-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ مهر ۱۳, پنجشنبه

محاصره کردستان


 کوچکترین اشتباه می تواند به جنگ کرُد با غیر کرُد بیانجامد
 
 
همه پرسی در کردستان عراق برگزار شد و نزدیک به 93 درصد رای دهندگان به استقلال آری گفتند. این همه پرسی از آغاز با مخالفت دولت های ایران، ترکیه، عراق و سوریه روبرو بود.
مسعود بارزانی از 2005 رئیس اقلیم کردستان است. دوره ی هشت ساله ی ریاست او میبایست در سال 2013 پایان میگرفت اما پارلمان این دوره را برای دو سال تمدید کرد. پس از آن، بارزانی پارلمان را منحل نمود و به این ترتیب از سال 2015 ریاست او جنبه ی قانونی ندارد. شاید انگیزه ی بارزانی را برای برگزاری همه پرسی استقلال در کردستان عراق بیش از هر چیز باید در سیاست داخلی حکومت اقلیم جست و آنرا بحران مشروعیت و تلاش برای بازسازی موقعیت لرزان وی و حزب دموکرات کردستان عراق دانست. گمان میرود که همه پرسی استقلال کردستان و زمانبندی انتخابات پارلمانی و ریاست اقلیم در اول نوامبر یعنی اندکی بیش از یکماه پس از تاریخ همه پرسی مانور سیاسی بارزانی و بهره گرفتن از موج احساسات ناسیونالیستی برآمده از آن برای پیروزی در انتخابات آینده باشد.
شرایط اقلیم کردستان مساعد نیست و بحران اقتصادی گریبانگیر آنست؛ دستمزدهای پرداخت نشده ی کارمندان دولت اقلیم، برجها و ساختمانها و پروژه های نیمه تمام، بدهی های خارجی، خزانه دولتی خالی و... این شرایط ناگوارنشان از آن دارد که مردم کردستان عراق در پی تحول و تغییر این وضعیت هستند تحولی که سالهای دراز در پی جنگ و سرکوب به تاخیر افتاده و از همین رو ناخودآگاه جمعی چاره را در استقلال و جدایی می پندارد. با وجود همپارچگی در رای آری به استقلال، همه پرسی نه برآمده از خودآگاهی ملی در کردستان عراق که برعکس ناشی از ناکامی حکومت اقلیم در ایجاد چنین خودآگاهی است و اینکه چاره ی بحران مشروعیت خویش را در پیش کشیدن آرزوی دیرینه ی مردم کردستان یافته است. از اینرو شعار همه پرسی بازتابی چنین گسترده مییابد.
همچنین مناقشه با دولت مرکزی عراق بر سر دستمزد کارمندان دولت اقلیم، میزان برخورداری اقلیم از درآمد ملی، کنترل کرکوک و دیگر نقاط مورد اختلاف و داشتن دست بالا پس از همه پرسی در مذاکرات با دولت مرکزی بر سر این موضوع ها نیز میتوانسته از دیگر انگیزه های بارزانی برای برگزاری همه پرسی بوده باشد.
تا اکنون اما واکنش دولت مرکزی عراق به همه پرسی بستن خطوط هوایی کردستان به روی پروازهای بین المللی و تهدید به حمله ی نظامی برای خارج کردن کنترل میادین نفتی کردستان از دست حکومت اقلیم بوده است. ایران و ترکیه نیز در نزدیکی مرز با کردستان عراق آرایش نظامی برقرار کرده و در پی اعمال فشار اقتصادی به دولت اقلیم از طریق "بستن شاهراه صادرات نفت"، مسدود کردن مرزهای زمینی و واردات کالا به کردستان هستند.
مرزهای کردستان عراق با ایران، ترکیه، عراق و سوریه، اقلیم کردستان را در محاصره ی این کشورها قرار داده و آن را در برابر اهرم فشار اقتصادی آسیب پذیر کرده است. در این میان ترکیه از نظر حجم مبادلات اقتصادی و تجاری با دولت اقلیم کردستان جایگاه ویژه یی دارد. سرمایه گذاری ترکیه در زیرساخت ها، فعالیت بیش از هزار شرکت ترکیه در کردستان عراق و صادرات 8 میلیارد دلاری کالا و محصولات غذایی بخشی از پیوندهای اقتصادی ترکیه و اقلیم کردستان است.
از نظر سیاسی نیز شاید نقش ترکیه در رابطه بااختلاف این کشورها با کردستان عراق بر سر همه پرسی استقلال برجسته تر باشد؛ به این معنی که از پیچیده تر شدن شرایط و درگیریهای نظامی احتمالی میان طرفین تا مذاکره و تفاهم بر سر حداقل خواست ها، بیش از همه واکنش ترکیه به مساله ی همه پرسی اهمیت ویژه یی دارد. این احتمال هست که ترکیه فشار اقتصادی زیاد به اقلیم کردستان را، چندانکه موقعیت بارزانی را به مخاطره بیندازد، به سود خود نبیند چرا که با وجود تجربه ی نسبتا موفق خودگردانی کردهای سوریه و متحد آن "پ ک ک" در شمال این کشور و محبوبیت "پ ک ک" به خاطرنجات کردهای سنجار در پی حمله ی داعش، احتمالا نیروهای هوادار و نزدیک به "پ ک ک" پایگاه اجتماعی گسترده تری بدست می آورند؛ چیزی که دولت ترکیه از آن هراس دارد. همچنین باید در نظر داشت که ترکیه و ایران رد پای اسرائیل و دسیسه ی آمریکا را پس پرده ی همه پرسی می بینند. حمایت اسرائیل از همه پرسی و روابط نزدیک اسرائیلی ها با بارزانی ها که به سالهای دهه ی 1960 باز میگردد نیز ایران و ترکیه را بیشتر بد گمان کرده است. بنابراین هم ترکیه و هم ایران تلاش خواهند کرد با فشار به بارزانی و واداشتن او به مصالحه از نفوذ آمریکا و اسرائیل در کردستان عراق و در همسایگی خود بکاهند. حضور بارزانی در راس حکومتی ضعیف در اقلیم کردستان احتمالا بهترین نتیجه برای ایران، ترکیه و عراق خواهد بود.
با اینهمه شاید منطقه ی خاورمیانه آرام آرام دستخوش چرخشی تازه میشود. مساله ی دولت اسلامی و جنگ با داعش به پستوی تاریخ میخزد و آینده می تواند صحنه ی رویارویی های جدید اینبار در قالب کرُد با غیر کرد شود. در این میان عقل و درایت در حکومت ایران اهمیت کلیدی دارد تا هم در دام ترکیه که بزرگترین طرف اقتصادی بارزانی است نیفتد و هم با مساله همه پرسی استقلال چنان برخورد نکند که عملا در کردستان ایران زمینه ی حمایت از استقلال کردستان عراق را فراهم آورد. این گره با تدبیر باز می شود و نه با خطبه های نماز جمعه و تهدید های نظامی فرماندهان و یا بیانیه های مجلس خبرگان و یا مجلس. به ویژه به شرایط اقتصادی اقلیم کردستان که دربالا به آن اشاره شد باید توجه کرد و بر این مبنا سیاست مناسبات با اقلیم کردستان را تنظیم نمود. این مناسبات قطعا نه نظامی بلکه اقتصادی و سیاسی است. نگارنده بعنوان یک کرُد ایرانی که از کردستان ایران و کردهای منطقه آگاهی دارد کوشش برای تقویت چنین درایتی را در دولت و حکومت ایران راه چاره میداند.
(نقل از راه توده 618)