-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ خرداد ۳, پنجشنبه

منزل مقصود تاجر امریکایی، گشایش درهای ایران است یا از راه روسیه و اروپا؟

اروپا چرا به کارزار حفظ برجام چسبیده است؟

اروپائی ها فهمیده اند - حداقل رهبران دو کشور آلمان و فرانسه و حتی انگلستان- که ترامپ برای نجات اقتصاد امریکا می خواهد گلوی اروپائی ها را بگیرد و بخشی از انگیزه او برای لغو برجام نیز همین است. اگر دست به حادثه جوئی نظامی علیه ایران هم بزند، انگیزه اصلی اش جلوگیری از تولید بمب اتمی در ایران نیست، بلکه آن بهانه ایست برای رسیدن به اهداف اقتصادی که در سر دارد. تلاش برای تحمیل تحریم های علیه ایران به اروپائی ها، تلاش برای تحریم روسیه به اروپائی ها و ... هم در چارچوب همین هدف اقتصادی است. نجات امریکا از بحران اقتصادی و احیای دوران طلائی و آقائی امریکا درجهان.

 او می خواهد نفت صخره ای امریکا را جانشین نفت سیاه کند و بازار نفت و گاز را از دست کشورهای خلیج فارس و روسیه در آورد. حتی اعلام عدم قبول نتیجه انتخابات ونزوئلا بعنوان کشور نفت خیز امریکای لاتین نیز همین هدف را دنبال می کند. یعنی تغییر رژیم ونزئلا و چنگ اندازی روی نفت آن. اروپائی ها نگران آینده ای هستند که ترامپ می خواهد برایشان رقم بزند و به همین دلیل در سیاست روسیه ستیز سالهای اخیر خود درحال تجدید نظرند و رهبران دو کشور آلمان و فرانسه با همین هدف، یکی پس از دیگری راهی روسیه شده اند. پاکستان نیز که تنها کشور مسلمان اتمی است، دیگر روی امریکا حساب نمی کند زیرا خطر را زیرگوش خود احساس می کند و به همین دلیل بسرعت به چین و روسیه نزدیک شده و قراردادهای اقتصادی و نظامی گسترده ای را با هر دو کشور امضاء کرده است.
 برای ایران نیز هیچ راه حلی برای جلوگیری از ماجراجوئی ترامپ وجود ندارد جز اتخاذ سیاست یکپارچه و منسجم همزیستی با همسایگان - از جمله و بویژه پاکستان- و گسترش مناسبات همه سویه با روسیه و حفظ نزدیکی به اروپائی ها. یعنی جبهه ای از کشورهای نگران رویدادهای آینده جهانی که ترامپ می خواهد بر آن آقائی امریکا را تحمیل کند. این در عرصه خارجی است. در عرصه داخلی نیز برای رسیدن به یک سیاست منسجم و یکپارچه هیچ راه حلی وجود ندارد جز همزیستی با اکثریت مردم ایران، رفتن به سوی تولید ملی و لگام زدن به سرمایه داری تجاری (صادراتی- وارداتی)  و جداشدن از سیاست های اختناقی که دره ای عمیق میان حکومت و مردم را بوجود آورده است و این یعنی یک خانه تکانی بزرگ در نظام