-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ بهمن ۷, شنبه

امریکا به جای اشباح، این بار با مردم باید بجنگد


خصلت مقاومت بلخ، داخلی و تک قومی نیست. سران همۀ اقوام فهمیده اند که با نابودی قدمی فاصله دارند.


دکتر خلیلزاد  در زمان و اوضاع متفاوت نسبت به امروز، به سقوط اسماعیل خان فیروزی حاصل کرد. روحیۀ عمومی طور دیگری بود. درآن زمان که کمپاین نجات افغانستان گوش ها را پُر کرده بود، خلیلزاد در مسند یک وایسرا در ضیافت ها پذیرایی می شد و برگ برنده ای خاصی که در دست داشت، پشتیبانی مارشال فهیم، عبدالله و قانونی از برنامه حذف اسماعیل خان از بندرگاه غرب و مدیریت امنیتی کل افغانستان بود. 

اما جادوی زمان، کار خود را انجام داد. مردم اکنون از هیچ هیبت رسانه ای و جنگی هراسان نمی شوند.  جریان های «مقاومت» دربرابر سوال مرگ و زنده گی سیاسی وتاریخی ایستاده اند. مجبورشده اند به صف آرایی تدریجی و خاموش علیه نقشه های ارگ- امریکا روی بیاورند. نتیجه گیری حداکثر این است که سیاست ارگ- امریکا در رابطه به حذف و کم توان سازی نیروهای ضد طالب و تروریزم تغییرپذیر نیست و از جغرافیای افغانستان به عنوان یک «تخته خیز» برای رسیدن به مطالبات خود شان بهره می برند. مگر نیروهای ضد تروریزم پوره می دانند چه تدابیری و ذرایعی می تواند امریکا و ارگ را به تعدیل یا تغییر رفتار غیرعادلانه ای که در پیش گرفته اند؛ وادار کند و به آن ها یاد بدهد که غیر از چنگ زدن یک طرفه به «منافع» خود شان، ارزش های هستی و منافع دیگران را نیز نادیده نگیرند.

یکی از ویژه های منحصر به فرد شرایط امروز این است که در محور عطا محمد نور، تمامی اقوام ساکن درمملکت بسیج شده اند؛ مردمی که تجربه و درک مشترکی از سیاست امریکا و محفل دیسانتی ارگ حاصل کرده اند. تته پته گویی های خلیلزاد و حتی «استفاده از زور» دربرابر مردم بر اوضاع جاری ممکن است چند روزی کارآمدی خود را نشان دهد اما جنگ مردم با هیچ واحد قیاسی قابل سنجش وارزیابی نیست. مقاومت جزایر قدرت که از سوی فرماندهان و رهبران ضد طالب و داعش رهبری می شود، مختص جنبه داخلی و خصلت تک قومی ندارد. امریکا درهفده سال، فقط برای پاکستان وخودش مصدر خدمت شده است. سلاح هولناکی که درافغانستان تا هنوز علیه امریکا استفاده نشده، همانا درک سراسری و میلیونی مردم از سیاست آن کشور نسبت به سرنوشت افغانستان است. این درک سراسری، خصلت انفجاری سراسری هم دارد.
تاریخ جنگ امریکا دست کم در کوبا وویتنام نشان داده است که آن کشور درهیچ نبردی که مردم برای بقای خویش به میدان آمده اند، برنده نبوده است. درهم شکنی حکومت عراق وافغانستان حاصل انقطابی بود که بین دولت ها و مردم به وجود آمده بود.