-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ خرداد ۱, سه‌شنبه

طرح خود مدیریتی در دیدگاه رستم کُزدستان

آرش نظامی
طرح عبدالله اوجالان در افغانستان کار آمد است؟



عبدالله اوجالان شخصی که وجود تصویری بزرگ از او در تجمع خبری زنان مبارز YPJ پس از آزادسازی رقه، پایتخت خلافت اسلامی داعش در سوریه نظرها در جهان را به خود جلب کرد، از نوزده سال پیش در سلول انفرادی جزیره امرالی ترکیه محبوس است. نام و تصویر او اما در معرکەهای بزرگ منطقه همچنان خودنمایی می‌کند.

وقتی که اوجالان ماه آپریل سال ۱۹۴۹ در یک روستای اورفا به دنیا آمد کمتر کسی فکر می‌کرد که بزرگترین چالش امنیتی را برای جمهوری ترکیه ایجاد کند و بتواند جنبشی را سازمان دهد که به یک بازیگر اصلی در خاورمیانه بدل شود.

اوجالان پانزدهم فوریه سال ۱۹۹۹ با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل درحالی در کنیا ربوده و به ترکیه مسترد شد که هیچ کشوری در اروپا به او پناهندگی نداد. با دستگیری اوجالان، قیام گستردەای صورت گرفت که طی آن صدها نفر کشته و زخمی شدند. از جمله دهها نفر در کردستان ایران. از حدود دو سال پیش هیچ خبری از سرنوشت اوجالان به دست نیامده و انزوای وحشتناکی بر امرالی حاکم است.

آنچه که او توانست انجام دهد خارق العاده است. دولتهای متعدد در ترکیه آمده و رفته اند اما پ ک ک پس از چهل سال هنوز پابرجاست و با رهنمودهای اوجالان از زندان، یک سیستم موازی بنام کنفدرالیسم جوامع کردستان، KCK ایجاد کرده که احزاب و اشخاص پیروی اندیشه اوجالان در چهار کشور ایران، سوریه و عراق و ترکیه را در خود جای داده است. ک.ج.ک در برخی موارد مانند یک کشور عمل می‌کند و هر شهروندی در جهان می‌تواند عضوی از آن باشد.

اوجالان پس از آنکه با خودش گفت کردستان مستعمره است تصورش این بود که اگر کُردها نیز کشوری مستقل داشته باشند به آرزوهای تاریخی خود دست پیدا می‌کنند و از ستم ملی رها می‌شوند. او بعدها به این نتیجه رسید که دولت-ملت‌ها و مرزبندی‌های فیزیکی زائیدەی مدرنیته سرمایه داری بوده و حتی یک حکومت کردی نیز نمی‌تواند آرمان‌ آزادی را محقق کند. بنابراین دولتگرایی را رد کرد و بجای آن مدل “کنفدرالیسم دمکراتیک” را مطرح کرد که از همزیستی داوطلبانه اجتماعات گوناگون در خود مدیریتی‌های بومی و منطقەای شکل می‌گیرد.  برپایی این سیستم لزوما نیازی به تغییر مرزها یا براندازی حکومت‌ها ندارد بلکه از طریق سازماندهی اجتماعی، تضعیف دولت و انتقال قدرت به توده ها دنبال می‌شود.


کانتون‌های روژاوا در شمال سوریه نمونه عینی آرمانشهر اوجالان است که اکثر جنبش‌های سوسیالیست و آنارشیست بین‌المللی از آن دفاع می‌کنند و آنرا یک تجربه درخشان می‌دانند. مردم روژاوا موفق شده اند در جهنم سوریه بدون وجود دولت و هرم قدرت، با ایجاد کمون‌های شهری و روستایی و مجالس خلق، امور گوناگون خود را مدیریت کنند. سیستم غیردولتی روژاوا این ادعا که زندگی بدون دولت ممکن نیست را زیر سئوال برده و به محدوده بیشتری با عنوان فدراسیون دمکراتیک شمال سوریه در حومە شرقی رود فرات گسترش یافته است. روژاوا تنها نقطه ای در خاورمیانه است که همه کودکان در آن از حق تحصیل با زبان و فرهنگ مادری خود برخوردارند. در قرارداد اجتماعی تکثرگرای کانتون‌ها، با صراحت به حق حاکمیت و حقوق تنوعات هویتی پرداخته شده است. اوجالان کل فلسفه خود را در سه اصل رفع تبعیض جنسیتی، جامعه دمکراتیک و اکولوژیک تعریف می‌کند. او که با طبیعت و کوهستان رابطه عمیقی دارد با هرگونه تخریب و غارت محیط زیست برای کسب سرمایه بیشتر به شدت مخالف است.

