-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آبان ۳۰, سه‌شنبه

رحمت الله «نبیل» سریک متوفی را از تنش جدا کرد

کسی که از ماجرا های سیاه مطلع بود، کاملن و تا چهار سال بعد هم به معامله گران وفادار مانده بود. نبیل پیش ازین داستان، باید منافع ملی را برای خبرنگاران تعریف می کرد. طشت غنی- کرزی که سال هاست از بام افتاده است.





رئیس سابق امنیت ملی به قیمت از دست دادن فرصت های مناسب، کلۀ میت «حکومت وحدت ملی» را پس از نزدیک به چهار سال سکوت سیاسی قطع کرد. شروع فعالیت های جریان محور و افشا گری دیرهنگام انجنیر نبیل در ذات خود یک کمپاین انتخاباتی و سیاسی است. شاید برای عمر داوودزی یا خلیلزاد... مهم نیست چه کسی باشد. این قدر گفته آییم که از کوبیدن سنگ بر شیشه ای شکسته آواز برنیاید وبا کندن کله یک لاش چهار ساله، فتح وبهادری سیاسی حاصل نشود.

راز اصلی از رواق گفتار خود آقای نبیل آویخته است، یعنی که بحران توزیع قدرت درحال چاق شدن است. زمان بهره وری از بحران درحال فزونی فرارسیده است. شمشیر کشی نبیل علیه غنی- عبدالله به طور خودکار، خود او را بر کرسی مظان قضاوت تاریخ برمی نشاند، ورنه کسی به غیر ازغنی، کرزی و سپنتا (آن بی خطرترین شاهد شاطرمنش تاریخ) ازین آلوده گی های باورنکردنی پس پرده خبر نداشت. این که کرزی در پروسه انتقال مسوولیت های امنیتی با غنی وارد معامله شد که نتیجه اش برای مملکت بس تاسف بار بود؛ اصل فاجعه نیست؛ اصل فاجعه درآن است که کرزی و غنی چه گونه از سوی ارکان دولت همراهی شدند تا کار به این جا کشید.

 کسی که از آن ماجرا مطلع بود، کاملن به معامله گران وفادار مانده بود.
حکایتی است که شخصی را پسر در چاه افتاد. گفت: جان بابا! جایی مرو تا من بروم ریسمان بیاورم و تو را بیرون بکشم.
آقای نبیل درنقش آن که گویا دنبال ریسمان دویده بود، علی الظاهر با ریسمان بازگشته تا نعش پسر ( یعنی اولویت ملی را) را از چاه بیرون کند.

حالا که دوره غنی رو به پایان است چه فایده دارد که گفته شود قرارداد ها پیشکی وعده داده شد، ماشین های چاپ کارت جعلی انتخاباتی درخانه ارکان برحال دولت کنونی فعالیت داشت. این روایت طوری بیان شد که گویا روایت کننده یک فرد کاملن عادی و بی صلاحیت بوده و کدام دخل وغرضی به آسیب های تاریخی کشور نداشته است.

چرا خاینان را دستگیر نکردید؟ اگر چنان مجالی دراختیار نبود، دست کم چرا همان زمان افشا نکردید؟ این همه خیانت به همه ارکان دولت گزارش داده شد. حال چه فایده که اشاره ای سربسته به این شود که همه ارکان دولت خاین بودند. شما چرا آبرو ومنافع خاینان را حفظ کردید؟  شما می توانستید غیر مستقیم افشا کنید اما نکردید. دربرابر یک خیانت تاریخی چهار سال سکوت شده است. حالا که سکوت شکسته، ما با یک کمپاین سیاسی- انتخاباتی به عنوان بدیل آن سروکار داریم که زیانش برای افشاگر کمتر از فایده اش می تواند محاسبه شود. فاش گری نبیل او را از چشم پوشی در برابر یک خیانت عظیم تاریخی برائت نمی دهد. وی سهل می توانست غیر مستقیم مساله را به افکار عمومی افشا کند. مغز اجتماعی به طور اتومات نتیجه خود را گرفته است.
کسی که از ماجرا های سیاه مطلع بود، کاملن و تا چهار سال بعد هم به معامله گران وفادار مانده بود. نبیل پیش ازین داستان، باید منافع ملی را برای خبرنگاران تعریف می کرد. طشت غنی- کرزی که سال هاست از بام افتاده است.