-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۱۳, چهارشنبه

ما مرتجعان، همه اهل قهقرائیم

 مبارز راشدی



ملا ، روشن فکر و کافرِ این ملک، همه قهقرایی و واپس گرا اند. توان، همت و جسارتِ دیدن به جلو و نو آوری ندارند. مفت خور اند نه اندیشه دارند نه اندوخته فقط بلد اند سر به آخورِ تاریخ بندازند و استفراقِ دیگران را عاشقانه نشخوار کنند.
الگوی ملای ما از جامعه سازی و دین باوری جاهلیتِ عرب است و آغازین گام های لرزانِ دینداری، از جدید شدن و ترقی آنقدر در هراس اند ، انگار زاده شدند که در دیروز بمانند نه امروز دارند نه فردای. یا در دیروز اند یا در پسِ فردا یعنی قیامت.
چپ های ما از ساختن ، آراستن و پیوستن بی زارند به بهانه مبارزه با امپریالیسم فکرشان در جنگل های بولیوی و جنگ های چگوارا جا مانده است و تاریخ را در قامتِ چهار تیوری اقتصادی مارکس میبینند و در بروت های کلفتِ کاسترو اما انکار فکرشان صندوق حفظِ آثارِ دیگران است نه جفرافیه دارند و نه ملتی که برایشان آب و نان بسازند .

آنکس که در دامن لیبرالیسم لولید، عمر گذراند نه تنها ادعای روشن فکری که دعوای دومین متفکر جهان را در عصر مدرنیته و روشن اندیشی ادعا دارد وقتِ به اینجا میآید قدرت را با قربانی نمودنِ ساز و برگ های دموکراتیک مطالبه میکند و تسبیح بدست در حالیکه زبان و فکرش با احادیث و قران سخت بیگانه است با کوبیدن بر طبل روشنفکری ، چیغ میزند، میگوید فصلِ نا تمامِ فلان پادشاه را تمام میکنم.
حتی اینرا نمیداند که الگوی تظامِ مردم سالار و پلورال پادشاهِ شکست خورده نمیتواند باشد.
درس و دانشگاهِ غرب، دیگران را به دموکراسی و همنشینی ، فردا نگری و فضا نوردی میبرد ما را به قبضه کردنِ قدرت ، حذفِ دیگران و به جنون و توهمِ تاریخی پرتاپ میکند.
رجعت به تاریخ شکستِ مطلق است بیچارگانِ فکری نا خود آگاه سخنگوی تاریخ میشوند و جیره خوارِ قدیمیان.
ما به نو اندیشی نیاز داریم به قالب شکنی و نقدِ بی رحمانه ی تاریخ تا بتوانیم سیاهی تعصب را بشکنیم و سر به سوی فردا دراز کنیم و مانندِ دیگران که به قانون، قدرتِ مشروع و عدالت رسیدند راه روشن و راه فردا را بپیماییم .
روشن فکری، زمان فهمی و فردا اندیشی خواستگاه خاص ندارد از میانِ هر گرایشِ فکری شاید انگشت شمار افرادِ باشند که در نهادشان مزدوری و جیره خواری نیست با قامتِ بلندِ فکری سودای ترقی در سر دارند فرقی نمیکند چپ باشند یا دین باور دموکرات باشند یا تکنوکرات
آنچه که نمیگذارد دین و دنیای ما ساز بگیرد ارتجاع است و نگاهِ قهقرایی که نفس ها را شوم و سنگین ساخته است.
این سنگِ سیاه را باید شکست.