-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۸, شنبه

سردار داوود از زیر چکک به زیر ناوه می رفت که نشد!

ماشین تاریخ هنوز از سر تمام رهبران خوب و بدِ این جغرافیا می گذرد. سیستم جهانی، عقب فرمان این ماشین قرار دارد.



استاد موسی «فریور»، رفیق ویاور من در سالیان زندان، نوشته است که سردار داوود که دیر بیدار شده بود با حالت خواب آلوده گی خواست از رفقای کمونیستش جدا شود که همان تصمیم نا خردمندانه سبب خشم روس ها و حذف دهشتناک رژیم لرزان او گردید.

اشاره:
سردار داوود که «بیدار» شده بود، قرار بود چه کاری انجام دهد، جز این که از زیر چکک، به زیر ناوه برود؟

 او قبل از آن که به بیداری برسد، از دپلوماسی به شدت واکنشی خویش درآخرین دیدار با لئونید ایلیچ بریژنف دستخوش خود ملامتی شده بود. سراسر زنده گی سیاسی آن سردار میهن پرستِ فقید نشانگر آن است که او عصبیت وواکنش فردی را با دپلوماسی ملی به اشتباه می گرفت.
هیچ رهبر خائن مادر زاد در افغانستان وجود نداشته است. سفید نمایی و سیاه بینی تا کنون هیچ جریانی را آباد نکرده است. همه فرمانروایان، در زمان خود شان دلبسته اعتلای مملکت بودند، تاریخ ما گواهی می دهد که موقعیت پرچالش، اقتصاد کم نفس، مردم محرومیت زده و نا آگاه و سرعت عمل دست های قوی تر خارجی از استقامت جنوب و شمال، فرصت ابتکار سازی را از همه آنان گرفت. ماشین تاریخ هنوز از سر تمام رهبران خوب و بدِ این جغرافیا می گذرد و سیستم جهانی، عقب فرمان این ماشین قرار دارد.

چرخیدن به سوی محفل پاکستان و عربستان، بیداری نبود، مجبوری و گیرافتاده گی تاریخی بود که آن هم نشد. سردار،  که سی سال قبل از آن، همه پل ها را در روابط با پاکستان در عقب خود خراب کرده بود، درنهایت، پُلی می شد که قدرت سیاسی را یا فوری یا به مرور به سازمان های اخوانی ساخته شده در پاکستان تحویل دهد.  حال آن که او درک کرده بود که جریان های آتشین مزاج اسلام گرا های ملهم از جهاد گرایان جهانی مصر و شاگردان مولانا مودودی در پاکستان به هرکار دیگری استعداد داشتند؛ جز تشکیل یک نظام متوازن، لیبرال و پایدار. آن ها خواستار برقراری حکومت «صد درصد اسلامی» بودند. داوود در شرایطی که کوره ائدیولوژی زده گی نسخه بردار روز تا روز داغ می شد، چانس آورد که با دادن زنده گی خود وخانواده اش، افتخار سرمدی را کمایی کند.

سردار داوود فهمیده بود که یکی از قربانیان «منگنه جئوپلتیک» در نیمه دوم قرن بیستم خواهد بود. پیش از وی، امیرشیرعلی خان، سردار دوست محمد خان، شاه امان الله خان و امیرحبیب الله خان کلکانی در همین فرمول تعیین سرنوشت شده بودند. سردار داوود، به تحریک عربستان وشاه ایران، خیال داشت یک شبه تقرب شوروی بر سر بزنگاه را به تأخیر بیاندازد و از طریق تقسیم قدرت با اخوانی های مقیم پشاور به وساطت پاکستان و امریکا یک جا در برابر نفوذ شوروی دیوار بکشند!

نعیم خان فهمیده بود که چنین کاری دیگر امکان ندارد و گفته بود که توفان نزدیک می شود. حفظ اوضاع به همان شکل ممکن نبود. شاخ های بزرگ قدرت های برتر کم کم درافغانستان به هم نزدیک می شدند. نه داوود کاری از دستش پوره بود؛ نه تره و کارمل. همین امروز که ظاهراً فارمول معکوس شده، از سیاف تا دکترغنی، از اتمر تا کرزی، همه به نحوی در همان موقعیتی قرار دارند که سردار داوود، تره کی، امین وکارمل قرار داشتند. این ترازو، گاه به سوی حوزه روسیه سنگینی می کند، گاه به محفل پاکستان- عربستان. افغانستان مهم تر از آن است که دربست دراختیار خود افغانستانی ها قرار داده شود.