-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ خرداد ۸, سه‌شنبه

حنیف اتمر چرا پاکستان رفت، جنرال بجوا چرا به کابل می آید؟


صلح با پاکستان یا مذاکرات نهایی به هدف ختم دایمی منازعه بر سر «خط دیورند»؟



در گفت و گو های آزاد در شبکه های ارتباطی خبری پخش شد در مورد این که بین اداره ترمپ و دولت روسیه بر سر تغییر حکومت در ایران توافقاتی حاصل شده است. در برخی ابزار نظر ها از سوی کاربران «ناشناخته» که علی الاصول سیما های اطلاعاتی کشور ها می تواند باشند، ادعا شد که روسیه در ازاء دریافت ۷۰۰ میلیارد دالر از امریکا،  دست امریکا را در برابر ایران از هر نگاه باز گذاشته است. بدین سان، انتقال جنگ به آسیای میانه از دستور کار خارج شده است.

برخی نظرات مشعر اند که روسیه، با گرفتن امتیاز نقدی از امریکا، از زورآزمایی در میدان ایران انصراف داده و سرنوشت سیاسی آن کشور را به امریکا پیش فروش کرده است.

شک و تردید ها درحلقات ارشد دولت و قوای سپاه پاسداران ایران نیز درین باره درحال افزایش است. ابراز نظرهای مقامات روس در مورد حضور نظامی ایران در مناطق هم مرز با اسرائیل در خاک سوریه، بیانگر یک رشته تغییراتی اولیه درین باره است. تازه ترین جرقه خبری امروز، سخنان سرگی لاوروف بود که بدون نام گرفتن از ایران، اظهار داشت که باید در مناطق مرزی با اسرائیل خصوصاً در امتداد بلندی های استراتیژیک جولان، فقط نیروهای سوریه مستقر باشند.

آیا اعلام ناگهانی ادغام گستره «قبایل آزاد» به حکومت پشتونخوا در پشاور، به عنوان طرح مشترک امریکا، انگلیس و پاکستان، می تواند بخشی از پروژه عملیاتی درحال وقوع در رابطه با ایران تلقی شود؛ به ویژه این که، موضع حکومت کابل در برابر اقدام تاریخی پاکستان برای پایان دادن به یک بن بست تاریخی، تقریباً معادل به یک سکوت مصلحت آمیز بود؟

 به این پرسش، ( دم نقد) می توان محتاطانه پاسخ مثبت داد. درآستانه یک جنگ تاریخی، پاکستان امتیاز خود را گرفت اما امتیاز استراتیژیک کابل چه خواهد بود؟ به این دلیل که، همزمان با رسمیت بخشی مناطق آزاد به اداره قانونی پاکستان، حنیف اتمر به اسلام آباد شتافت تا، فیصله مشترک قدرت های بزرگ از زبان حکومت پاکستان برای او تفهیم شود تا حکومت کابل از واکنش های لفظی «سنتی» و راه اندازی تحریکات علیه پاکستان دست نگهدارد.

شورای امنیت ملی درکابل حتی از حصول توافق دوجانبه در باره صلح با پاکستان خبر داد. حال آن که، پاکستان مبداء جنگ وویرانی و محور اصلی قتل عام های مستمر و لاینقطع در افغانستان شمرده می شود. پس این چه توافقی است که حاصل آمده؟ پیوست به این مجهولات پشت پرده، حکومت کابل لوی درستیز پاکستان را به کابل دعوت داده است که با توجه به حوادثی بسیار بزرگ و تعیین کننده ای که در راه است، قطعاً به موضوع دفن منازعۀ قدیمی «دیورند» مرتبط بوده می تواند.

بازهم این سوال مطرح می شود که آیا این انکشافات به تدارکات و تمهیدات جنگ احتمالی امریکا به هدف تغییر رژیم ایران از راه افغانستان رابطه دارد؟ پاسخ به این سوال آمیخته ( هم با قیاس، هم با یقین) مثبت است. امریکایی ها علیه ایران قوای پیاده وارد میدان نمی کنند. ابر ماشین تهاجم هوایی امریکا برای جنگ بسنده است و اندرین ماجرا، پیاده نظام افغانستان معجزه آور است. فقط یک چیز باقی مانده که باید اتفاق بیفتد: اول کاری شود که قطعات بزرگ سپاه پاسداران از سه استقامت به شهر های فراه، نیمروز و هرات هجوم ببرند. آنگاه قضیه به شورای امنیت ملل متحد احاله شده و بعد از آن، مجوز آغاز عملیات جهانی صادر شده می تواند.