ایران راجع به خروج وى از ایران و تأثیرش بر اوضاع افغانستان سوال نمود. لطیفى گفت که جمهورى اسلامى ایران ظرفیت تحمل شخصیت انقلابى حکمتیار را در خاکش نداشت. و من در خصوص تأثیر بازگشت حکمتیار به افغانستان گفتم که حزب اسلامى در حال حاضر از هم پاشیده و حکمتیار فرد تنهایى است که فاقد هرگونه تأثیر سیاسى و نظامى بر اوضاع کشور مى باشد.

اما خانواده و بستگان حکمتیار تا مدت زیادى بعد از خروج وى، همچنان در ایران اقامت داشتند و پاسپورت های شان در سفارت افغانستان تمدید و اقامت شان از سوى مقامات سپاه تجدید مى شد. صرفاً با این تفاوت که همه اى این امور از طریق همایون جریر دامادش که ظاهراً به امور تجارتى در ایران اشتغال داشت به پیش برده مى شد.

بنابر قوانین پذیرفته شده اى جهانى، زندانی سیاسی به کسی گفته می‌شود که در چارچوب قانون، فعالیت سیاسی انجام داده باشد اما به دلیل مغایرت فعالیت‌های وی با خواست حکومت در زندان باشد.
این که حکمتیار علیرغم حمایت، آزادى و فعالیت هایی که در بالا تذکر رفت، خود را زندانى سیاسى در جمهورى اسلامى ایران قلمداد مى نماید. به عدم سواد او از مقولات سیاسى و یا هم به ناسپاسى وى از اربابان سیاسى اش بر مى گردد که در چنان اوضاع دشوارى که نامبرده جزء جمهورى اسلامى ایران پناهگاهى نداشت، او را حمایت همجانبه نمودند.