-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ فروردین ۳۱, جمعه

شادروان استاد ربانی: کشور را دادند؛ جیب خرج گرفتند


من می خواستم احمد ضیاء مسعود جایگزین شهید احمد شاه مسعود باشد، فهیم خان مشکلات زیاد داشت.




سید اکرام اندیشمند، نویسنده و پژوهشگر امور سیاسی وتاریخ، متن مصاحبه خود با استاد ربانی را دو باره در رخنامه خویش باز نمود کرده است که به نکات مهم تاریخی و کودتای فهیم، قانونی و دکترعبدالله برضد مقاومت تاریخی مردم افغانستان در آن اشاره شده است.


استاد ربانی صریح گفته است که از اول کار، من می خواستم کسی از خانواده شهید احمد شاه مسعود جایگزین وی باشد. من میخواستم احمد ضیاء مسعود جایگزین شهید احمد شاه مسعود باشد، البته او (فهیم خان) خودش مشکلاتی داشت. درهمان روز هایی این که این حادثه رخ داد ( منظور رخداد تروریستی علیه احمد شاه مسعود است) دامادش هابیل پیش من آمده بود تا یگان مشکلاتی که فهیم خان داشت حل شود.


 ( اشاره: مشکلات فهیم با احمد شاه مسعود بود و درین ارتباط هماره از حمایت های استاد ربانی بهره مند می شد.)


استاد ربانی گفته است که از ابتداء همه کشور های منطقه به شمول روسیه و چین، به این نظر بودند که دولت اسلامی افغانستان باید همانند آن چه در عراق مشاهده شد، نقش یک شورای انتقالی پس از طالبان را به دوش داشته باشد تا ما به دنیا نشان بدهیم این افتخارات تاریخی مربوط به جبهه مقاومت است؛ نه این که آدم های بی سروپا آن جا جمع شوند که این شورای قبرس است، این شورای روم است، آن ها چه کاره هستند؟

 آن ها ( فهیم، قانونی، عبدالله) نمی فهمیدند که این گونه معاملات بیرونی به صورت مصلحتی و زود گذر است. حتی یک میلیارد دالر دو میلیارد دالر یک میدان هوایی را به کرایه یا اجاره می گیرند. نباید این طور شود که کل کشور و خاک ما در اختیار آن ها مفت و ارزان قرار داده شود و فقط یک جیب خرج گرفته شود.  متاسفانه برادر های ما، همه چیز را دادند فقط جیب خرج گرفتند. دیگر فکر آینده را نکردند که چه می شود؟ هرکاری که صورت می گیرد باید پایه های ملی داشته باشد، آن ها بر حمایت مردمی حساب نمی کردند. به این باور بودند که حمایت بیرونی کفایت می کند، حتی در همان حمایت بیرونی هم هیچ گونه تضمینی دریافت نکرده بودند. همه چیز حرف های خالی و بدون رسمیت و قانونیت بود. این برادر ها نتوانستند سنگینی خود را حفظ کنند. به هیات امریکایی گفتم که این روابط و کمک های انفرادی خود را پس کنید. بعدا من برآمدم. دکتر عبدالله گفت که با آن ها گپ خصوصی دارم که نفهمیدیم چه گپ هایی را به آن ها گفتند. نظر من این بود که جلسه آن جا ( آلمان) شود فیصله در داخل صورت بگیرد اما وقتی برادر هایی که آن جا رفتند تحت هر شرایطی تصمیم هایی گرفتند که من تا آخر مخالف بودم.