-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۲۹, جمعه

کسی نمی داند سرنوشت جنرال دوستم چه خواهد شد


سرانجام، طناب گردنکشی کهنه پرستان سیاسی در ارگ به رهبری حنیف اتمر در برابر شریک اصلی حکومت دکترغنی ( جنرال دوستم) شُل گردید. 




اردوگاه ارگ، قطعاً باور شان نبود که کار به رنگ زردی بکشد. اما به غیر از چند سبوتاژ گر خواب زده، همه می دانستند که دکترغنی، فیوز بم در شمال را بالاثر هیپنوتیزم جان باس و حنیف اتمر، سخت نا به هنگام کش کرده بود. حالا این فیوز نه دو باره در سیستم جا به جا می شود؛ و نه نگهداشتن دایمی آن در چنگال غنی میسر و ممکن است. چیزی در راه است.

«نباشه» این همه اعجاب از کجا آمد؟

 از کاریزمای جنرال دوستم و ازبک ها که روح انضباطی جدید را به بهای خون هزاران رزمنده جنبش ملی کمایی کرده اند. حال، ساده می گویند که جنرال دوستم یکشنبه بر می گردد و قیصاری هم آزاد می شود! اما دیگر نیروهای ضد طالب و داعش نیز سه نسل تلفات داده اند؛ پس از سوی آن ها چرا نه توفانی که حتی باد سبکی هم نمی وزد؟

این راز ها را در ماهیت تاریخ جنگ و فرمانروایی صد ها سال اخیر باید مطالعه کرد.

هفده روز پیش، حتی حدس زدن این مسآله محال می نمود. حال اگر شورای نجات هم به دلایلی فرو بپاشد، ابتکار عمل در اختیار جنبش ملی است. با این حال، تا تغییر معادله راه درازی در پیش است. شریان های ثروت، شامل بنادر، بودجه و گمرکات کل کشور، مطلق در دست کهنه پرستان است. به بازگشت دوستم اهمیت چندانی نمی دهند؛ اما از استمرار خیزش سیاسی و طرح شعار های بلند بالا تر تا سرحد یکسره کردن کار اقلیت دیسانتی، سخت در هول و هراس اند. بنادر و گمرکات کلیدی که همه در حوزه نفوذ شورای نجات قرار دارد.
تاریخ، در همه جای دنیا، در دوره های دور و نزدیک تکامل بشر، اصول و وثیقه ای ماندگاری در سینه دارد. آن اصول وقاعده، خشم و پایداری مردم است که با اراده ای یک پارچه، هدفی را آماج می گیرد، که در نتیجه، همه محاسبه های زور و طلسم عدالت شکنان را یا تغییر می دهد یا به باد فنا می سپارد. کسی نمی داند که بر سر جنرال دوستم چه خواهد آمد؛ اما چه باک؟!
هر گاه این چنین مقاومت و  پارچه گیی را که جماعت ازبک ( به طور عمده) ثبت تاریخ کرد، هیچ نیرویی کمر رهبر افسانه ای ازبک را شکسته نخواهد توانست. این درس، یک بار از احمد شاه مسعود به میراث ماند؛ سپس در خشک زار خاموش سوداگرانی چند، فروهشت؛ اینک، صورت دیگری از همجوشی اراده مردمی به تاریخ دادخواهی اضافه شده است که می تواند بر آن خشکستان خاموش، رگبار باران عطا کند.