-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ شهریور ۱۶, جمعه

ملکه‌ای که نیمی از مردم مملکتش را در عرض۶ سال کشت

اشاره:  در روز هشت مارچ، آنانی که در خشونت خانواده گی علیه زنان و دختران خویش ریکارد می داشته باشند، در تبجیل ازین روز پیشنهاد می کنند که هرگاه زنان رهبران جهان بودند؛ جهان شاید جای بهتری برای زنده گی بود!





راناوالونای اول، ملکه‌ای که 33 سال حکومت ماداگاسکار در آفریقا را بر عهده داشت، یکی از خونخوارترین رهبرانی است که تاریخ به خود دیده است. او از سال 1828 تا 1861 قدرت را با به کارگیری سیاست‌های بی‌رحمانه و خشونت‌بار در دست داشت و بنا بر برخی منابع نیمی از مردم این کشور را کشت.

راناوالونا در سال 1788 در خانواده‌ای فقیر در منطقه آنتاناناریوو در ماداگاسکار به دنیا آمد. زمانی که او کودکی بیش نبود، خانواده‌اش به شکلی کاملا اتفاقی معروف شد و این امر سرنوشت او را تغییر داد. پدر راناوالونا توانست پادشاه را از نقشه تروری که علیهش در حال طراحی بود، باخبر کرده و جان او را نجات دهد. پادشاه برای قدردانی از این خانواده فقیر، راناوالونا، دختر کوچکشان را به فرزندی پذیرفت و او را به عضویت خانواده پادشاهی درآورد.
این‌گونه بود که راناوالونا توانست مسیر خود را به سمت تخت پادشاهی  باز کند. او با برادر ناتنی‌اش رادمای اول ازدواج کرد و یکی از 12 همسر او شد. پس از درگذشت رادمای اول در سال 1828 و در سن 35 سالگی، راناوالونا توانست با کشتن همه رقبایش در خانواده پادشاهی، حکومت را در این کشور به دست گیرد و به مدت سی و سه سال دوران وحشت و تاریکی را برای این کشور به بار بیاورد.
راناوالونا در دوران حکومتش برای قضاوت در بی‌گناهی افراد، به استفاده از یک روش قدیمی به نام تانگیا روی آورد. بر این اساس فرد متهم پوست سه مرغ را بلعیده و مقداری از میوه درخت سمی تانگیا را می‌خورد. پس از آن فرد متهم وادار به استفراغ می‌شد. اگر پوست مرغ سالم از بدنش خارج می‌شد، فرد بی‌گناه بود و اگر پوست مرغ ناقص استفراغ می‌شد، فرد فورا اعدام می‌شد.

علاوه بر استفاده از این روش عجیب و غریب برای شناسایی مجرمان، راناوالونا از این روش برای بررسی وفاداری اشخاص به خودش و عدم مخالفت آنها با سیاست‌هایش استفاده می‌کرد. این امر جان بیش از 2 درصد جمعیت کشور ماداگاسکار را گرفت.

او برای اعدام افراد، روش‌هایی به شدت خشونت‌بارتر از روش مرسوم برای اعدام را به کار گرفت. قطعه قطعه کردن بدن افراد، دو نیم کردن آن‌ها و آب‌پز کردن افراد، از جمله این روش‌ها بود.

در طول بیش از سه دهه حکومت راناوالونا، او بارها به مناطق دورافتاده در کشورش حمله کرد تا ساکنان محلی را به تبعیت از حکومتش وا دارد. او همچنین با تبلیغ دین مسیحیت در کشورش به شدت مقابله کرد و در یکی از موارد، تعدادی از مسیحیان را در دره‌ای آویزان کرد و آن‌ها را به دلیل روی برنگرداندن از دینشان، به پایین پرتاب کرد.

او همچنین بارها روبروی نفوذ فرانسه به ماداگاسکار را گرفت و برای اینکار تعداد سربازان کشورش را افزایش داده و زیرساخت‌های نظامی ماداگاسکار را بهبود بخشید. راناوالونا برای این کار تعداد زیادی از شهروندان را به کارهای سخت در پروژه‌های عمومی وا داشت.

در دوره زمانی بین 1828 و 1861 ماداگاسکار با بحران‌ها و فجایع متعددی روبرو شد که قحطی و وبا از جمله آن‎ها بود. این مشکلات که جان تعداد بیشماری از مردم را گرفت، ناشی از سوء مدیریت راناوالونا بود.
روز 16 اوت 1861 راناوالونا در سن 83 سالگی درگذشت و دوران سیاه حکومتش به پایان رسید؛ دورانی که جان بسیاری از مردم ماداگاسکار را گرفت. در دهه سوم قرن 19 میلادی جمعیت این کشور به شدت کاهش یافت و براساس آمارها جمعیت ماداگاسکار از 5 میلیون نفر در سال 1833 به حدود 2.5 میلیون نفر در سال 1839 رسید و این یعنی اینکه تنها در عرض 6 سال، حدود نیمی از مردم این کشور کشته شدند.