-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آبان ۲۱, یکشنبه

آیا کسی درین دنیا هست که دزد نباشد؟



روبرداری از سایت بالاترین:
وقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند،
این دزدی است!

وقتی راننده تاکسی مسافر اطرافی ناآشنا را در شهر دور خودش می چرخاند و دو برابر کرایه می گیرد،
این دزدی است!

وقتی تعمیرکار ماشین با دست های چرب و چیلی و درحالی که عرق پیشانی اش را پاک میکند، برای تعویض یک پیچ از شما پنج برابر پول میگیرد، شما نمیدانید و تشکر هم می کنید، ولی خودش میداند که حق العمل اش چقدراست.
این دزدی است!

وقتی کارمند مملکت به جای کار، به کارهای غیره و بیهوده می پردازد و فیلم دانلود میکند،
این دزدی است!

وقتی به جای حل کردن مشکل مردم، مدام وعده می دهید، اعتماد آن ها را می دزدید و در ادامه ایمان و دین و باورش هم به خدا کمرنگ می شود،
این دزدی‌ است!

وقتی استاد بدون مطالعه وارد کلاس می شود و برای پر کردن وقت کلاس از دانشجوها می خواهد یکی یکی بیایند و کنفرانس! بدهند،
این دزدی است!

وقتی کارخانه داری به جای لیمو، اسید سیتریک می ریزد توی شیشه و به اسم آبلمیوی خالص به خلق الله می فروشد،
این دزدی است!

وقتی مامور بهداشتی این ها را می بیند و صورتش را آن طرف میکند،
این دزدی است!

دزدی فقط جیب بُری توی اتوبوس نیست، دزدها هم همیشه روی دست شان خالکوبی های گنده ندارند و کاپشن خلبانی نمی پوشند!

دزدها میتوانند بوی خوش ادکلن بدهند، ساعت گرانقیمت ببندند، میتوانند لباس مارک دار بپوشند و حرفهای قلمبه سلمبه هم پست کنند و بزنند، اما وقت و عمر مردم را بدزدند!

دزدهای تابلودار! دزدهایی که دست و پایشان را خالکوبی اژدها میکنند، به مراتب از دزدهای کت و شلوار پوش و ادکلن زده قابل تحمل ترند!

احساس مسولیت و وجدان داشته باشیم!
مطمئن باشیم چوب خدا صدا ندارد.