-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مرداد ۲۷, شنبه

ائتلاف بزرگ نجات یا تجزیه می شود؛ یا تسلیم

سفیران امریکا، انگلیس و نماینده گان سازمان ملل متحد ظرف سه ماه اخیر بسیار سعی کردند که رهبران این ائتلاف را از ادعا های بلند بالا برای تصاحب مقام ریاست جمهوری و بی اعتبار سازی کمیسیون انتخابات منصرف بسازند اما نتیجه نداد.
 

 
 
حریق غزنی، همه را شوک داد و واکنش های غیرعادی و متفاوت درمیان جماعات ضد طالب و داعش برانگیخت. از جمله، احیای عاجل جبهه مقاومت، تشکیل حرکت مسلحانه برای تجزیه، توزیع و خریداری اسلحه، تکرار فراخوان برای استعفای دکترغنی و هدیه غزنی از سوی ارگ به طالبان به عنوان عیدی خونین برای یک صلح سیاه احتمالی.

شرایط نسبت به گذشته خیلی دگرگون شده است. هرکسی مایل به تشکیل جبهه مقاومت است، نخست برود پیشانی به سنگ مزار احمد شاه مسعود بکوبد و با جمجمه خونین از تپه سریچه پائین شود و به تصفیه حساب کارساز با کسانی برود که جبهه مقاومت را به پول نقد تبدیل کرده اند.

حرکت مسلحانه از هر آدرسی که باشد محکوم به شکست است. بحث تجزیه یک فرضیه آماتوری است. ستم دیده گان و گرسنه گان، تباه شده ها و کشتی شکسته ها در چهار سوی افغانستان ازین وضعیت به مرگ خود راضی شده و تجزیه زنده گی شان از فروپاشی خانواده های شان شروع شده است. درد هیچ کسی با تجزیه اراضی درمان شدنی نیست، مگر این که از سیطره طالب بیرون شوند و در چنگال فرعون های «خودی» بدتر از طالب اسیر شوند.
 
این که هدیه غزنی از سوی ارگ به طالبان یک عیدی خونین قومی  برای یک صلح سیاه احتمالی است، قولی است نادرست و غیرواقعی. اگرگروه تروریستی طالب، درهر ماه هزار نفر را کشته باشد، حتماْ ۷۰۰ نفر آن پشتون بوده اند. اما درعقب این ستیج مرگ و ویرانی در غزنی چه بند وبستی است؟

علت برپایی محشر دهشت و انهدام در غزنی، صاف و ساده به تشکیل ائتلاف بزرگ نجات و تهدید های انتخاباتی آن ربط دارد. گزارش ها مشعر اند که سفیران امریکا، انگلیس و نماینده گان سازمان ملل متحد ظرف سه ماه اخیر بسیار سعی کردند که رهبران این ائتلاف را از ادعا های بلند بالا برای تصاحب مقام ریاست جمهوری و بی اعتبار سازی کمیسیون انتخابات منصرف بسازند اما نتیجه نداد. رهبران ائتلاف، خواستار دستیابی به همان امتیازاتی اند که در طول زمامداری حامد کرزی از آن برخوردار بودند.
 
آن ها از طریق تهدید های سربسته و گاه مستقیم، امیدوار اند که جامعه جهانی به چیدمان اداری و انتصابات گذشته تن در دهند. در واکنش به فاجعه غزنی، ائتلاف «بزرگ» به سوی امریکا هم فلیته کوچکی از آتش پرتاب کرد که راست به « پیمان امنیتی» بین افغانستان و امریکا اصابت کرد. سفیر ایران هم با اعضای کلیدی ائتلاف دیدار هایی داشت و حتی محمد محقق عضو ارشد همین ائتلاف با دریغ و دلتنگی فریاد کشید که: نه سلاح داریم و نه صلاحیت!
 
 رهبران این مجمع مسایل سرنوشت ساز را به درستی مطالعه نکرده اند. کشورهای کمک دهنده به خصوص امریکا، از غارت میلیارد ها دالر در زمان حامد کرزی خاطره ناگوار دارند و هرگز حاضر به تکرار آن نیستند. علاوتاْ حاضر به دادن امتیاز به سیاستگرانی که نماینده گان کشورهای منطقه ( ضد امریکا) به حساب می روند، نمی باشند. آن ها می خواهند که رهبران ائتلاف به حیث همکار و زیرمجموعه یک تیم انتخاب شده ( از سوی قدرت های جهانی) که بعداْ دریک نمایش انتخاباتی، منتخب می شود، کار کنند. افزون برین، اعضای ائتلاف ازقدرت گیری طالبان و احتمال واگذاری قدرت به آن ها واهمه دارند. اما امریکا این قدر هم احمق نیست که قدرت را به طالب بسپارد وتمام بزنس های خود را خراب کند. بنا برین، ائتلاف بزرگ نجات در هفته های آینده ممکن است با خطر تجزیه مواجه شود یا آن که به اجندای عمومی مورد حمایت جامعه جهانی تسلیم شود. راه سومی هم وجود دارد که عاقبتش «نجات» نخواهد بود. ائتلاف بزرگ به این فکر است که چون بیش از ۷۰ درصد نیروهای امنیتی از مناطق تحت نفوذ آن ها در اردو بسیج می باشند، درصورتی که گپ به جاهای باریک می کشد خواهد توانست که ابتکار اوضاع را در اختیار خود بگیرد.
ضربه غزنی نشان داد که جامعه جهانی درکل برمنابع مالی، اسلحه و لوژستیک مسلط است و می تواند نیروهای امنیتی را به وسیله چند گروه متحرک طالب افغان و پاکستانی، تارومار، متلاشی و اسیر بسازد. اکنون امریکا، ناتو و دولت مرکزی منتظر موضع گیری تازه ائتلاف نجات اند. آن ها جایگاه اصلی خود را به مرور به شورای حراست خالی خواهند کرد.