-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۸, جمعه

راشیا تودی: جنگ عظیمی علیه ایران در پیش است


 ترجمه رضا نافعی
این مقاله، حاشیه های شدت گیری جنگ در غرب افغانستان را کمی روشن می کند.




از همه قرائن و شواهد چنین بر می آید که جنگی در پیش است. بنا به تخمین ارنست ولف، کارشناس امور مالی، ترامپ و بانک مرکزی امریکا سخت در تنگنا قرار گرفته اند. چگونه میتوان از این تنگنا نجات پیدا کرد؟ با آغاز یک جنگ.
انگیزه امریکا برای متوسل شدن به آخرین چاره کار چیست؟

اندکی بیش از یک سال از ریاست جمهوری ترامپ می گذرد و او برخلاف تمام اظهار نظرهای سیاستمداران و رسانه ها در موقعیت بسیار وخیمی قرار دارد. نابرابری اجتماعی در امریکا پیوسته بیشتر می شود. بیکاری بمراتب بیش از آنست که رسما اعلام می شود. بدهکاری مردم و دولت  و موسسات بیش از هر زمان دیگر است و در بازارهای بورس، بادکنک های عظیمی از تورم پدید آمده که هرلحظه بیم ترکیدن آنها می رود.

  ترامپ  و بانک مرکزی امریکا بشدت در تنگنا قرار گرفته اند. ترامپ نمیتواند به قولی که برای ایجاد مشاغلی با دستمزدهای خوب داد وفا کند. بخشش های مالیاتی که او برای برترین قشر ثروتمندان  قائل شد بی آن که تغییری پدید آورد عمدتا برباد رفت و پیروان او در میان مردم امریکا که ناظر عقیم ماندن بسیاری از قول های انتخاباتی ترامپ اند روز به روز ناآرام تر می شوند.

موقعیت بانک مرکزی امریکا از این هم وخیم تر است: امریکا با وضوحی روزافزون به سوی تورمی فزاینده می رود که بالابردن نرخ پایه را ضروری می سازد. اما این سختگیری مالی که هم اکنون آغاز شده است سبب میشود که بانک مرکزی با مشکلات بیشتری روبرو گردد:  این سیاست شرائط  را برای بازپرداخت بدهی های عظیم دشوارتر می سازد، زیرا دست بورس بازان را برای سرمایه گذاری تنگ تر می کند و راه را برای سقوط  بازارهای مالی هموار می سازد زیرا بازارهای مالی برای آن که سرپا بمانند به ورود مستمر پول نیازدارند.

چه چیز می تواند  به ترامپ و بانک مرکزی کمک کند تا از این مخمصه  به در آیند؟ 

گرچه جنگ  در دراز مدت بر بدهی امریکا خواهد افزود ولی در مقابل سبب گرم شدن بازار صنایع نظامی، بازار بورس و بازار اوراق قرضه می شود و سقوط اقتصادی را به تعویق خواهد انداخت، ایجاد اشتغال خواهد کرد و پیروان ترامپ با گناهکاری روبه رو خواهند شد که باید  بار خرابکاری های  ترامپ و وال استریت  را بدوش بکشد. 
به عبارت دیگر: یک جنگ می تواند موقتا سبب تثبیت مناسبات در امریکا شود.
افزون بر این ها  نیروئی  پشت ترامپ  از او حمایت می کند که از  مدت ها پیش در انتظار آغاز جنگ  است، یعنی : وال استریت.
موسسات مالی بزرگ وال استریت در سالهای گذشته بیش از 120 بیلیون دلار برای استخراج  نفت صخره ای سرمایه گذاری کرده اند، که تاکنون –  نه تنها سود قابل ذکری از این سرمایه گذاری نصیبشان نشده است بلکه متحمل زیان های سنگین مالی نیز شده اند.
بسیاری از بورس بازان برای شرکت در این کار و بیرون نماندن از گود،  حتی وام گرفته و دست به سرمایه گذاری پر مخاطره ای زده اند. چرا این کار را کرده اند؟ فقط به یک دلیل: حساب آنها این است که استخراج گاز صخره ای  بالاخره روزی  سودآور خواهد شد. ولی شرط مقدماتی آن بالا رفتن قیمت نفت است؟  و با آغاز یک جنگ  بلافاصله این شرط تامین خواهد شد.

اما  نقشه به این جا خاتمه نمی یابد: جنگی که – مانند دیگر جنگهای امریکا – تعمدا به پیروزی نمی انجامد بلکه  مانند جنگهای جاری در  خاورمیانه  این منطقه  را سالیان سال بی ثبات نگه می دارد، برای سرمایه گذاران  در نفت صخره ای و دولت امریکا  یک هدیه واقعی است زیرا: این سبب خواهد شد که بهای نفت  حتی با وجود تورم و ادامه آن همچنان بالا بماند تا استخراج نفت صخره ای که گران تمام می شود به مرحله سودآوری برسد و امریکا را قادر سازد از کشور وارد کننده نفت به کشور صادر کننده نفت تبدیل گردد.
از این رو این خطر نیز وجود دارد که جنگ خاورمیانه احتمالا به جنگ جهانی تبدیل گردد: زیرا امریکا در این اواخر شروع به صدور نفت خود به اروپا کرده است. اگر مقادیر معتنابهی  از نفت صخره ای حاصل از منابع عظیم امریکا پس از افزایش قیمتی که نتیجه جنگ است بسوی اروپا  روان گردد، به این معنی است که  دشمن روسیه  در صدد چنگ اندازی به مهمترین بازار آن برآمده است.
اما روسیه به هیچ وجه  نمی تواند به پذیرفتن این امر تن در دهد، زیرا  از دست دادن بازار نفت اروپا برای روسیه  یعنی یک فاجعه اقتصادی و مالی. افزون بر این سیاستمداران مسکو حتما بیاد خواهند آورد که  در تحلیل نهائی بهای نفت بود که کمر شوروی را شکست.
جنگ با ایران نیز برای امریکا بازی با آتش است: چین که هم پیمان روسیه است در گذشته باخرید اوراق قرضه های دولتی  امریکا بخش مهمی از هزینه جنگ های امریکا را تامین کرده است. اگر این بار این کار را نکند و احتمالا بعنوان واکنش در برابر امریکا که اعلام جنگ کرده است اوراق قرضه دولتی امریکا را به بازار بریزد  یا   ذخائر طلائی  را که طی سالهای اخیر تدارک دیده است پشتوانه پول خود «یوان» قرار دهد ، دلار امریکا را به شدید ترین وجه در مضیقه قرار خواهد داد.
بنا بر این جنگ امریکا  با ایران نه تنها بالقوه می تواند سبب آغاز چنان در گیری نظامی  گردد که  از مرزهای خاورمیانه فراتر رود، بلکه  این جنگ می تواند دلار امریکا را ساقط کند و به فروپاشی نظام مالی جهان که دیرگاهی است فقط  به یک نخ ابریشمین بند است بیانجامد.