-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ تیر ۲۴, یکشنبه

پاکستان با خروج امریکا، درپی اشغال کامل شمال افغانستان است

کشور ما با چهار مصیبت بسیار بزرگ و تقریبا لاعلاج روبرو است:
عزیز آریانفر




یکی اینکه با توجه به این که منابع معدنی در جهان محدود است و دیر یا زود بسیار کاهش خواهد یافت آمریکا تلاش دارد هر گونه که شده از راه کشور ما خود را به گنجینه های دست ناخورده آسیای مرکزی و جنوب روسیه نزدیک سازد روشن است دو ابر کشور روسیه و چین و نیز دو قدرت منطقه ای ایران و پاکستان مخالف حضور آمریکا در افغانستان اند؛ در نتیجه افغانستان به میدان جنگ پایان ناپذیر قدرت های بزرگ و منطقه مبدل شده است از اینرو، مجاهد و طالب و داعش همه ابزارهای آمریکا برای راندن روس ها و اشغال افغانستان و راهیابی به آسیای مرکزی بودند و هستند.

در پهلوی این مشکل عظیم، ما با یک مشکل بزرگ دیگر هم روبه رو می باشیم و آن استراتژی پاکستان برای تسخیر افغانستان در دو مرحله است پاکستان در چهار دهه اخیر با بهره گیری از اوضاع آشفته و نا به سامان کشور ما توانست مرحله نخست راهبرد خود را که تسلط بر دامنه های جنوبی هندوکش است پیروزمندانه پیاده کند؛ اکنون اگر آمریکا برود مناطق پشتون نشین یکسره به دست پاکستان خواهد افتاد.

پاکستان در این مناطق توانسته است طالبان، حزب اسلامی، داعش و شبکه حقانی را حاکم سازد اکنون پاکستان وارد فاز دوم پیاده کردن استراتژی حود یعنی مبارزه با روسیه و ایران بر سر تسلط بر شمال و غرب شده است استراتژی پاکستان مبنی بر تسلط بر گستره افغانستان از سوی کشورهای مرتجع عربی، رژیم اخوانی ترکیه و چین حمایت می شود روشن است پایان این جنگ هم هویدا نیست.

سومین مشکل ما در بعد داخلی است. واقعیت این است که پشتون ها باشندگان اصلی و بومی سرزمین کنونی افغانستان نیستند بلکه پس از حمله مغول از گستره پاکستان یعنی دامنه های کوه های سلیمان به اینجا کوچیده اند. امپریالیسم انگلیس نگذاشت پشتون ها در سرزمین اصلی و نیایی شان یعنی منطقه خیبر پشتونخواه که دو سوم پشتون ها در حدود 20 میلیون نفر در آن بود و باش دارند دارای تشکیلات دولتی مستقل شوند.

در نتیجه نخبگان سیاسی پشتون که در اثر سیاست های انگلیس بر خراسان حاکم شده بودند در اندیشه تشکیل کشور پشتونستان در گستره افغانستان کنونی اند اما چون نه توان اقتصادی و نه توان سیاسی این کار را دارند و نفوس شان هم (که تقریبا یک سوم یعنی در حدود 10 میلیون نفر است) برای تسلط نهایی کافی نیست؛ پیوسته با معامله با قدرت های بزرگ و فروش سرزمین می کوشند با تکیه به سرنیزه و پول آنان به این هدف نایل آیند در نتیجه کشور همیشه فاقد استقلال و دربند و اسیر ابرقدرت ها است با این حال تنها مساله مبدل ساختن افغانستان به پشتونستان مطرح نیست رقابت های قبیله ای میان قبایل درانی و غلجایی بر سر قدرت نیز چاشنی کار است.

برای مقابله با پشتونیسم افراطی، تکیه داران و رهبران سایر اقوام نیز برای مقابله با نخبگان پشتون هر یک به طبل تبارگرایی افراطی کوبیده و با سایر کشورهای منطقه وارد تعامل و زدوبند می باشند در نتیجه شاهد سر برآوردن تاجیکیسم، ازبکیسم و هزاره ایسم افراطی هم هستیم به ویژه پان ترکیسم هم میدان پیدا کرده و وارد میدان شده است.

این سه مصیبت یعنی اشغال کشور از سوی آمریکا و رقابت آن با کشورهای مخاصم، تلاش های نخبگان سیاسی پشتون دال بر مبدل ساختن افغانستان به پشتونستان (به اضافه کشاکش درانیان و غلجاییان و واکنش سایر اقوام در برابر این سیاست) و استراتژی پاکستان مبنی بر اشغال افغانستان مصایبی اند که رهایی از چنگ آنها در کوتاه مدت ممکن نیست و کشور را به میدان جنگ و کشاکش های بی پایان خونین مبدل گردانیده است.

در پهلوی همه اینها یک مصیبت دیگر هم داریم و آن ابتلای تاجیک ها به بیماری مدهش اخوانیسم است که ناخودآگاه آنان را به اسارت دشمنان تاریخی شان یعنی شیوخ عرب و رژیم عثمانی ترکیه اردوغانی درآورده است و به آله دست آنها مبدل ساخته است که این مصیبت نه بلکه فاجعه عظیم است.

عزیز آریانفر