-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مرداد ۵, جمعه

چند اشتباه محاسباتی ائتلاف شورای نجات

جمیعت اسلامی هرگز این امباق زیبا و جوان ( جنبش ملی) را روی شانه های خود سوار نخواهد کرد. 



تعریف مانور انتخاباتی حامد کرزی در برابر دکتر غنی این است: قدرتی را که در حمایت من به دست آوردی، دو باره به من برگردان و جا خالی کن! ائتلاف نجات، زره و شمشیر و کلاهخود آقای کرزی است. این جماعت سری ندارند که روی گردن بگذارند؛ دنبال سر می گردند؛ بهترین سر همان است که با قره قل مزین است.

به همین ساده گی؟
خیر...
 اگر نیشِ ترسناک امریکا و ناتو را بُعد خارجی قضیه می بینیم، که تعیین کننده استِ از جمع و تفریق داشته ها و نداشته های ائتلاف نجات در سیاست بازی های درون خانه، در بهترین حالت همان چیزی را می توانیم ببینیم که در ائتلاف های جزیره یی قبلی شاهد بوده ایم و از بس بی ریشه بودند، شاخصه های خوش و ناخوش آن از یاد مان رفته است. اصحاب ائتلاف به راستی که به کرات، با هم پیمان بسته و به همان اندازه پیمان شکسته اند.

هر ضلع ائتلاف نجات به آیندۀ خودش می اندیشد که هرگز درین باره با دیگر اضلاع همکار در میان نمی گذارند. گویا دیر یا زود ( همزمان با قریب شدن موعد انتخابات) فرستاده ای از یوناما یا امریکا از راه می رسد که هریک را به فراخور احوال، لقمه ای دهد و تاریخ مصرف سکوت و همدلی! را در میان شان برای پنج سال دیگر تمدید کند.

حال پرسش عمومی این است که نمایندۀ انتخاباتی امریکا و ناتو که پوشش حمایتی اکثریت مردم افغانستان را هم با خود داشته باشد، چه کسی است و آن شهریار برومند سوار بر اسب سپید بخت و اقبال، از کدام مسیر می آید؟

آن توسن سوار نیک اقبال، جنرال دوستم و عطا نور و محقق نیست؛ قطعاً چند دلواپسِشاخۀ «لوی مشرقی» و ننگرهار و وردک هم نخواهد بود. شهریار نوستالژیک این دسته، همانا حامد کرزی است که در بازی تاج و تخت برای «باردوم» نامزد شده است. ائتلافیون «سهمیه» می خواهند؛ نه چیزی بیشتر. فراموش کرده اند که این بار کرزی سهمیه دِه نیست؛ چون جهیز گران جهانی هنوز فیصله نکرده اند که کرزی را بار دهند که بارگاه بیاراید و حق توزیع کند یا نکند؟
محقق به حق گفت که جهان باید با «واقعیت های افغانستان کنار بیاید». البته جهان به شیوۀ خود هماره با با واقعیت های افغانستان کنار آمده است: یعنی واقعیت را همسو با اهداف خود، نظارت و مدیریت می کند.

ائتلافیون، ظاهراً در دو مورد مبتلا به خطای محاسبه شده اند. یکی این که، غنی- اتمر را پیشاپیش از صحنه قدرت محذوف پنداشته اند. خطای دوم شان درشت تر است. یعنی «شورای حراست و ثبات» به رهبری استاد سیاف و عمر داوود زی و شورای تعیین کنندۀ شمالی بزرگ را نادیده یا دست کم گرفته اند. غفلت سوم شان این است که شروع مذاکره امریکا با طالبان را که منجر به یک معامله خواهد شد، هنوز یک توهم قیاس کرده اند.
ظرف ماه های بعد به نظر می رسد که یگانه جریانی که زود تر از دیگران دو باره به انزوا می رود، جنبش ملی به رهبری جنرال دوستم خواهد بود. جمیعت، هرگز تحمل نخواهد کرد که این امباق زیبا، جوان و به قوت ( جنبش) روی شانه هایش سواری دهد.