-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۹, چهارشنبه

حذف واژه «افغان» به معنای تأمین نان و امنیت نیست

بیرق گردانی صلاح الدین و دکترعبدالله چطور بعد از شانزده سال شروع شده؟




واژه های «افغان» یا «خراسان»، حلال بحران امنیتی و اقتصادی برای پشتون، هزاره و ازبک و یازده رگه قومی دیگر نیست. بودن و نبودن هیچ واژه ای، چشمان خستۀ گرسنه ها و زیر پا شده های این سرزمین را روشن نمی کند.
هرچه این واژه ها را به خاطر اهداف سیاسی چپ و راست بچرخانند؛ نه کار تأمین می شود؛ نه نان فراوان می شود؛ نه عزت مشترک فراهم می آید.

افغان از نظر سنت تاریخی یک کلمه میراثی است که به اسم عام جمهوری بدل شده است. شاهان پشتون که در هر دوره، خود را پادشاهان خطه خراسان می نامیدند، هیچ پشتونی به رُخ شان شمشیر نکشید که شاه پشتون چرا چنین می گویی.

برخی هوس می خورند که درج نام ملیت در شناسنامه ها در دوره های مطلق العنانی خاندان محمدزایی ها رعایت می شد. چنین ملیت نویسی چه سودی داشت؟ دولت و اقتصاد به طور کامل انحصاری و میراث پدری یک دستۀ کوچک حساب می شد، و دیگر اقوام جز برده گی سیاسی و اداری حیثیتی بالاتر از آن نداشتند؛ پس ملیت نگاری چه مزیتی داشت؟ در شناسنامه کنونی درحالی تعلقیت تباری به طور مشخص درج می گردد، که  تاجک وهزاره و ازبک در عالی ترین مدارج سیاسی و اقتصادی و سکتور امنیتی نشسته اند.

اعتراض و استدلال های حفیظ «منصور»، جاوید کوهستانی و لطیف «پدرام» درین زمینه، امری طبیعی است. آن ها دیدگاه های خود را همیشه مستقلانه به مردم تشریح کرده و اندرین ره پویایی و استواری نشان داده اند. نه عبدالله از آن ها دلجویی می کرد؛ نه صلاح الدین در قصه شان بود. من در حیرتم که حالا بیرق گردانی «سیاسی» صلاح الدین و دکترعبدالله در اعتراض به درج واژه «افغان» درشناسنامه، از کدام هدفی سرچشمه گرفته است؟ 
شگفت انگیز تر این که، درخشان ترین چهره های فرهنگی، پژوهشگران و فرزانه گان، امیدوار شده اند که صلاح الدین و عبدالله به صراط المستقیم هدایت شده اند. آری شده اند؛ چون نیک می دانند سیاست چه بازی کثیفی است.

فهیم، قانونی و عبدالله در چند مرحله در شانزده سال اخیر، چه در جرگه قانون اساسی، چه درحکومت و چه در پیمان بندی های دور دسترخوان با حواریون ثروت و قدرت، هر معترض و استدلال گری را که نسبت به «تقلبات» در قانون اساسی، سرود ملی و حفظ «ترمینولوژی» ملی و... سربلند کردند، سرکوب و منزوی کرده، مدعی بودند که به اجماع ملی نیاز داریم و این موارد کوچک در اوضاع شکنندۀ کنونی نباید مصلحت های جمعی مردم ما را تهدید کند. حالا چرا باور کنیم که داشتن اجماع ملی به نفع افغانستان و مردمان مظلوم این خطه نیست؟

هیچ کدام این ها جرئت ندارند استدلال کنند که چرا بعد از شانزده سال این پوستین پشمینه را سرچپه پوشیده اند؟
 چطور یک باره، تمام تلخه و تلاش خود را به خاطر حذف کلمه افغان به کار انداخته اند؟!