-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ دی ۲۳, شنبه

عبدالله عبدالله در نقش یک ترنس‌جندر


نوعیت لباس و علایق مفرط به آرایش
(شهزاد آریاپور)- جمهوری اعتماد




توجه به اصطلاح ترنس‌جندر دراین نوشته بلحاظ دو شخصیتی‌بودن، مبهم بودن و دو رویی بودن داکتر عبدالله است، و سعی برآن نیست که کرامت انسانی ترنس‌جندر( دوجنسه ) ها آسیب پذیر شود؛ چون عبدالله همان‌گونه از نظرهویتی در میان قندهار و پنجشیر قرار دارد و نمی‌تواند یکی آن را انتخاب کند، در موقف گیری های سیاسی نیز سرخورده و سردرگم است. افزون برآن علایق مفرط او به نوعیت لباس و آرایش در جامعه سنتی و مرد سالار چون افغانستان شان و شخصیت مردانگی او را همواره مورد پرسش قرار داده است، ازهمین‌روی است که من فکر می‌کنم او نقش یک ترنس‌جندر را در سیاست افغانستان بازی می‌کند، دوجنسه بودن او در زمینه‌های مختلف قابل تامل است.

هویت و قومیت

عبدالله عبدالله از نظر هویتی در میان ولایت‌های قندهار و پنجشیر که هر دو نقش مهم سیاسی در افغانستان دارند قرار گرفته است، او تا هنوز نمی‌داند که خود را پنجشیری بگوید و یا قندهاری. به همین لحاظ گاهی در سخنرانی‌ها دیده شده که وی خود را متعلق به قندهار خوانده، درحالی‌که وابستگی سیاسی و مردمی با پنجشیر دارد. بنابرین وی یک ‌قندهاری- پنجشیری است. و این خاصیت هویتی برای او شرایط شبیه آدمیان نیمه مرد و نیمه زن را خلق کرده که در یک جنس تعریف نمی‌شوند. به همین لحاظ است که در تصمیم‌گیرهای سیاسی او یک آدم دلهره و دلواپس است، او نه از هویت تاجیک‌ها و تمدن فارسی زبانان دفاع می‌تواند و نه هم پشتون خالص شده می‌تواند، در میان این دو هویت قومی تلفیق شده است.

نقش حکومتی

عبدالله عبدالله با اتکای به آرای و حمایت مردم پس از کشمکش‌های انتخاباتی سرانجام به ریاست اجراییه تن داد، هرچند او پیروز انتخابات پنداشته می‌شد، درحالی‌که نهاد ریاست اجراییه در قانون اساسی افغانستان جایگاه‌ی حقوقی ندارد. از همین‌روی نقش وی در ساختار دولتی تعریف نا شده باقی مانده است، او در سیاست و ساختار کشور نیز هم‌مانند یک ترنس‌جندر است، نه اپوزسیون و مخالف دولتی است که با نقد نهادهای حکومتی طرح و برنامه ارایه بدهد و نه هم از صلاحیت لازم برخودار است که اعمال قدرت نماید. او در میان طیف سیاستمداران افغانستان نمی‌داند که نقش او در کجا است، گاهی از خود نقش اپوزسیون را به نمایش می‌گذارد و گاهی هم اکت یک مقام صلاحیت دار می‌نماید. درحالی‌که با سپری شدن سه سال حکومت وحدت ملی بوضوح دیده شده که او در میان اپوزسیون و مقام صلاحیت قرار دارد.

نوعیت لباس و علایق مفرط به آرایش

انتخاب لباس و علایق افراطی عبدالله به آرایش، او را در میان خاصیت‌های مردانه و زنانه قرار داده است که این نگرش در جامعه مرد سالار هم‌رقم افغانستان معمول نیست که مردها به پیمانه او دنبال آرایش و زیبایی ظاهری باشند. علاقمندی به آرایش و زیبایی از نظر روانشاسان بیشتر جزء خصلت‌های زن‌ها پنداشته میشود تا مردها؛ چون زن‌ها موجود پر عاطفه هستند که به زیبایی شان می‌بالند. دیده می‌شود با همه انتقاد‌های که متوجه او است، او وابستگی عاطفی به آرایش دارد، بنابرین از نظر روانی در انتخاب لباس او با خاصیت‌های زنانه و مردانه و یا بهتر بگویم همان ترنس‌جند می‌باشد.

نکته‌ی اخیر
در شرایطی که افغانستان به پارچه‌ها و قطب‌های متخلف تقسیم شده انتظار نمی‌رود که او به یکی از سمت‌ها لنگر کند، او شیبه یک ترنس‌جندر در میان همه جناح‌ها باقی می‌ماند. از نظرهویتی او نه از پشتون‌های قندهار می‌شود و نه هم از تاجیک‌های شمالی و پنجشیر، و از نظر سیاسی او نه مدافع سنگر و ارزش‌های احمدشاه مسعود شده می‌تواند و نه هم جرات رفتن به پایگاه افغان ملتی‌ها را دارد. عبدالله مثل سالیان پیش شیبه یک ترنس‌جندر ( دو جنسه) در میان سیاستگران افغانستان باقی خواهد ماند؛ چون این خاصیت او ریشه در هویت، روان و شخصیت او دارد، که او را به تمام معنی به یک ترنس‌جندر مبدل ساخته است.