-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۲, شنبه

توقف قطار جهاد

ملاامام کعبه چطور یک باره از اشتغالات فکری خود برای جمع آوری زکات، اسقاط، صدقه، عطیه و منکوحات مکرر فارغ آمده و به فکر جنگ افغانستان افتاده است؟



بخش اعظم مخارج «جهاد افغانستان» از منابع دولتی و شیوخ خود مختار عرب تامین می شد. بودجه بزرگ عملیات تعرضی طالبان در دهه هفتاد از سعودی می آمد. فرمانروای قصر نشین و طلا پرست همین ملایی که امروز جنگ افغانستان را نا روا قلمداد می کند، زمانی یک موجود مجهول را به نام « امیرالمومنین» اختراع کرده و برای افغانستان به عنوان داروی نجات پیشکش می کردند.
 امیرالمومنین از خود جانشین دارد. پادشاه سعودی مکلف به اطاعت واجب از جانشین ملاعمر است. حالا چطور، جهاد امری نا روا بیان می شود؟  کجای گفتار ملای «سیاسی» مکه نشانی از تکلیف عالم عرش دارد که مشروع درنظر آید. نشود که در «سیاست» عالم بالا تحولی افتاده و ما خبر نداریم؟ حقیقت این است که تصمیم گرفته شده، جهاد فی سبیل الله، منسوخ و جهاد النکاح جای آن را بگیرد.
بر دوسیه یک دوره جنگی به مصداق ( گر ضرورت بود روا باشد) برچسب باطل می زنند تا نوع دیگری از «جهاد» جایگزین آن شود. مقدرات این خطه بی صاحب اما «شهید پرور» رایگان را با خون عاشقان شهادت!!، برهمین منوال نبشته اند.

با این حرف ها دیگر هیچ گرهی را نمی توان باز کرد. در عرصه داخلی،‌خواب های گذشته از سر همه جهاد گران پریده است؛ همه، فهمیده اند که «یک نان چند فتیر است». نادم اما گیرافتاده اند؛ تراژدی گیرافتاده گی پس از دام جهاد، دردناک تر از دوره جهاد است. اما پر مرارت تر از همه این است که هنوز هم خیالی برای انصراف از ارشادات ملای شکم پرست مکه و غیر مکه ندارند. روانشناسی به دام افتاده گان از نوع دیگر است. 
این جنگ، رؤیای ما را نابود کرد تا رؤیای استراتیژیک دیگران را زنده و پالوده نگهدارد.
درین حیص وبیص، جهاد گران  دیروز، چرا از آینده بیمناک شده اند؟ چرا اعتقاد خود را بازسازی نمی کنند که راه نجات ازین مخمصه، بازهم جهاد است؛ نه انتظار، التماس، توجیهات بی غرضانه از بالای «غُندی خیر». جهاد دیروز، طعم شیرین وبهشتی داشت؛ حالا شرنگ آن طاقت فرسا شده است. سابق روا بود، حالا اختیاری و آلوده با اگر و مگر است. حالا که عصر انصراف و توبه کشی از جهاد بیداد می کند، روزیزیونیست های جهادی باید آماده پذیرش فاعلان تازه رسیده باشند که مجهز با نصوص و اقوال مترادف سنت اند.