-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ فروردین ۲۹, چهارشنبه

شاه، برای سرکوب اغتشاش خوست و مشرقی دنبال اسلحه شیمیایی بود

 
برشی از کتاب «چشم دوم تاریخ»

شورش اقوام جنوب برضد رژیم شاه امان الله که از سال ۱۹۲۴ سر بر آورده و از چندین فاز شکست و ظفر عبور کرده بود، تا زمان سقوط کابل از مسیر «شمالی» هرگز خاموش نشد.

برخلاف دیدگاه های سنتی ( وبه شدت توهمی- تباری) که گاه از سوی برخی از ناظران غیرحکومتی ماهرانه یا ناشیانه دستکاری و بازیافت شده، امیرحبیب الله خادم دین رسول الله یگانه گزینه محتوم و مادر زاد در بر اندازی حکومت امانی مطرح نبوده است. خط دولت شکنی درهمیاری با اعضای ارشد حکومت شاه امان الله، از همان سال ۱۹۲۴ از مسیر خوست و سپس شینوار به سوی کابل دریک شعاع وسیع عملیاتی تنظیم شده بود.


به گواه مکاتیب تاریخ، بستر همیشه جوشان حوزه جنوب وشرق، درمقایسه با دیگر مناطق کشور، از اقدامات زمامدار مرکز، زود تر به واکنش برمی خاستند تا نقشه حاکمیت مرکزی را با مطالبات شان هم آهنگ کنند. این یک مجادله تاریخی در روابط میان حکومت کابل و طوایف قبایلی بوده است.
قبایل جنوب این سوی خط و آنسوی دیورند، بار سنگین جنگ استقلال را بردوش کشیده اما در فرجام کار، حتی به حداقل خواسته های شان دست نیافته بودند. مضاف برین که قوای نظامی دولت از طریق استفاده از زور، جوانان منطقه را به خدمت نظام وظیفه فرا می خواند، اقدامات دولت مرکزی، بر جریان درآمدِ بخور و نمیرِ روزانه مردم نیز اثر ناخوش بر جا گذاشته بود.
 
مفرزه های خشمگین طوایف محلی حتی دو بار از مسیرهای وردک و لوگر به دروازه های پایتخت رسیدند، اما هر دو بار به گونه یی تصادفی درهم شکسته و تارومار شدند. خاستگاه قبایل ناراضی، خوست و پکتیا بود. با ظهور و ورود عبدالکریم نام از قلمرو هند به آوردگاه، کمر ملا عبدالله لنگ استوار تر شده بود. سردار محمد نادر خان از تصفیه حساب خشن با شورشیان پرهیز کرد و محمد گل خان مهمند که از قبل با شبکه های عبدالکریم و ملا عبدالله لنگ رابطه داشت، محض رسیدن به صحنه محاربه، خودش را به طور ساخته گی در محاصره شورشیان قرار داد. کریم علی الظاهر از بازمانده های دودمان امیر یعقوب خان بود. با این حال،هیچ سندی در بایگانی های هند و افغانستان رو نشده است تا نشان دهد عبدالکریم با بهره مندی از یاری های انگلیس به منطقه باز گشته بود.
تصمیم شاه امان الله برای مقابله کارساز با جنبش های حکومت برانداز، قهار تر شده بود. گشایش محاذ دوم شورش فراگیر از استقامت مشرقی به سوی کابل، همزمان با تحرکات مجدد جبهه خوست نشانه های واضحی از سقوط کابل بود. اما تاریخ سقوط در گرو بروز حملات سرنوشت ساز و ضد حمله های کارتمام دولت به هدف ریشه زنی بنیاد های شورش بود.

شاه در تئاتر زنده دادگاه ملای لنگ و ملا رشید، درمحضر صد ها تن از کارکنان نظامی و اداری، سخنانی آن چنان انباشته از غیظ و غضب بر زبان رانده بود که از پی آیند های مهلک ماجرا پیشاپیش تصویر می داد. این تصویر در جریان اوج گیری غائله شینوار در حوزه مشرقی خودش را به طور زنده آشکار کرد.
شاه، هم از نظر ذهنی وهم از منظر عملی، خودش را برای واپسین ضربه به عوامل حکومت برانداز، درخوست و مشرقی آماده کرده بود. او درتلاش به دست آوردن  جنگ ابزار های «شیمیایی» و بمب های خوشه ای دارای ظرفیت کشتار جمعی بود که یک باره به این داستان تلخ نقطه پایان بگذارد. ظاهرا همه راه های آزموده شده، خطر اسقاط حکومت را مرفوع نکرده بود. «به تاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۲۸ امان الله خان با ای. رینک رایزن نظامی شوروی، دیدار و از حکومت شوروی خواست تا به گونه یی فوری، به او ۱۲۰۰ بمب خوشه یی، ۱۲۰۰ بمب آتش زا و ۶۰۰ بمب شیمیایی بفروشد. در پیوند با این، به تاریخ سوم دسامبر ۱۹۲۸ دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست روسیه فیصله کرد «اجازه داده شود تا به افغانستان ۲۴۰۰ بمب خوشه یی و آتش افروز فروخته شود». مگر روشن است از فروختن بمب های شیمیایی به امیر پوزش خواستند. رخداد های پیرامون جلال آباد در واخر ۱۹۲۸ باردیگر ثابت ساختند که امان الله نمی توانست بدون یاری شوروی سرپا بیایستند. *

 *نبرد افغانی استالین، پروفیسور دکتر یوری تیخانف، گزارنده به فارسی عزیز آریانفر، برگ های ۱۹۹-۲۰۰