-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آذر ۹, پنجشنبه

مدعی شدی که مجددی پول حرام گرفت؛ پس دست او را چرا بوسیدی؟

درک من از گفتگوی ویژه ی طلوع نیوز با سپنتا!
لطیف پدرام


گفتگوی ویژه ی طلوع نیوز، را با آقای سپنتا دیدم. وکلا و روشنفکران خوب ما در آن گفتگوی ویژه حضور داشتند. چهار تن از اشتراک کننده گان پرسش های جدی مطرح کردند.
1- استاد هاشمی
2- آصف آشنا
3- هارون معترف
4- گرداننده
بقیه پرسش ها آن قدر مهم نبودند. آقای سپنتا پاسخی برای استاد هاشمی نداشت. به بیان عامیانه"تیر" خود را آورد.برای آصف آشنا هم پاسخ درست نداد. پاسخ او برای هارون معترف فریبکارانه بود. فقط یک اکت و ژست بود، یعنی که شما نخوانده اید!
در باره ی"پاکت های زرد"که گرداننده سوال کرد پاسخ اش کامل نبود. با توجه به این که کرزی به گرفتن آن پاکت های زرد اعتراف کرده بود. و آقای سپنتا کاملا در جریان بود و موضوع مطبوعاتی شده بود. از کنار 50000 هزار دالر هم به آسانی گذشت.
دریافت من از آن گفتگو این است:
آقای سپنتا سخنگوی کرزی بود و هیچ استقلال عملی نداشت و این سرافگندگی را پذیرفته بود، در حالی که می توانست نپذیرد. کرزی بر او تاثیر گذارده بود نه او بر کرزی، به این دلیل که ما هیچ نشانه ای از تاثیر این آقا که مدعی تعهد به سوسیال-دموکراسی و مکتب فرانکفورت است در عمل و اندیشه ی کرزی ندیده بودیم. به اضافه باید گفت، یک سوسیال-دموکرات دست یک آدم معلوم الحال مانند آقای مجددی را نمی بوسد. آقای سپنتا در باره ی پیشنهاد آمریکا و رشوه ی پولی برای تایید پیمان امنیتی گفته که من پول نگرفتم، شاید مجددی گرفته باشد. پس چرا دست یک چنین آدمی را بوسیده است؟

مجلس نمایندگان از ایشان سلب اعتماد کرد. به اصطلاح استدلال سپنتا در برابر پرسش هارون معترف این بود که، هم شهروندان باید از قانون دفاع کنند و هم نهاد های دولتی. من(سپنتا)به این دلیل پست وزارت خارجه را رها نکردم که فیصله ی مجلس غیرقانونی بود! نقد من بر سپنتا این است که علیه قانون شکنی باید از موضع قانون ایستاد شد، نه از موضع فردی و غیر قانونی. ثانیا چرا فیصله ی ستره محکمه را مطبوعاتی نساختید تا مردم و مجلس به آن آگاه می شدند. پاسخ سپنتا در این مورد واقعا غیر فنی و نادرست بود. سپنتا در وزارت خارجه برخلاف قانون و دموکراسی کارش را ادامه داد.

سپنتا گفت، من به عنوان مشاور شورای امنیت ملی، اطلاعات را نمی خواندم. فقط پالیسی ساز بودم. واقعا کسی که اطلاعات نهاد های امنیتی را در مقام مشاور شورای امنیت ملی نمی خواند و تحلیل نمی کند، چه گونه می تواند پالیسی بسازد، با رویا هایش پالیسی می سازد؟
کرزی رئیس شورای امنیت بود. مارشال فهیم معاون کرزی بود و سپنتا مشاور شورای امنیت بود. ایشان باید بر اساس مسوولیت کاری به رئیس جمهوری و معاون آن مارشال فهیم ناگزیر گزارش می داد. این آقای سوسیال دموکرات چرا با یک چنین آدم های ضد دموکراسی و سوسیال دموکراسی وظیفه انجام داد؟ در تمام مدت کار خود از کرزی و مارشال که به زعم ایشان ضد دموکراسی بود اطاعت کرد، مگر چنین نیست؟
من عضو مجلس نمایندگان هستم. سپنتا وقتی به مجلس فرا خوانده شد با هزار زبان از ضرورت امضای پیمان امنیتی دفاع کرد. و حالا نق نق می کند و کوزه و کپر را بر سر اتمر می شکند.
سپنتا، چنان سخن می گفت که انگار از آسمان آمده است و هیچ نقشی و سهمی در بد و نیک دولت کرزی نداشته است، اصلا رابطه ای با آن نداشته است... اطلاعات را نمی خوانده است، سوسیال دموکرات بوده است، با مارشال مخالف بوده است، ضد پیمان امنیتی بوده است، واقعیت های داخل افغانستان را خوب نمی دانسته است، در باره ی پاکت های زرد هم چندان اطلاعات نداشته است. چون گزارش های امنیتی را نمی خوانده است، به مقامات بالا هم گزارش نمی داده است، از مسایل امنیتی بی اطلاع بوده است و غیره. پس آقای سپنتا در آن مقام چه غلطی می کرده است. پس فقط نان مفت می خورده است. و به راستی چه چیزی بدتر از مفت خوری است؟
اما در باره ی کتاب ایشان باید گفت:
"کانت" حتا گزاره های تحلیلی را مصدر علم و دانش نمی دانست، چه رسد به قصه ها و سرگذشت ها. سپنتا دوره ی ماموریت خود را قصه کرده است. آن هم با هزار دروغ و پنهان کاری. این کتاب فقط یک مشت نقل است و نه چیزی بیش از آن.
لطیف پدرام