-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۵, شنبه

برای تولد کارل مارکس آماده شوید

کارهایی که کارل مارکس برایمان کرده و قدرش را نمی‌دانیم.



اگر شما جزو کسانی هستید که فکر می‌کنند کارل مارکس هیچ کاری برایشان نکرده، بد نیست در افکارتان بازنگری کنید و برای جشن گرفتن دویستمین سالگرد تولد این فیلسوف آماده شوید.

از تعطیلات آخر هفته خوشتان می‌آید؟

نظرتان در مورد راننده گی در خیابان‌های شهر یا رفتن به یک کتابخانه عمومی چیست؟

دلتان می‌خواهد دیگر هیچ بی‌عدالتی، نابرابری و استثماری در دنیا نبینید؟

پس بهتر است برای بزرگداشت زادروز کارل مارکس در روز ۵ مه آماده باشید، چون او پیشتاز همه این عرصه‌ها بود.

بیشتر کسانی که اطلاعاتی ولو کلی درباره تاریخ قرن بیستم دارند، سر این مطلب توافق دارند که میراث سیاست‌های انقلابی مارکسیستی غامض و دردسرآفرین بوده است.

عقاید او را در برنامه‌های مهندسی اجتماعی افراطی، که بیشتر اوقات نتایجی فاجعه‌آمیز به همراه داشته، به کار بسته‌اند.

به این ترتیب با توجه به اینکه نظریه‌های او یادآور توتالیتاریسم، نبود آزادی و کشتارهای جمعی هم هست، جای تعجبی ندارد که او همچنان موافقت‌ها و مخالفت‌های سرسختانه‌ای را برانگیزد.

با این حال نباید از چهره عمیقا انسانی مارکس هم غافل شد. برخی ایده‌های او به بهتر شدن دنیا کمک زیادی کرد. این طور که پیدا است مارکس نسبت به یک سری مسائل دید کاملا درستی داشته: گروه کوچکی از افراد فوق ثروتمند دنیا را دست می‌گیرند، نظام سرمایه‌داری پایدار نیست و با بحران‌های مالی دوره‌ای، ما را تا سر حد مرگ می‌ترساند، و صنعتی شدن روابط انسانی را برای همیشه تغییر داده است.

مارکس می‌خواست کودکان به مدرسه بروند نه سر کار.
او می‌گفت همه باید اوقات فراغت داشته باشند و خودشان در موردش تصمیم بگیرند

آیا از این که مجبور نیستید هر روز هفته و ۲۴ ساعت در روز کار کنید، خوشحالید؟ از داشتن وقت نهار چطور؟ دوست ندارید امکان بازنشسته شدن داشته باشید و در دوران پیری مستمری بگیرید؟

اگر جوابتان به هر کدام از این سوال‌ها بله است، باید از مارکس تشکر کنید.

مایک سویج، استاد مدرسه اقتصاد لندن می‌گوید: "وقتی ساعت کاری‌تان زیاد است، زمان شما مال خودتان نیست و مسئولیت زندگی‌تان دیگر در دست شما نیست."

مارکس در نظریات خود از این که چه طور در جوامع سرمایه‌داری مردم مجبور به فروش تنها دارایی خود - یعنی کارشان- در قبال پول بودند، حرف می‌زند. این به عقیده مارکس در بیشتر موارد یک معامله ناعادلانه است که می‌تواند به استثمار و از خودبیگانگی منجر شود: ممکن است این احساس به شخص دست بدهد که از اساس طبیعت انسانی خود دور افتاده است.

مارکس به دنبال حقوق بیشتری برای همراهان کارگرش بود؛ می‌خواست آنها مستقل، خلاق و از همه مهم‌تر صاحب زمان خود باشند.

سویج می‌گوید: "مارکس اساسا معتقد است زنده گی انسان نباید با کارش تعریف شود. انسان‌ها باید حدی از خودمختاری را داشته باشند تا بتوانند در مورد زندگی‌شان تصمیم بگیرند. این چیزی است که امروزه به شکل ایده‌ای آرمانی درآمده و بیشتر مردم به دنبال رسیدن به آن هستند."

مارکس نقل قول مشهوری داشت که می‌‎گفت 'صبح به شکار برویم، بعدازظهر ماهیگیری کنیم، عصر گله را به چرا ببریم و بعد از شام به نقد بپردازیم. ' او عمیقا به برابری، آزادی و تلاش برای مبارزه با از خودبیگانگی اعتقاد داشت."

لوئیس نیلسن، یکی از اعضای تیم برگزارکننده جشنواره مارکسسیم در لندن می‌گوید: "برای تغییر جامعه به انقلاب نیاز دارید؛ برای بهتر کردنش به اعتراض. با این روش بود که مردم عادی در بریتانیا توانستند به سیستم سلامت همگانی دست پیدا کنند و ساعت کار روزانه را به ۸ ساعت برسانند."

"او با خواندن روزنامه‌های آن زمان به این نتیجه رسید که آن‌ها بیش از حد به جرم‌های کوچک و جنایات مردم فقیر می‌پرداختند و در موردشان اغراق می‌کردند، در حالی‌ که جرم‌های مؤسسات دولتی و رسوایی‌های سیاسی معمولا آن طور که باید پوشش داده نمی‌شد."

مطبوعات علاوه بر این وسیله‌ای بود برای ایجاد چنددستگی در جامعه.

وگ ویس می‌گوید: "در روزنامه‌ها از این که ایرلندی‌ها کارها را از چنگ انگلیسی‌ها درمی‌آورند می‌نوشتند، سیاه‌ها را مقابل سفید‌ها قرار می‌دادند، مردان را مقابل زنان و مهاجران را مقابل بومی‌ها ... در حالی که بخش فقیر جامعه درگیر جنگ با هم بودند، هیچ نظارتی روی قدرتمندان وجود نداشت."
نشر شده در تارنمای بی بی سی فارسی