-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۱۱, دوشنبه

گردش ایام به روزی کشاندشان که به تزئین کاخ سپیدار دل خوش اند!

نامه سراسر تهی امرالله صالح به عطا نور که ناله نیستانش سرشار از بوی لاعلاجی و نومیدی است.



برادر بزرگوار جلالتماب محترم سترجنرال عطا محمد نور رییس اجرایی جمعیت اسلامی افغانستان و والی پرافتخار اسبق بلخ !
سلام و درود بر شما.
برگشت تان به میهن مبارک باد. خوش آمدید. 
ساحه تحت کنترول تروریزم گسترش یافته است. طالب دولت موازی ساخته است. شما که تشریف نداشتید صد ها تا شهید شدند و هزار ها نفر زخم برداشتند. فقر بیداد میکند. نفاق قومی هر روز دیانت و صفای این کشور را در حال بلعیدن است. حوزه ضد ترور با همه فداکاری و تاریخ اش در حاشیه محاسبات بزرگ رفته است. تبعید کردن و استفاده ابزاری از محاکم وسایل آشکار برای تحکیم قدرت غیر مردمی شده است. تا جایی که من شاهد استم دوکتور عبدالله عبدالله با همان روحیه که شما فکر میکنید دیگر ندارد؛ اما من که می بینم دارد و خواهد داشت از داخل نظام ایستاده است و مبارزه میکند. فرض بر این که او دیگر داکتر عبدالله دیروز نیست. آیا از میان این همه نا ملایمتی و زشتی ها که باید اصلاح شود حذف داکتر عبدالله برای تان اولویت دارد. کمترین ارزش حضور او در سپیدار تزیین صالون های آن قصر با تصاویر مقاومت و مبارزات شماست.

 پایین کشیدن این تصاویر صرفا به خاطر انتقام کشی از داکتر عبدالله چه فخری در پی دارد. این قصر سپیدار اگر ایستاده گی و شهامت داکتر عبداالله برای احراز زعامت کشور نمی بود، شاید الحاقیه ارگ می بود و یک نفر آمده گی از خارج آنهم دو تابعیته در آن زیست میکرد. اگر داکتر عبدالله عبدالله از دید صلاحیت آنچه شما توقع دارید چیزی ندارد از دید سیاسی ، معنوی و تاریخی دستاورد بزرگ دارد. او تنها چهره غیر خارجی در صحنه رقابت های انتخاباتی بود. شما در حمایت تان از داکتر عبدالله عبدالله از دید سیاسی و معنوی هیچ چیز را از دست نداده اید. آنچه به زعم شما از دست رفته است چند تا کرسی است که امروز یا فردا پس بدست می آید. من به شما احترام دارم و همیشه خواهم داشت اما فکر نمیکنید حمله بر خودی ها نمک پاشی بر زخم های جسم مشترک ماست. تنها از جمع کردن است که به جایی میرسیم نه از پراگنده سازی. یقین دارم که سیاست زیرسقف را نیز بلد استید. پیام دهی کنایه و انتقام به همسنگر هایتان آنهم از بلند گوی مطبوعات و فیس بوک نوای دلنواز به گوش دشمن و حریفان است. استاد معظم نی ستان ما که به خاطر بریده شدن از آن می نالیم و سینه شرحه شرحه می نماییم وحدت و همدلی است. عیاران در تاریخ سینه فراخ داشته اند و با یاران در مانده خویش از سر عیاری پیش رفته اند نه آنکه لگد آخر را بر او بزنند. عیاری تان همیشه باد.