-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۳۰, شنبه

ریشخند نامه پرتو نادری به «رهبرکبیر دموکراسی افغانی»!

قیصاری اگر آدم کش بود، چرا نخست از آدم کشان کابل آغاز نکردی؟



ای ملت پرشور و انقلابی فیس بوک!
تاریخ خبر دارد که شما با طبل کوبیدن های تان کاروان سرخ انقلاب را تا دور دست‌ترین دهکده‌های افغانستان رسانده اید. من چکاچاک شمشیر سرخ انقلاب شمار در دهکده دهکده کمنت های تان می شنوم!
همین جا شنیدم ، که یکی از سخن گویان با نام و نشان جمهوری پا در هوای فیس بوک نوشته است« نظام الدین قیصاری» رها شده است. هرچند به سخن سخن‌گویان اعتباری نیست؛ اما این خبر پرسش های را در ذهن من بیدار کرد.
نخست این که این نظام الدین قیصاری چگونه کسی است که گرفتاری او به دست کماندوهای خیالی، از فاریاب تا جوزجان و سرپل از بلخ تا سمنگان و تخار و بدخشان و ولایت های دیگری، بزرگترین اعتراض خیابانی مردم را در پی داشت که هنوز هم ادامه دارد.
اگر او آدم کش است ، این همه مردم چرا در این تابستان ترق به خیبان ها بر آمده به او زنده باد می گویند و به جناب رییس جمهور مرده باد!
اداره ها بسته، کارمندان در خانه مردم در نگرانی و آینده نامعلوم ، رهبر کبیر دموکراسی افغانی خاموش! دردناک‌تر از همه بسته بودن بندرهای تجارتی است.
این امر به این می ماند که بنی کسی را با دو انگشت محکم بگیریم و بعد بگویم حالا با خیال راحت زنده گی کن!
در زیست شناسی می گویند : زنده‌گی جریان دوامدار داد و ستد مواد است. اگر این داد و گرفت قطع شود موجود زنده می میرد. حال می‌شود گفت زنده گی اقتصادی : یعنی باز بودن بندر و داد و ستد کالای تجارتی.
دلم می‌خواهد برای جناب رئیس جمهور و رییس اجراییه یک ورکشاب یک روزه بر گزار کنم که قطع داد و گرفت مواد در یک موجود زنده، یعنی مرگ! پس قطع داد و گرفت کالای تجارتی یعنی مرگ اقتصادی یک کشور . 
قیصاری را دربند کرده ای، حال این مردم شما را در قفس کرده اند. آخر همین تفکر بلند و آمیخته با نبوغ شما به چه دردی می خورد.
ای بلند تفکر بلند نشین !چاره یی کن و این گره را بگشای ورنه این بندرهای بسته این همه انسان گرسنه و تشنه را می کشد. می دانم آن گاه قلب نرم و مهربان تو در اندوه ملت، مانند یک خرمن پنبه، آتش خواهد گرفت. خبر هم داری که به سبب خشک سالی و بی آبی، کسی کاسه آبی هم بر سینه ات نخواهد افگند. تا اطفاییه هم برسد دیگر خاک و خاکستر خواهی شد!
می خواهم با ترس و لرز این پرسش را مطرح کنم:
- خوب با کدام هدف این قیصاری را گرفتار کردی؟ اگر آدم کش بود، چرا نخست از آدم کشان کابل آغاز نکردی؟
- حال اگر رهایش کرده باشی یا بخواهی رها کنی ، چه دلیلی داری که یک آدم کش را رها کنی؟
- اگر بی گناه بود، چرا یک بی گناه را این گونه با کمندو های خیالی دست گیرش کردی و کسانی را هم آن کمندوهای خیالی کشتند؟
- اگر آن ها کمندو های ما نیستند، پس سپاهیان خشم آسمان بودند؟
- اگر کمندو های خود ما هستند، شما را کدام قانون حق داده است که از کمند در جهت اهداف سیاسی خود استفاده کنید؟ 
یکی چند پرسش دیگر باشد به زمان دیگر که من از فریادهای انقلابی شما می ترستم!
پرتو نادری