-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ اردیبهشت ۳۱, دوشنبه

جنرال طارق! جنگ کندز، غزنی وجوزجان برسر چیست؟

در فراه جنگ بر سر آب است؛ حتما در غزنی، بدخشان، بغلان، قندوز، بلخ و سر پل و... بر سر لحاف ملا نصرالدین جنگ است.




بند کمال خان ولایت نیمروز، بند سلما در هرات و بند بخش آباد در فراه، از بزرگترین بندهای آبی در غرب افغانستان بشمار می‌رود که کار آنها در چند سال اخیر بگونه جدی آغاز و دنبال شده است.
آب‌های جاری این بندها به ایران می‌رسید و آب مناطق شرقی این کشور را تامین می‌کرد. مقام‌های ایرانی پیش از این از بند سازی‌های افغانستان انتقاد کرده و آن را از دلایل مهم کم آبی در کشورشان خواندند.
این در حالی است که بر روی دو رودخانه ای که به ایران می رود بند ساخته شده است و بر روی سه رودخانه ای که پاکستان می رود هیچ برنامه بند سازی جریان ندارد.

"جنگ فراه، جنگ آب است 
جنگ قندوز جنگ خاک است
جنگ ننگرهار جنگ ترانزیت است
جنگ شمال بخاطر ناامنی ساختن آسیای میانه است،"

چند روز پس از حملۀ گستردۀ طالبان بر شهر فراه، طارق شاه بهرامی وزیر دفاع؛ ویس احمد برمک وزیر داخله؛ معصوم استانکزی رییس امنیت ملی و جنرال جان نیکلسون فرمانده عمومی نیروهای حمایت قاطع به فراه رفتند.

طارق شاه بهرامی، در دیدار با مقام‌های محلی و باشندگان فراه می‌گوید، جنگ فراه، «جنگ مدیریت آب» است. وزیر دفاع می‌افزاید، ساخت بند سلما و بهره‌برداری از این بند، برخی کشورهای همسایه را نگران کرده است و آنها تلاش دارند تا با ناامن کردن این ولایت به اهداف خود برسند.

معصوم استانکزی، رییس امنیت ملی، با دسسیه خواندن جنگ فراه می‌گوید، پس از انهدام کارخانه‌های تولید مواد مخدر در ولایت هلمند که سودش به جیب طالبان می‌رفت، این گروه با حمله بر شهر فراه تلاش می‌کنند، برای تجارت مواد مخدر، جای پایی در این ولایت برای خود باز کنند.

در اینجا جادارد از وزیر دفاع سوال شود که جناب عالی چرا در سفر به ایران بجای تعارفات تشریفاتی بصورت علنی از ادعاهایی که علیه ایران داری با مسوولان ایرانی سخن نزدی؟
چرا مسوولان نظامی ایران را خطاب قرار ندادی که از برخی مخالفان مسلح (اگر واقعیت دارد) حمایت نکنند؟
چرا به مسوولان سیاسی ایران گوشزد نکردی که علیه حکومت افغانستان اخطار صادر نکنند؟
چرا به همسویی همسایگی بیشتر میان افغانستان و ایران تاکید نکردی که باعث تضعیف سوء تفاهم های موجود شود؟
و ده ها چرا و اما و اگر های دیگری که خایفانه بعد از خروج از ایران این جملات را برزبان می آوری.

وقتی با مقام های ایرانی مذاکره می کردی از همسویی متقابل حرف می زدی و از ایرانی ها خواسته بودی در زمینه تجربیات نظامی و با وزارت دفاع افغانستان همکاری کنند و زمانیکه ایران را ترک می کنی تازه یادت می آید که باید ایران را متهم به حمله در فراه می کردی؟