-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ آذر ۲۸, سه‌شنبه

کشتی نجات فقط دردست جمیعت وجنبش است


مشروط براین که از معامله های خنده آور گذشته درس گرفته باشند.


درقضیه والی بلخ، بحث جمیعت اسلامی یا چند فرد خوشنام و بدنام مطرح نیست. درست است که نخبه های پس از مسعود هرکدام به نوبه خود، هم برسر تاریخ معامله شخصی کرده اند و هم برسر مصالح و اعتبارات جمیعت وشورای نظار و حتی میراث کاریزماتیک مسعود را در غرفه های محقر خویش لیلام کردند. اما تجربه گیری طولانی شرایط منصفانه ای را از برکت نسل جوان و تحصیل یافته جمیعت و شورای نظار نیز پدید آورده است که حاضر است به تاریخ پاسخگو باشد.


مجموع حوادث طوری شکل گرفته است که یک اقلیت حامل تابوت «گذشته» آمده از خارج، درپناه حضور نیروهای خارجی باردیگر کاذبانه امیدوار شده است که قالب سازی و ثبیت سلطه سیاسی پوسیده «گذشته» بر زمینه حال را دوباره از نام مضحک قانون گرایی که خود آن را لگدمال کرده دوباره سازی کند. سلسله حوادث هم در سه دهه اخیر به گونه ای بوده است که چه بخواهی چه نخواهی، جمیعت اسلامی را درمیدان تعامل تاریخی پیش انداخته است. چه کسی راضی باشد، چه نباشد، نجات یا سقوط چند صد ساله دیگر به سرنوشت همین جمیعت، شورای نظار و جنبش و حزب وحدت گره خورده است.


چه کسی نمی داند یا خود را به نادانی می زند که اگر جمیعت، شورای نظار وجنبش نبودند، رژیم کنفدریشن آی اس آی تحت رهبری گلبدین و حقانی بر سرنوشت کشور چیره می شد و صد سال دیگر باید جوی خون جاری می شد تا روزنه ای برای نجات پیدا می شد.

رژیم کنفدریش اسلامی، هم پشتون را به قعر استحقار می کشانید، هم تاجک وهزاره و دیگرلایه های اجتماعی را. هیچ نیروی تعیین کننده، بازدارنده و زنده، غیر از جمیعت و جنبش ملی که بند بازخواست و رد عمل بر گردن تیم سلطه بیاندازد در صحنه وجود ندارد.


حال باردیگر بحث استفاده از «قوه قهریه» براساس سیاست حذف وسلب است که بی هیچ تردیدی شکست خواهد خورد. سیاست خارجی افغانستان دردست امریکا قرار دارد اما مدیریت کامل امور داخلی هرگز به مجریان پروژه خارجی تعلق نخواهد گرفت. امریکا توان کشتن میلیون ها تفنگ دار را که برای بقای خویش می جنگند، ندارد. اردوی افغانستان همه اش ساخته شده از قطعه ارگ و داوود تره خیل یا گل نبی احمدزی نیست، خود این اردوی مظلوم محکوم بازی های غیرعادلانه است و به زودی میله را به سوی آدرس فتنه برمی گرداند.
به نظر می رسد که تیم کوچک سلطه درارگ گوشش به انصاف و توازن بدهکار نیست. تا زمانی که شغال بی انصافی درین حریم پرسه بزند، جنگ و تقابل نیز ادامه خواهد یافت. دست آورد غنی- عبدالله یک نظامی کامل خواهد بود. سفیر امریکا ماموریتش ختم شود می رود پی کارش یا درمزرعه اش حاشیه نشین می شود. شما کجا می روید؟