-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ دی ۲۱, پنجشنبه

طرح کودتا علیه روحانی به شورش علیه نظام انجامید!

سرمقاله راه توده
 با گذشت زمان به‌ تدریج ابعاد حرکتی که قرار بود به کودتا علیه دولت روحانی بیانجامد بیش از پیش آشکار‌ می‌شود و معنای حوادث هفته‌های گذشته روشن‌تر‌ می‌شود.



امروز‌ می‌دانیم که مخالفان روحانی در هفته‌های اخیر برنامه سرنگونی و سقوط او را ریخته بودند. چنانکه روزنامه جمهوری اسلامی به نقل از گزارش وزیر اطلاعات در مجلس درباره اعتراضات اخیر خبر‌ ‌داد: "تردیدی باقی نمانده است که یک جریان سیاسی رقیب دولت آغازگر این غائله بود که از مشهد آغاز شد." جمهوری اسلامی در توضیح‌ نوشت : "موج سازان، یعنی همان جریان سیاسی رقیب دولت، در عین حال که متعلق به یک جریان هستند، از دو بخش تشکیل شده‌اند. بخش اول رقبای سیاسی هستند و بخش دوم ثروتمندان مزاحمی که از دولت یازدهم ناراضی هستند و برای آنکه دولت دوازدهم جرات نکند با آن‌ها برخورد کند، درصدد انتقام گرفتن از آن برآمدند. این مجموعه «سیاسی - اقتصادی» درصدد بودند اگر بتوانند با شعار «مرگ بر روحانی» رئیس‌جمهور روحانی را وادار به استعفا کنند و عناصر دلخواه خود را بر سر کار بیاورند". این دو بخش در واقع یکی هستند. سرمایه‌داران حکومتی همان سردمداران و حامیان باندهای سیاسی هستند که دستشان در دست یکدیگر است. این وحشتی که از پایان رهبری آقای خامنه‌ای در آنها بوجود آمده ناشی از احتمال از دست دادن موقعیت‌های سیاسی است که امکان غارت کشور را برای آنها فراهم کرده است.

تردید نیست که حسن روحانی نیز از این تلاشها آگاه بوده است. سخنرانی وی هنگام ارائه بودجه که در آن بر چند کارتل بنام "تعاونی" که 25 درصد ارز کشور را در اختیار داشتند و نقش آنها در برهم زدن بازار و سودهای کلان ناشی از آن تاکید کرد و بر پیامدهای برخورد دولت با آنها هشدار داد، نشانه‌ای از آگاهی وی از تلاشهایی بود که گردانندگان باندهای مالی و سیاسی حکومتی برای کودتا علیه وی به راه انداختند. وی در همان سخنرانی این جمله مهم را به زبان آورد که در صورت عدم برخورد با این باندها "حتی اگر به فرض محال این دولت به پایان برسد، دولت بعدی به پایان نخواهد رسید." بعبارت دیگر هشدار داد که سرنگونی وی در دستور کار است ولی به معنای توانایی کودتاگران در اداره کشور نخواهد بود. او در همان سخنرانی گفت که برای متلاشی کردن این باندهای ثروت و قدرت، پس از گفتگوهای طولانی با رهبر به توافق و تفاهم رسیده است. آیا شعار "مرگ بر خامنه ای" که پس از "مرگ بر روحانی" سر داده شد نتیجه همین تفاهمی نبود که روحانی در سخنرانی خود در مجلس به آن اشاره کرد؟ آیا بخشی از انگیزه این شعارها مخالفت با سیاست نزدیکی و اتحاد با روسیه نبود که در سوریه نیز به صورت اتحاد نظامی برای جلوگیری از تبدیل شدن آن کشور به عراق و لیبی دیگر و تخریب پشت جبهه ایران برای حمله نظامی به آن نبود؟ آنها که می خواستند علیه دولت کودتا کنند اینگونه به امریکا پیام ندادند که ما اگر سر کار بیائیم سیاست خارجی تغییر خواهد کرد؟

اینها نکاتی است که باید بی اعتناء به جو سازی های آلوده به توهمات و احساسات به آنها اندیشید و از بیان آنها به خود بیم راه نداد. ما توده ایها آموخته ایم که برای بسیج نیرو در اطراف یک سیاست، باید با صراحت سخن گفت و با قاطعیت از سیاست خود دفاع کرد. ما نمی توانیم در عین مخالف بسیار جدی نسبت به رهبری آقای خامنه ای و نتایج حاصل از آن و همچنین مخالفت بنیادین با باز تولید سلطنت تحت عنوان ولایت فقیه که از قبل از رفراندوم قانون اساسی آن را رهبری وقت حزب توده ایران اعلام کرد، باید این جسارت را داشته باشیم که اینجا و آنجا اگر حقیقتی را در می یابیم بگوئیم و بنویسیم.

باز گردیم به دلائل و انگیزه های کودتا علیه روحانی و به یاد آوریم اعلام ارقام بودجه و رقم‌های میلیاردی تخصیص یافته به حوزه علمیه و دهها نهاد مذهبی که پس از 4 دهه ضربه مهلکی بر آن نهادها وارد آمد. روحانی در ادامه همان سخنرانی گفت که دوسوم بودجه کشور در اختیار دولت نیست که هم نفتی بود که بر آتش خشم مردم پاشیده شد و هم مردم را به مسئولیت اندک دولت در وضع اقتصادی موجود آشنا کرد. امروز مردم دولت روحانی را کمتر از هرکسی مسئول وضع اقتصادی موجود‌ می‌دانند و این مقابله با وی را براساس مشکلات اقتصادی کشور دشوارتر از گذشته کرده است.

سخنان حسن روحانی در جریان حوادث اخیر و به ویژه سخنرانی روز دوشنبه وی که در آن به عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نارضایتی‌ها اشاره و بر گرفتن مالیات از همه نهادها و استان‌ها (آستانقدس) تکیه کرد، نشانه موقعیت جدید و تحکیم شده وی در دولت است. "نظام" نه تنها دیگر جایگزینی برای او ندارند، بلکه باید به سیاست گذشته کارشکنی به امید برکناری وی خاتمه داده و راه را برای اصلاحات و بهبود وضع اقتصادی مردم باز کند اگر‌ می‌خواهد سقوط نکند. یقینا در این سقوط روحانی بازنده آخر خواهد بود و نه بازنده اول.

راه دیگر آنست که سپاه خود با آگاهی از اعتبار سقوط کرده روحانیان حکومتی در میان مردم به کودتا دست بزند که آن هم - با این وضع نابسامان اقتصادی داخلی و دشمنان و مخالفان جهانی ایران از دولت ترامپ گرفته تا حکومت‌های خلیج فارس- دولت مستعجل خواهد بود.