-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آبان ۸, دوشنبه

طوق افتخاری که زیب گردن چهار یار طالبان شد

مكالمه تليفونی سرباز تيرباران شده ديروز در خان آباد
روایت تلخ مرگ و فروشکنی یک نسل
اشاره: دشمن بی مروت وقسی، لابی های معروفی دارد که همه روزه از بلندگوهای مطبوعات به آن مباهات می کنند. غنی، اتمر، گلبدین، کرزی، امرخیل... شکور دادخواه و هزاران دگر...

سه هزار افغاني در نزدِ سيف اللهِ دوكاندار است باز بگير!
سربازی كه از سوي طالبان در خان آباد كندز تير باران مي شود ، در سه دقيقه با خانمش مختصر صحبت ميكنه و با گريه مي گويد لحظات بعد تير باران مي شود.
اين سرباز كه مي بيند طالبان وارد پوسته هاي شان شده و چيزي هم به شليك كردن ندارد جز تفنگِ بي گلوله.
فورأ به خانمش كه در رستاق تخار است تماس گرفته ، به وي تأكيد ميكند كه سه هزار افغاني در نزدِ سيف الله است را بگيرد و به اطفالش لباس زمستاني بخرد...
به خانمش ميگويد: دو هزار افغاني را به هر دو طفلم لباس زمستاني بخر و يك هزارش را خودت بگير و هميشه از تصميم پدرم اطاعت كن و بدون اجازه پدرم خانه مارا ترك نكن و اطفالم را درست نگهداري كن...
او مي گويد دو شاجورِ كلاشينكوف و يك شاجور تفنگچه در بين لباس هايش موجود است كه اورا به پوليس رستاق تسليم كند كه مربوط به دولت است....
او به خانمش ميگويد طالبان طرف من ميايد عزيزم خدا حافظ همه همقطارانم را به خون يكسان كردند... خدا حافظ خداحافظ به مادرم سلام و روي دخترم ببوس ... تليفونش قطع نميشود؛ اما صدای شوهرش قطع مي شود و در جاي صدا و ناله شوهر در گوش زنِ كم بخت ، صداي شليك و وحشت مي رسد... سرانجام، سرباز وطن بخون و خاك يكسان ميشود و زن سياه بخت ضعف و راهي شفاخانه...
دو طفلِ كم طالع هم بي مادر و در كوچه و پس كوچه مادرش را جستجو مي كنند... اما از سرنويشت پدر بيخبر و تا أبد بيچاره و در مانده شدند.
اي وأي خيلي سخت و درد ناك بود برايم. 
سنت تيمور