-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مهر ۸, یکشنبه

خراسان بزرگ تابلوی سقوط بزرگ شده


آنسوی خراسان، داستانش به شرح زیر است... بعد از خواندن شرح، وضعیت این سوی خراسان در ذهن شما ترسیم خواهد شد. 

یک سوی خراسان مجسمه سنگی فردوسی به قامت ایستاده و در سوی دیگرش امام رضا در مقبره اش خوابیده. وقتی صفویه غرق فساد شد و مردم با نفرت "خواجگان" و روحانیون درباری را می دیدند که در دربارشاه کارگزارند و شاه تابع آنها، چشم خود را بستند تا هجوم محمود افغان به ایران و عبورش از خراسان به طرف اصفهان را نبینند. چنین شد آن قتل عام و فاجعه ای که محمود افغان در اصفهان از خود برجای گذاشت و سلطنت صفویه را در آن غرق کرد و به تاریخ سپرد.

حالا در همین خراسان که امام جمعه مرکز آن "مشهد" هر هفته و حتی چند بار در هفته مفت می گوید و البته مفتی نمی گوید و روحانی بد سابقه و متهم به قتل عامی بنام رئیسی جانشین تولیت انسان شریفی بنام "آقا اسدی" شده که رضا شاه اعدامش کرد، همه چیز سقوط کرده است. از باور مذهبی مردم و شب گذرانی های زوارعرب تا رسوخ همه فساد های اجتماعی در آن. هر کدام از حاشیه نشین های مشهد تبدیل به حکومت های مستقل تحت حکومت زورگیرها، سران شبکه قاچاق و گردانندگان خانه های تن فروشی است. روستاهایش خالی از سکنه شده اند و...  مشروب الکلی دست ساز و توزیع آن باور نکردنی است.

فرمانده انتظامی خراسان شمالی می گوید حداقل سه نفر در 10 روز گذشته براثر مصرف همین مشروب دست ساز جان خود را از دست داده اند و سه نفر دیگر در کمُا هستند و عده ای هم به بیمارستانها منتقل شده اند.

خراسان را سه قطعه کرده اند، اما در ذهن مردم ایران، خراسان شمال و جنوب ندارد، همه اش خراسان است.