-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آذر ۱۹, یکشنبه

اگر این داستان حقیقت باشد، قاتل ده نفر درخیرخانه کدام خطایی را مرتکب نشده است

مجیب ضیاء این روایت را نشر کرده است.



عوامل پس پرده رویداد جنایی جمعه شب که منجر به کشته شدن یازده عضو یک خانواده به شمول زنان و کودکان و زخمی شدن دو عضو این خانواده گردید ، این رویداد در مربوطات ناحیه پانزدهم امنیتی کابل رخ داده است.
یافته های من.
چیزی بیشتر از دو سال قبل مردی که شغل معماری (گلکاری) داشت با خانمش که گویا بدون رضایت اقارب طرفین ازدواج کرده بود، می آید و یک خانه را به مبلغ دوصد و پنجاه هزار افغانی به مدت یک سال به گرو میگیرد، اما طرف قضیه که صاحب خانه می باشد قبل از معیاد ذکر شده در قرارداد، این شخص را وادار به تخلیه خانه می کند، در ضمن پولی که بابت گروی خانه از نزدش گرفته بود را برایش واپس نمی کند.
این موضوع باعث می شود که طرفین قضیه برخورد فزیکی کنند، و شخصی که خانه را به گرو گرفته بود و صاحب خانه بدون واپس کردن پول و تکمیل معیاد قرارداد، وی را مجبور به ترک خانه می کرد، برای دفاع از حق خود اسلحه گرفته و دو روز مکمل خانه را ترک نه نمود، پولیس و نیرو های امنیتی هم نتوانستند وی را دستگیر کنند و یا از خانه بیرون کنند چون شخص مذکور مسلح بود و ادعا میکرد که پولم را بدهید من خانه را ترک میکنم، بالاخره با مداخله موسفیدان محل که ضمانت کردند پولش را از نزد صاحب خانه می گیرند؛ خودرا تسلیم پولیس کرد، اما بدون این که پولش را بدهند، وی را راهی زندان کردند، خانم و تنها فرزندش که خیلی کوچک بود و هنوز در آغوش مادر بود، بدون حامی و سرپرست به جا ماندند، وی از صاحب خانه خواست که خانم و فرزندش را الی رهایی وی حمایت کنند و از خانه نکشند، اما صاحب خانه نه تنها آنهارا حمایت نمی کند بلکه از خانه نیز میکشد.
قبلاَ متذکر شدم که ازدواج آنها بدون رضایت فامیل های طرفین بوده، خانم این شخص پس از مراجعت به خانه پدر یا کشته میشود و یا به مرگ طبیعی می میرد و همچنان فرزندش. این اتفاق دقیقاً یک سال و شش ماه قبل رخ داده بود، و آن مرد چندی قبل که از زندان آزاد میشود؛ دیگر برای از دست دادن چیزی برایش باقی نمانده بود، وی هم بابت انتقام، جمعه شب ساعت حدوداً دوی شب می آید و تمام بستگان فامیلی که مقروضش بودند وی و خانمش را از خانه کشیده بودند و او را راهی زندان کرده بودند را به رگبار گلوله میبندد.
این بود جریان فاجعه تلخ جمعه شب.