-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آبان ۲۸, یکشنبه

با عبدالله نمی توان استاد عطا و با شاکر کارگر جنرال دوستم را ختم کرد

 شباهت عجیب میان دکترعبدالله و دکترسپنتا/ هردو درنقش شاهد

جنرال دوستم از انقره به کابل می رسد و دکترعبدالله ظاهرن خوشحال و سرمست از چکر واشنگتن. به همان اندازه ای که سوغات عبدالله از امریکا کدام پروژه اقتصادی، ایجاد زیرساخت های اشتغال زا یا چیز هایی شبیه این ها نبوده و نیست؛ به همان مقیاس جنرال دوستم هیچ علاقه ای به مقام ( در واقع مجازی) معاون اول ریاست جمهوری ندارد. دوره غنی- عبدالله رو به خلاصی است اما دوستم یک روز هم در مقام «معاون اول ریاست جمهوری جمهوری اسلامی افغانستان» به مراد خود نرسید. دفتر جنرال دوستم در داخل افغانستان درطولانی کردن القاب بی جهت خود را افسرده می سازد.

قرار گزارش هایی غیررسمی که همه روزه سمت و سو می گیرند، ارگ وامریکا به هیچ وجه روی کنار آمدن با استاد
 امریکا و ارگ نسبت به مواضع رادیکالی و زیاده خواهی های هویتی و دولتی والی بلخ به شدت بی اعتماد وبی علاقه اند، بحث نمی کنند. مگر گزینه جویدن وقورت دادن این بادام تلخ هنوز روی میز است. چپن نفوذ قبلی از روی شانه عبدالله لغزیده و از نظر بی ریشه گی شباهت عجیبی به وزن و کارآمدی دکترسپنتا در دوره کرزی دارد.

گزارش ها مشعر اند که خریداری برخی قوماندانان جهادی که حداقل از نظر صوری خود را به بروپاچه عبدالله بمالند در جریان است. خماندن کمر نیروی سیاسی و نظامی مقاومت ضد طالبان در دستور کار است. قصد دارند مسوولیت اسمی پروژه «تحت مدیریت» آوردن و قلع وقمع احتمالی دوستم- عطا را به نام عبدالله یعنی ظاهرن از جنس خود شان در افکار عامه راجستر کنند.  با این حال مشکل سختی بروز کرده است. سه محور شامل در «شورای نجات» تنها بانک های رای به شمار نمی روند؛ نیروهای مردمی شمال را هم زیر فرمان دارند.

 حفظ قدرت به رهبری دکترغنی برای امریکایی جای اگر ومگر ندارد و درحال حاضر، راه  یافتن بی عرضه ترین همکار درجه دو برای او فقط و فقط به عبدالله ختم شده است.

 نه امریکا، نه غنی ونه شورای نجات، هیچ کدام نباید درگیر یک محاسبه غیرواقعی شوند که جبیره کردن اشتباه سیاسی سالیان سال به طول می انجامد. به جای عبدالله، ارگ و سفارت امریکا محاسبه می کنند. درخوش بینانه ترین حالت، هرگاه جوشکاری شورای نجات و گروه ارگ در دستور کار امریکا قرار بگیرد، بازهم سعی می شود استاد عطا به عنوان پایگاه آرمان های غیرقابل معامله فرهنگ تاریخی مقاومت سیاسی- نظامی درحاشیه قرار داده شود. اما هرگاه بسیج سیاسی طوری شکل بگیرد که وی قدرت سیاسی و نظامی خود را در میدان حفظ  کند، عضو اتاق تصمیم گیری برای تعیین رئیس جمهور خواهد بود.

اگر دیروز، احمد شاه مسعود با آن که خط السیر تروریزم را کشف کرده و به جهان اعلام داشته بود، براساس یک اجماع منطقه ای ازصحنه برداشته شد، درشرایط حاضر، حذف عطا که ادامه همان جریان است، با آشوب های بزرگ وویرانگری همراه خواهد بود. یک دلیلش این است که همه چیز در مغز مردم از قبل افشا است و ثانیا همسویی ایران- روسیه با حضور امریکا درافغانستان رنگ باخته وجایش را به تقابل داده است.
به نظر می رسد که پلان ارگ و امریکا در برابر عطا، تکرار سناریوی پراندن اسماعیل خان از هرات است. اما باید برای دوستم و عطا یک «امان الله زیرکوهی» پرورش دهند. عبدالله و شاکر کارگر درآن نقش نمی گنجند و هیچ فرمانده سابق تحت فرمان مسعود نیز حاضر به جنگیدن با عطا و دوستم نیست. استفاده از اردوی ملی و قوای خاص امریکایی عواقبی دارد که هیچ کس نمی تواند از قبل آن را توضیح کند.