-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ خرداد ۲۹, سه‌شنبه

بدیل باخت سیاسی تاجیکان برای ایجاد اقتدار، چسبیدن به کلمه خراسان نیست


خراسان در درازای تاریخ، گستره ای جغرافیایی و فرهنگی بوده و جایگاه و کانون کدام کشور خاص یا نظام سیاسی خاص نبوده است. شعار گرایی به نام خراسان هیچ گرهی از مشکل لایه به لایۀ مملکت باز نمی کند؛ بازی با کلمات است که صرفاً یک فشار احتمالی مجازی بر یک حریف سیاسی است. تاجک ها به اثر عوامل داخلی و خارجی، از نظر سیاسی در خط زوال افتاده اند و برای جبران حضور ملموس، راهی جز انتقاد از آن چه گذشته، تصفیه حساب با سرحلقه هایی که بیشتر دزد بوده اند تا سیاستگر؛ و مشارکت در درون خانه با دیگران ندارند. این مساله اگر به سوی واقعیت های عینی سمت دهی نشود، در بهترین حالتش سبب می شود که تنگ نظری لجوجانه و بی فایده را در اردوگاه دیگر اقوام نیز به وجود بیاورد. همین کشور جنگ زده و مظلوم، برای همۀ ما هم کور است؛ هم گور است. گرسنه گی، نا امیدی، قحطی نان وعاطفه شامل حال تمام طبقات مردم درین سرزمین درد آشنا است.
رؤیایی که به نام اسلام و جهاد محقق نشد، با کلمه خراسان نیز برآورده شدنی نیست. باورمندی های نسل امروز نسبت به پدران شان متفاوت و ای چه بسا که نقطه مقابل نگرش آن ها است. ما همه چیز های منفی را یک بار تجربه کرده ایم. اکنون نوبت درس گیری از آموزه های تلخ تاریخی است. هرگاه شک و ترس درمیان همه ساکنان این خطه زایل نشود، همچنان بی نوا و دست نگر دیگران باقی می مانیم.