-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۶ بهمن ۲۰, جمعه

جشن پشاوری ها به مرگ احمد شاه «مسعود»



من پنج سال در پشاور زنده گی کردم. درآن مدت هیچ یک از مهاجران افغان را نیافتم که حتی یک بار در دسترخوان یک پشتون پاکستانی، غذا یا عصریه تناول کرده باشد. 



پشتون های پاکستان خصوصن روشنفکران شان، مدعیان این سوی خط نزدیک به کمرگاه هندوکش را در هیچ موردی سیال نمی گیرند. چشم دید های مستند زیادی اندرین باب نزد من و دوست و آشنا های پشتون من وجود دارد. از جمله اکبر «کرگر» 

اما یک روز اتفاقی پیش آمد که من در نتیجه لطف یک پشتون پاکستان در بازار کارخانو، هم کوکاکولا نوشیدم و هم متایی مجانی خوردم. هنوز به خود نیامده بودم بفهمم این سخاورزی پاکستانی ها از بهر چیست؟ حتی به این صرافت افتادم که صد درصد باید به آورنده بوتل کوک یا به نزدیک ترین دکانی خوراکه فروشی پولش را بپردازم. اما کسی از من بهای متایی و کوک را طلب نکرد. علاوتاً یک خیراندیش دیگری از راه رسید و او نیز بوتل دیگری برایم تعارف کرد. کمی جلوتر شادی و اتن میان مغازه داران و تیکه داران راه افتاده بود. فکر کردم این مراسم مناسبتی است و به همین دلیل نذر گرفته اند.

ناگه متوجه شدم چند نفر مغازه دار افغان و پاکستانی که این خراجی را راه انداخته بودند در مورد شادروان احمد شاه مسعود سخن می گفتند. پیوسته یکی اش می گفت که وایی چه وژل شوی... دیگری می گفت له خیره مردار شوی. دیگری: دپشتنو دشمن وو. جشنی برپا بود و در آن روز ها هنوز مشخص نبود که مرد بزرگ تاریخ ما جان به حق داده است. ما فکر می کردیم مجروح شده است. اما مراسم شادیانه پیش ازپیش در اقلیم پشاور برگزار شده بود. 

من هیچ فراموش نمی کنم که قسمم راست شد و از دست یک پاکستانی پشتون نوشیدنی رایگان معه متایی دریافت کردم. آنگاه فهمیدم که درواقع مرا زهر داده بودند و من ندانسته بودم. این روایت را به خاطر بدخواهی و کوچک اندیشی ننوشتم. شخصیت های بسیار خوبی در آن اقلیم وجود دارند که دارای دیدگاه های روشن و جهانی اند. اکثریت ساکنان آنسوی سرحد در قصه اختراعاتی مانند ( لوی افغانستان) خیالی نیستند. بزرگ ترین مقامات در ارتش و سازمان اطلاعات و مراتب حکومتی پاکستان، پشتون ها اند. آن ها افغانستان را برای پاکستان می خواهند نه آن که قیمومیت خود را به کسانی دهند که خر شان درافغانستان درگل بند مانده و دست شان به کمک های خارجی دراز است.
این را از بهر آن یاددهانی کردم که شماری از خیزش های اپراتیفی و گذرای اهالی پشتونخوا (ظاهرن به ضد پنجابی ها) پیش از وقت هیجانی شده و قریب است جشن اتن در کابل برپا کنند و برای حضار بوتل کوکاکولا و یک یک خوراک کباب خرابات کنند.