-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آذر ۲۶, یکشنبه

یکی از هزاران کارنامۀ سلطان ویرانگری؛ محمد گل مهمند

مجموعه یافته های تکان دهندۀ نویسنده و پژوهشگر، جناب توریقل میمنه گی
منبع نشر: تارنمای وزین توران

اشاره: برای دو باره نویسی تاریخ دهه استقلال، سرگرم یادداشت برداری از منابع مختلف ازجمله نوشتارهای شناور درتارنما ها هستم. به مواردی برمی خورم که مو بر تنم راست می شود؛ از جمله این مورد زیر. جنایتکار، جز از خودش، از هیچ تباری نمی تواند نماینده گی کند. رزاق مأمون


محمد گل مهمند بعداز تعین شدنش به حیث رئیس تنظمیۀ تورکستان وقطغن، ضمن سر کوب های وحشیانه ای که بر علیه مردم بی دفاع بغلان، قندوز، تخار، بدخشان، بلخ، سمنگان، جوزجان وسرپل به عمل آورد وتوضیح هر یکی از آن عملکرد های فاجعه آفرین وغیر انسانی در نوشته های بعدی منعکس خواهد گردید، میمنه وباشندگان آن دیار، منحیث منسجم ترین کتلۀ تورکان ازبیک در افغانستان آماج حملات ددمنشانۀ او قرارگرفته وبه مصائبی گرفتار آمدند که، تاریخ هر گز نمیتواند آنهارا فراموش کند.

بزرگترین جفای او بر علیه مردم میمنه، جمع آوری کتب تورکی از مدارس دینی، مکاتب، کتاب فروشی ها وخانه های مردم با حیل مختلف وبه آتش کشیدن آنهاست که، اصل فاجعه به تر تیب ذیل صورت میگیرد.
محمد گل مهمند یکی از تحصیل یافتگان کشور تورکیه بود وزبان تورکی استانبولی را نیک میدانست، با استفاده از زبان تورکی استانبولی که قرابت های فراوانی با زبان تورکی ازبیکی دارد، تکلم به زبان ازبیکی را به سرعت فرا گرفت، از روی نیرنگ با مردم به زبان خود آنها صحبت نموده، آن هارا تشویق نمود که کتب تورکی موجود در خانه ها وهر جای دیگر را به اوبسپارند که در ایجاد یک کتابخانۀ عامه برای مردم شهر مورد استفاده قرار دهد، وبعضی از نسخ کم یاب راهم تجدید چاپ نموده، از نابودی نجات بخشد!
مردم مظلوم میمنه که از نیت شوم او آگاهی نداشتند، واز سوابق جنایتکارانۀ اوهم اطلاع چندانی در اختیار ایشان قرار نگرفته بود، با خوش قلبی وخلوص نیت هرآن کتابی را که در هر جا یافتند تقدیم او نموده ومنتظر آن بودند که، آن فاشیست محیل به وعدۀ خود عمل نموده وکتابخانۀ مورد نیاز مردم را در شهر میمنه افتتاح نماید.
او با مهارت تمام آخرین کتب باز مانده در خانه های مردم را هم با پیش کش نمودن پول واعطای جوایزبه آورندگان آن ها، وگاهی هم تهدید،جمع آوری نموده، وروزی راهم جهت افتتاح این کتابخانۀ منحوس تعین ومردم را دعوت به اشتراک در مراسم افتتاحیه کتابخانه می نماید.
تا روز موعود مقدار کافی چپن را هم از دکان ها جمع آوری وبا کتاب ها یکجا قرار میدهد.
بنابه گفتۀ شاهدان عینی همچون مرحوم عبدالروف نفیر، شادروان ابوالخیرخیری، شاد روان نظر محمد نوا وعدۀ دیگری مجموعاً سه هزار چهار صد جلد کتب مختلفۀ دینی وتاریخی، یکجا با همان مقدار چپن جمع آوری شده، در روز بازار پنجشنبه که همه مردم جهت خرید وفروش مواد دست داشته ویا مورد نیاز خود به شهر می آیند، بعداز گردآوری جبری مردم توسط جارچی ها، در بازار سر پوشیدۀ (تی تم ) که یکی از مراکزتجارتی مهم وباز مانده از زمانه های دور بود، به آتش میکشد.