انقلاب روژاوا که مبارزان اینترناسیونالیست زیادی از آمریکای لاتین تا چین و اروپا به آن پیوستەاند را در عین حال می‌توان انقلاب زنان نامید. در همەی نهادهای خرد و کلان روژاوا، الگوی ریاست مشترک همزمان یک زن و یک مرد اعمال شده و به سختی بتوان از نقطەای دیگر در جهان نام برد که به اندازه روژاوا، زنان در تصمیـم‌گیری‌ها و اجرای آن دخیل باشند. اوجالان چند سال پیش در یک ملاقات خواست همه زیر مجموعه‌های ک.ج.ک، مدل ریاست مشترک را برای قطعی شدن حضور زنان در تصمیم‌گیری‌ها در همەی سطوح عملی کنند و این اقدام  به سرعت انجام شد.

ما همچنین نمی‌توانیم از مقاومت حماسی کوبانی در محاصره داعش و یا مقاومت جانانه کانتون عفرین در برابر هجوم گروههای تندروی اسلامی و ارتش ترکیه صحبت کنیم اما از اوجالان به عنوان رهبر این جنبش نامی نبریم.


در عین حال، حزب دمکراتیک خلق‌ها، HDP به عنوان سومین حزب بزرگ ترکیه که محبوبیت گستردەای در میان جریانات چپگرای جهان دارد با توصیەهای اوجالان تأسیس شد. ساختار و عملکرد ه.د.پ را اوجالان رأسا در زمان دیدارهای صورت گرفته در فرایند صلح در امرالی طرح‌ریزی کرد و به صلاح الدین دمیرتاش و هیئت همراهش انتقال داد. این حزب ضد نژادپرستی می‌کوشد و گروههای فکری و اتنیکی تحت ستم و جامعه مدنی را نمایندگی می‌کند. ه.د.پ با وجود سرکوب‌ و پاکسازی‌های گستردەی حکومت اردوغان، همچنان حزبی قدرتمند است که قریب شصت نماینده راهی پارلمان کرده است.


اوجالان که در دوران اسارت و قبل از آن، آثار اندیشمندان بزرگ تاریخ را مطالعه کرده است سعی می‌کند از نقاط قوت آنها استفاده کند تا بتواند نظم سرمایه داری را به نفع آزادی برهم بزند. او فردی عملگرا و صاحب اندیشه مختص به خویش است.

کشورهای غربی اوجالان را تروریست معرفی کرده و داعش و گروههای جهادی او را کافر می‌دانند. حتی برخی از افراد و جریاناتی که خود را روشنفکر یا کمونیست می‌پندارند نیز به اوجالان حمله می‌کنند و استدلال آنها به عنوان مثال این است که چرا اوجالان دین را بخاطر ارتجاعی که در خود دارد بکلی رد نمی‌کند. این جریانات انتظار دارند اوجالان همان راهی را برود که آنها رفته اند.

اوجالان معتقد است باورهای قدیمی که در طول قرن‌ها در تار و پود جوامع ریشه دوانده اند را نمی‌توان نادیده گرفت، در نتیجه سعی در دمکراتیزه کردن باورها می‌کند. او قرائت دیگری از ادیان و سنت‌های فرهنگی به پیروانشان ارائه می‌دهد و معتقد نیست که همه ارزش‌های شرقی را باید دور انداخت.

عبدالله اوجالان، دین ستیزی را بخاطر نتایج معکوس آن رد می‌کند با اینحال خطوط قرمز خود را نگه داشته است. نیروهای تحت رهبری او بودند که در عراق و سوریه با فداکاری‌‌های بزرگ، جلوی فتوحات داعش را گرفتند و آنرا به زانو درآوردند.

پ.ک.ک و یگان‌های مدافع خلق زمانی به داعش حمله کردند که ارتش‌های دولتی از موصل تا رقه پا به فرار گذاشتند و پیشمرگان دولت اقلیم کردستان نیز ایزدی‌های شنگال را در چنگ داعش رها کرده بودند. رمزگشایی از این نبرد بی‌بدیل بدون انگیزه های مادی و عدم وجود نیروی هوایی و سلاح‌های سنگین فقط با توجه به عامل تضاد اندیشه ها ممکن است.

نبرد و دلاوری‌های زنان در این مبارزه در عین حال یک شکست ایدئولوژیک و اساسی برای داعش بود.

جالب آنکه گروههای منتقد اوجالان نیز وقتی که داعش مشغول کشتارهای خونین بود فقط ناظر بر قضایا بودند و اراده ای برای صف‌آرایی و مقاومت در برابر آن نداشتند. کاملا مشخص بود که برای متوقف کردن داعش می‌بایست مواضع فدائیانه اتخاد می‌شد.

علاوه بر این، احزاب سنتی کردستان و دایره فکری نزدیک به طایفه بارزانی نیز ایدەهای اوجالان در رد دولت گرایی را زیر سئوال می‌برند و آنرا یک فرضیه خیالی در تضاد با استقلال ملی می‌دانند. این خط فکری همچنین پروژه برادری-خواهری خلق‌های منطقه در چارچوب تکوین “ملت دمکراتیک” را بازگشت از انتقام سال‌ها تحمل ستم ملی قلمداد می‌کنند.

اوجالان اما می‌گوید تنها وقتی می‌توان انتقام گرفت و به آزادی رسید که صلح برقرار شده باشد.