-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

به عنوان یک بیننده، از دیدن تلویزیون «کابل» گیج می شوم، چرا؟

سه روز است که پشت در پشت، تلویزیون کابل به گرداننده گی امان اشکریز و هاشم عباسی را می بینم. هی و تکرار از برنامه گپ می زنند... من منتظر ماندم که بدانم سرانجام چه برنامه ای را تدارک دیده اند اما متاسفانه سریالی پایان ناپذیر از تشکرات از خود و سپاسگزاری های دوره ای از یکدیگر... هیچ برنامه ای در کار نیست.. تقریبا دو ساعت گپ های پراکنده دوام کرد اما نفهمیدم که ره کجا، منزل کجا مقصود چیست؟

 در روز سوم این قدر دانسته شد که تلویزیون کابل الگوی رویایی خود را از سبک و سیاق ژورنالیزم تلویزیون ملی دولتی برداشت کرده و رهرو همان طریقی است که نه سبکی داشت و نه مهارتی و هرچه بود در چهارچوب دستورات حزبی مملو از سانسور و شعار های خسته کن و کلی انجام می گرفت. درین تلویزیون دست آورد های بی پیشینه و درخشان روزنامه نگاری نوین و ظهور یک نسل بالنده و خوش گفتار و خبرنویسان ورزیده به هیچ انگاشته شد و من هنوز دنبال آنم که «برنامه» این شبکه چه خواهد بود. البته قید شود که برنامه ناگفته امان اشکریز و هاشم عباسی طبق محاسبات خود شان، برای خود شان خوب معلوم است. نتیجه این که این شبکه شاید به یک مغازه مادی تبدیل بشود اما از نظر ادبیات گفتار و نوشتار و شگرد های ژورنالیزم که اذهان بیننده ها با طیف های متفاوت را تغذیه و ارضا کند، به جایی نخواهد رسید.
به نظر بنده، هاشم عباسی باید با جمع دیگری از افراد سرمایه دار یک مجمع کوچکی از شریک ها درست کند تا بخش های تازه و اثر گذار ایجاد شده تا زمینه برای تولید برنامه های جدید فراهم شود. با قصه های طولانی و خسته و خود گویی های بی جاذبه تا کی دوام می دهید؟ دم نقد، بهتر است غوث زلمی را به جمع کارکنان دایم اضافه کنید تا لااقل یک تکانه به وجود بیاید.  یکی از دخترخانم ها که درنمایش روزانه ظاهر می شود غیر از چهره، به درد هیچ کار دیگری نمی خورد.