-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ دی ۲۰, چهارشنبه

انفجار عطا نور علیه عبدالله تصادف نبود

 گزارشی از یک مرجع قابل اعتبار ناظر ( ازنزدیک) به من درین باره امیل شده است.

فشرده نکات تازه این است که شماری از افراد بی تجربه، کم تجربه و یک صفی از تملق کاران حرفه ای آینده ای خود را در «حضور» عبدالله تشخیص داده بودند. یک گروه ازین دسته، نقطه ضعف اصلی عبدالله ( شور واشتیاق داغ ودایمی به داشتن لباس های ستایلی همه روزه و رسیدن به سروصورت ) را وسیله ای برای ساختن موقعیت برای خود قرار دادند. فرق بین مباحث درحضور دکترغنی و صحبت های درمحضر عبدالله از زمین تا آسمان بوده است.
درارگ، تمرکز بر کتگوری انتصابات، شریان درآمد های گمرکات، پروژه گیری و طرح پروژه های پولساز، شکار افراد «خاکستری» ( نه سفید نه سیاه) اما وفادار به ارگ و کاشت آن دراطراف عبدالله و نقاط دیده بانی و ده ها مسایل دیگر.... صحبت های این طرف، از براند نکتایی، بوت جوراب ورنگ دریشی وطرق پوشیدن جناب دکتر صاحب و کش دادن پرگویی ها اندرین لون مسایل بود و هست.

نوع دیگر مباحث «حضور» یاد آوری مکرر از توصیف مردم در فیس بوک  از لباس دکتر، مثلا فلان دختر افغان  محصل در آمریکا در فیس بوک از ظرافت ولباس دکتر عبدالله  توصیف کرده است!
درفاز عصرانه، مثلا حدیث ازین است که «دختران محصلین افغان در لندن در صفحه خود از نفاست وخوش لباسی دکتر پست منتشر کرده اند» یا در صفحه ای دیگر، «در کابل فلان نهاد مدنی از کار کرد دکتر عبدالله  ستایش کرده، مثلا در کارته ۴ یک نهاد مدنی وفعالین حقوق زن از کار کرد دکتر صاحب تقدیر کردند.
«کلان های مجاهدین وسران با نفوذ به مرور از دکتر دور شده و ازآن پس کسی اهمیت نمی داد به دکتر چیزی خلاف میلش وخلاف فضای حاکم در قصر سپیدار چیزی بگوید»
 «تنها استاد عطا نور کسی بود که  همیشه نظر به دوستی با دکتر صاحب ونظر احساناتی که به او کرده بود به او واقعیت را گفته می توانست ومتنفذینی که در انتخابات با تیم اصلاحات و همگرایی  کمک کرده بودند  به استاد عطا رسیده گی کرده میتوانستند واستاد عطا به دکتر عبدالله می گفت؛  همیشه فشار می انداخت که مردم از ما وشما مایوس نشوند. همین موارد با مرور زمان به مزاج وطبيعت دکتر عبدالله  ثقیل تمام می شد؛ چون دکتر عبدالله  انتظار داشت که  در باره مانند روزهای انتخابات ریاست جمهوری  توصیف شنیده شود؛ ولی این جا استاد عطا اورا متوجه مسؤلیت می ساخت واز خامی ها و کاستی ها صحبت می کرد که  بچه های مقربین دکتر هم گوش دکتر عبدالله  را علیه عطا پر می کردند. آهسته آهسته  دکتر عبدالله عطا را من حیث رقیب و موانعی در راه های آرزوهایش  تلقی کرد واز همان روزها  برای تخریب عطا در قصر سپیدار یک تیم مقرر کرد.»