-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ دی ۱۳, چهارشنبه

نشانه بسیار خفیف پشیمانی امرالله صالح از همدوسیه گی با دکترعبدالله

اشاره: به نظر می رسد که امرالله زودتر از موعد مفروض متوجه شده است که شاخ وشانه کشی علیه عطا نور قبل از موقع بود و حالا توپ در میدان عبدالله- امرالله است که چه می کنند؟



حرمت به بافت طبیعی جامعه و حرمت به قشر با ریشه سیاسی راه حل معقول و منطقی است. و الی ایجاد جریحه و زخم های نو به خاطر نفوذ یابی و جایگاه برای آنانی که درتمام عمر خود یک روز مبارزه واقعی نکرده اند راه به جایی نمی رساند. اگر قرار باشد امیر عبدالرحمن خان را الگوی ایجاد مرکزیت قوی قرار بدهیم گذشته از این که صد و چهل سال از او فاصله زمانی داریم دیگر مناسبات و حالت آن زمان نیست در عین حال باید بیاد بیاوریم که امیر عبدالرحمن خان که امیر آهنین تاریخ کشور نامیده میشود برای سرکوب داخلی اولا توافق دو همسایه مطرح اروپایی افغانستان یعنی انگلیس و روس را با خود داشت. دوم قبل از سرکوب شمال که در آن زمان محمد اسحق پسر امیرشیرعلی خان سمت ولایت آن را داشت تنها در ماحول غزنی بیست هزار آدم های غلجی تبار را از تیغ کشید و بالاتر از صد هزار مردم هزاره را به خاطر تحمیل حاکمیت مطلقه کابل قتل عام کرد.
امیر عبدالرحمن خان جز تاریخ افغانستان است ولی الگو نیست. با مدنظر داشت مناسبات جدید و ظهور قشر سیاسی جدید و با دانستن اینکه رابطه کابل با ولایات را نمی توان در محور قتل عام تعریف کرد کابل نیاز دارد قشر سیاسی جدید را تعریف کند و راه رسیدن به اجماع ملی با این قشر را پیشه گیرد. از این که هیچ گروه سیاسی خواهان تجزیه و خودمختاری نیست و همه افغانستان را میخواهند بهترین راه حل ایجاد اجماع است. هیچ کس ادعای اینرا کرده نمیتواند که عشق و مهرش برای وطن از دیگری بالاتر است. پس چگونه میتوان این مهر و عشق به وطن را جمع کرد و به انرژی مثبت تبدیل نمود. تا زمانی که ما به مامورین دولتی سیاستمداران مرکزی و محوری خطاب کنیم و متباقی را حاشیه و غیر ضروری بپنداریم مشکل بزرگتر می شود. پس توپ در میدان ارگ است.