-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مهر ۵, پنجشنبه

کتاب خاطرات دکتر نجیب الله در قید سازمان ملل متحد است

دکتر نجیب و شاپور احمدزی نسبت به پیش آمد طالبان در برابر خویش فوق العاده مطمئن و دل پُر بودند. 




بانو فتانه همسر دکتر نجیب الله در تازه ترین اظهاراتش گفته است:

۲۵ روز بعد از مرگش، دفتر خاطرات او را برایش فرستادند، ولی برگه‌هایی از آن کنده شده بود.

من که برای ردگیری عوامل قتل دکتر نجیب الله  از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ مشغول بررسی رویداد های سلسله وار بودم؛ می توانم بگویم که بخش های حساس «کنده شده» از دفتر خاطرات دکتر نجیب الله، نه از سوی عوامل شهنواز تنی- آی اس آی بلکه از سوی اداره ویژه سازمان ملل متحد صورت گرفته است. دفتر خاطرات او در اختیار مسئولان دفتر سکاپ قرار گرفته بود.

فتانه نجیب همچنان گفته است که شوهرش در آخرین تماس تلفنی به او گفت که « افراد ناشناسی آمده بودند و از او خواستند تا با آنها به شمال افغانستان برود، ولی چون هیچ نوع شناختی از آنها نداشت و هویت آنها را نمی‌دانست، با آنها جایی نرفت.»
این ادعای خانم فتانه دقیق است. کسی را که برای آخرین بار به دکتر نجیب فرستاده بودند، یک آدم معمولی بود و کسی مانند نجیب هرگز نمی توانست به او اعتماد کند.
مارشال فهیم در سه دور مصاحبه با من ادعا کرد که به امر مسعود یک نفر را فرستادم نزد نجیب که بیا با ما که وضعیت اضطراری است... از قول مسعود برایش گفته بود که پیشنهاد خروج از کابل را بپذیرد که مبادا حادثه ای پیش آید که نگوئید در حق ما نا جوانی کردید!
سیداسدالله مشکوری ( آغا صاحب) که فرماندهی محافظان اقامت گاه دکتر نجیب الله را به عهده داشت، به من گفت که دکتر نجیب بعد از رفتن نفر اعزامی فهیم لبخند زد و زیر لب گفت که مسعود می خواهد او را با خود «گروگان» ببرد. آغا صاحب گفت که شاپور احمدزی حتی نسبت به وقوع یک حادثه ناگوار بیخی بی باور بود و می گفت: برو آغا صاحب... ما هم از بیخ بته نیستیم!

اصل ماجرا این است که احمد شاه مسعود در نجات دکتر نجیب کدام تعهدی نداشت. در آخرین ساعات تخلیه کابل، به اصطلاح یک «صلاح سمرقندی» به دکتر نجیب برای خروج از کابل پیشنهاد شده بود. در طی چهار سال دولت مجاهدین پیشنهادات مکرر مقامات ملل متحد در رابطه به زمینه سازی برای خروج دکتر نجیب الله از کابل را بدون جواب گذاشت. هیچ یک از رهبران هفت گانه تنظیم های جهادی، که مستقیم با آی اس آی رابطه داشتند؛ مایل به آزادی دکترنجیب نبودند و این مسئولیت را به گردن نمی گرفتند. دکتر نجیب هنوز یک رقیب پر نفوذ سیاسی برای دولت مجاهدین و خطری برای پاکستان بود. او پس از شروع جنگ های خانه به خانه بین گروه های مجاهدین در پایتخت، به نمادی از نوستالژی بقای افغانستان، نظم و آرامش و روز های طلایی از دست رفته مبدل شده بود. 
در آن زمان من مدیر مسئول هفته نامه کابل بودم. شخص احمد شاه مسعود نیز از طریق دکترعبدالرحمن با دکتر نجیب در تماس بود و باری از من به تاکید خواست که از نشر مقالاتی در محکومیت یا الزام آور علیه نجیب خود داری کنم.
مسعود یک مغز اپراتیفی بود و می دانست که طالب و پاکستان اگر دست شان به نجیب برسد، او را فوری می کشند. حتی هشت ماه قبل، نگارنده ( مامون) نواری را به مسعود سپردم که از جریان مجلس طالبان در جنوبی ثبت شده و مولوی جلال الدین حقانی سخنرانی کرده بود. حقانی گفته بود که اولین مسئولیت اسلامی مجاهدین امارت اسلامی کشتن دکترنجیبب الله است. به امر مسعود، نوار به سید اسدالله مشکوری داده شد تا به دکتر نجیب برساند. چند روز بعد آغاصاحب به نقل از نجیب به ما گفت:
دکترقهر شد و گفت ... کسی با من کار ندارد... این شما هستید که با این کار ها سر مرا به دار برابر می کنید!