-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۲۶, سه‌شنبه

دیدار پوتین و ترامپ پشت درهای بسته و دو نفره

راشا تودی- ترجمه رضا نافعی
تحلیل ها قبل از دیدار دو طرف چنین بود:


پیش از دیدار ترامپ و پوتین، این احتمال پیش بینی شده که امریکا  ادغام دوباره کریمه در فدراسیون روسیه را برسمیت بشناسد.
 در همان حال که پرزیدنت ترامپ  نخواست این احتمال را رد کند، سخنگوی کاخ سفید شتابزه به میدان آمد تا تاکید کند که این احتمال حتما رخ نخواهد داد. واکنش رسانه ها نیز در این مورد تقریبا  واکنشی عصبی بود. بلومبرگ حتی تا آنجا پیش رفت که پرسید آیا رئیس جمهور اصلا مجاز هست که » الحاق» – را برسمیت بشناسد، که اشاره ایست بر الحاق دولت اتریش به امپراتوری دویچه رایش (آلمان هیتلری.م) در سال 1938.
عنوان مقاله واشنگتن پست در این مورد چنین بود « ترامپ و پوتین در کنار هم هستند».
استدلال مقاله بر این مبنا قرار داشت که روسیه شبه جزیره کریمه را با یک دلیل ساده به خود ملحق ساخت  و آن این بود که  اکثر مردم ساکن کریمه به روسی حرف می زنند.
واشنگتن پست در واقع حرف ترامپ را در کنفرانس جی۷  با شرکت سران کشورهای هفتگانه در کانادا تکر ار کرد که گفت  «چون مردم کریمه روسی حرف می زنند».
پس از طرح این مقدمه این نتیجه گرفته می شود که براساس این فکر هرجا که اقلیتی  یا اکثریتی  روسی صحبت کنند روسیه می تواند ادعای مالکیت آن را داشته باشد. مثلا در برایتون بیچ ،  منطقه‌ای  از شهر نیویورک در بخش بروکلین ، یا حتی اسرائیل؟ این  حرف و سخن ها از انباشته های قدیمی در کشوی تبلیغاتی امریکائی ها و برخی از اروپائی هاست که  روسها را متهم می سازند به این که می خواهند به  عظمت امپراتوری قدیم باز گردند.
از این حرف ها که بگذریم اگر اقدامات رئیس جمهور امریکا را بانگاهی ژرف نگر مورد مداقه قرار دهیم مشاهده می کنیم که دکترین «امریکا اول» او را سواحل شرقی امریکا رد کرده است، زیرا سنگپایه ثروت سرمایه داری آنها را نشانه گرفته است.
فقط بعنوان  چند نمونه ، مخالفت صریح او با قراردادهای بین المللی و سازمان هائی چون جی 7 و جی 8 آنهائی را که در روند جهانی شدن برنده شده اند بشدت نگران کرده است. برای سنت شکنی هائی که در عرصه سیاست خارجی می کند. ظاهرا چنین بنظر می رسد که او  تصویر دیوگونه ای  را که با گذشت سالها  از دشمنی شیطان صفت ساخته  و پرداخته شده است  یک شبه دور می اندازد و   دیواری  روانی را که عبور ناپذیر بوده با خاک یکسان می کند، بعنوان مثال می توان به نمونه  کره شمالی اشاره کرد.
در عین حال، با خروج از قراردادی که با دشواری زیاد با ایران منعقد  شده است، باعث می شود تا اروپائی ها احساس کنند که او واقعا اهمیتی برای آنها قائل نیست.
اماکار به اینجا تمام نمی شود، اوموسسات و دولت ها را مجبور می سازد تا به داد و ستد های خود با ایران پایان دهند، هرچند که این عمل کاملا با علائق ملی آنها در تضاد است.
بنا به گفته ترامپ اینک هنگام آن رسیده که اروپا باردیگر  بالغ گردد و مسئولیت های بیشتری  بپذیرد، اما، در عین حال، کشورهای اروپائی باید به این یا آن شکل،  به امریکا وابسته بمانند،موضوعی که در نفس خود  تناقضی است آشکار.
ترامپ ، اوپک، سازمان کشورهای تولید کننده نفت را مورد حمله قرار می دهد، به همان شدتی که قبلا  قرار داد های تجارت آزاد » تی تی آی پی» و تی تی پی » و قرار داد بسیار با اهمیت پاریس برای محیط زیست را مورد حمله قرار داده بود.
در پس همه این اقدامات یک هدف  قراردارد و آن عبارتست از  وابسته کردن سرمایه ها و خدمات تولیدی به امریکا، بعبارت دیگر بازگرداندن آنها به امریکا.
دونالد ترامپ، زمینه ها را در خاورمیانه ، بوضوح مشخص ساخته است. ایران چون گذشته مظهر همه بدی هاست، که باید با تمام امکانات با آن جنگید. ولی این جنگ نه بدست امریکا بلکه باید بدست  اسرائیل و عربستان سعودی صورت گیرد.
این استراتژی عمده در منطقه است و هر اقدام دیگری  که در منطقه روی می دهد باید در جهت به ثمر رساندن این  استراتژی باشد. در این مورد نیز خواست های واشنگتن و بروکسل بکلی از هم  دور می شوند، زیرا اروپائی ها   سالهاست که برای کاستن از تشنج ها در منطقه با  ترمز دستی نیم کشیده حرکت می کنند.  در مورد چالش 100 ساله فلسطین یا اشغال عراق در سال 2003، همه جا  حسن نیت اروپائی ها  قابل تشخیص است، ولی حسن نیتی که فاقد قدرت اجرائی باشد دردی از منطقه دوا نخواهد کرد.
قرار است در  ملاقات امروز، 16 ژوئیه در هلسینکی،  فقط  ترامپ و پوتین  حضور داشته باشند.
ترامپ، رئیس جمهورکنونی امریکا، مردی که لقب قدرتمندترین مرد جهان به او داده شده است،  میل دارد هنگام گفتگو با پوتین تنها باشد..
به همین دلیل یک هیئت نمایندگی مرکب از  هفت سناتور جمهوریخواه، به مسکو و سن پترزبورگ سفر کرده اند تا در باره موضوعات مورد بحث  در آن دیدار تحقیق کنند.
وحشت از دیدار رؤسای جمهور دو کشوری که در کنار چین قدرتمند ترین کشورهای جهان هستند، و تصمیماتی که می توانند در هلسینکی اتخاذ کنند، در بسیاری از پایتخت های جهان احساس میشود.