-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۵, چهارشنبه

نیاز عاجل! برگزاری کنگره نجات هزاره

عبور از بن بست/ ایجاد پوتانسیل های بازدارنده برای بقا



عارف رحمانی به ارتباط فصل تازه ای از کشتار های سازماندهی شدۀ هزاره ها دردنامه ای نگاشته است که بازهم جز این که به کارتن بن بست ریخته شود؛ حاصل دیگری ندارد. وی عامل کشتار ها را صریحاً «داعش تقلبی» عنوان کرده؛ اما با همان صراحت نمی گوید که داعش اصلی کی ها اند و نشانی شان درکجاست؟
 این که رهبران هزاره حاضر در نظام، مانند دیگر سر دسته های تنظیمی مدت ها پیش فلج شده اند، حرف تازه نیست؛ بحث تازه این است که  سایه های نبرد نیابتی ایران و عربستان با هم در افغانستان ملاقی می شوند وهزاره ها به عنوان یک بهانه سیاسی در محاسبات سیاه دو کشور در نظر گرفته شده اند.
عارف رحمانی در شرح احوال آحاد هزاره می نویسد که آن ها چون بشکه های در حال انفجار باروت هر بار عقده های شان متراکم تر می گردد. اما وی نگفته است که جامعه هزاره در حال بی سر پناهی به سر می برد و بشکه بی صاحب، هر کجا انفجار کند، بی اثر است. عمده ترین دلیلش هم این است که جماعت هزاره، به شدت دستخوش بحران رهبری است. هزاره درحال از دست دادن آدرس های سیاسی خویش است.

همچنان این درست است که علما و دانشمندان کشور مخصوصا علمای اهل سنت و جماعت، اصحاب دانشگاه هیچ گونه واکنش قابل قبول و تاثیر گزاری در جهت تقبیح تروریستان از خود ظاهر نکرده اند. اما وضع سنی ها نیز بدتر از شیعیان است؛ این سنی ها اند که چپ و راست از چنگک های مسلخ پاکستان و عربستان آویزان اند.
علت این که جنبش روشنایی در محاق فرورفته، احتمالن این است که این جنبش، بدون گذار از مراحل تجربی و کار گام به گام سیاسی و تعامل با دیگر نیروها در سطح داخل و دول حاضر در معرکه، ناگهان به هیجان سالاری یک بار مصرف روی آورد و  گمان برده بود که در شرایط حاضر، دموکراسی و فریاد مدنی جوابده است و به طور یک شبه ره صد ساله خواهند پیمود. جنبش روشنایی با مجوز رهبران کلاسیک هزاره ها متلاشی شد. 
برای عبور از این وضعیت چه باید کرد؟ بسیاری ها برای پاسخ به این سوال، بازهم به سرور دانش یا خلیلی پناه می آورند؛ بدین ترتیب، عوامل اثبات شدۀ اشتباه را بازهم به اشتباه، عامل نجات قیاس می کنند. به نظرمن، کادر های سیاسی هزاره در داخل و خارج باید روی برگزاری یک کنگرۀ نجات فکر کنند که یا در داخل و یا در یکی از کشور ها برگزار شود. از هر گونه مظلوم نمایی در کنگره نجات هزاره باید پرهیز شود. نخست لازم است اسناد بازنگری آسیب شناسانه جنبش هزاره در 25 سال اخیر باید تنظیم شود. آنگاه بحث چه باید کرد خود به خود به جریان می افتد.