جریان آتش زنی کتب را مردمی که عدۀ ازآن ها هنوز زنده اند چنین بیان میدارند:
مردم با کمال تعجب می بینندکه در مرکز آن بازار سر پوشیده کتب جمع آوری شده به یک حالت اهانت بار سر هم افتاده وپهره داران از آنها محافظت مینمایند وبه شکل یک دایره چپن های جمع آوری شده نیز در اطراف کتابها قرار داده شده است.
محمد گل مهمند، قبلاً دستور داده بود که میز خطابۀ اورا در بالای تودۀ کتابها ترتیب داده ومقدار لازم تیل پطرول نیز آماده سازند.
همه چیز طبق دستور او آماده گردیده بود، واو با قرار گرفتن در جای معینه، از مردم متحیر وبهت زده می پرسد که:

در زیر پا های او چه چیزی قرار دارد؟
مردم یک صدا جواب میدهند که، کتاب!!
او تکرار از مردم می پرسد که کدام کتاب؟
مردم با پریشان حالی جواب میدهند که کتاب های تورکی!
بعداً او به طرف چپن ها اشاره نموده ومی پرسد که آن ها چه هستند؟
مردم که از نیت او واقف نیستند با خنده جواب میدهند که صاحب چپن!
او باز میپرسد که:
کی به این زبان تورکی تکلم میکند؟
مردم میگویند که تورک ها!
وکی این چپن هارا میپوشد؟
تورکها!
با گرفتن قیافۀ موقر خطاب به مردم میمنه که اکثریت مطلق ایشان تورکان اند، می گوید که:
ماهمه افغان هستیم واینجا هم سرزمین افغانستان است، ودر افغانستان همه باید به زبان افغانی درس بخوانند ، کتاب، عریضه، نامه وهر آن چیزدیگری که لازم باشد به زبان افغانی یعنی پشتو نوشته کنند، وتمامی مراجعات خودرا به دوایر دولتی به زبان پشتو ترتیب اثر داده وبه زبان ملی که زبان پشتو است احترام بگذارند!

زبان تورکی زبان مغول ها واولادۀ چنگیز است که خاک مارا ویران، وشهر های افغانستان را آتش زده است. وچپن هم البسۀ مغولی است وما افغان هستیم، نباید که لباس مغول ها را استفاده وقدر نماییم. از این به بعد نه کسی از این زبان مغولی استفاده کرده میتواند ونه هم حق پوشیدن این کالای لعنتی مغول ها را دارد.
این کتابها به زبان مغولی نوشته شده باید است طبق دستورمبارکۀ اعلیحضرت معظم همایونی به آتش کشیده شود.
حال شما مردم کمک کنید که ما این کتابهای لعنتی را یکجا با این لباسهای لعنتی آتش بزنیم.
بعدازین هیچ کسی حق نوشتن به این زبان را ندارد، واگر کسی مرتکب این جرم غیر قابل بخشش شود جزای سخت خواهد دید.
چپن راهم باید است اصلاح نمود.
آستین های آن کوتاه ودامن آنهم کوتاه شود!
جهت رهنمایی مردم یکی دو تن از حاضرین را هم در نزد خود احضار وآستین های چپن ایشان را یکجا با دامن آن قیچی مینماید. بعداً بالای کتب تیل پاشی نموده وآتش میزند وبه این ترتیب بزرگترین فاجعۀ کتاب سوزی را به شیوۀ کتاب سوزی های هتلری انجام داده، و تورکی زبانانرا از داشتن زبان تحریر وتدریس به زبان مادری محروم میسازد.