-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مهر ۳, سه‌شنبه

احمد مسعود: پیشنهاد آتش بس دکترغنی با طالبان اشتباه بود



در مورد آمریکایی ها، گفته شود که آنها اعتماد مردم افغانستان را از دست داده اند؛ به دلیل آن که آنان در برابر انتخابات انباشته از تقلب و فساد فراگیر چشمان را بسته اند. در پروسه صلح نیز آنان همین کار را در پیش گرفته اند. 
احمد مسعود در گفت وگو با نشریه مک لینز



من که حالا روزنوشت های پدرم ( احمدشاه مسعود) را می خوانم، بهتر از گذشته آرزوهای او را می فهمم.

در قدم اول بسیاری از مردم پدرم را به دیده یک نابغه نظامی می بینند که البته چنین بود. اما جنبه دیگر شخصیت او را متوجه نمی شوند. او یک آرمان گرای واقعی بود. استراتیژی بزرگ نظامی او دفاع از افغانستان، مبارزه با دو رژیم توتالیتر، کمونیست ها و طالبان - فقط بخشی از آن بود. از خود ایشان نقل قولی می آورم، زیرا استراتیژی او را هیچ کسی بهتر از خودش تعریف نکرده است. می گوید:
 ما باید افغانستانی را بسازیم که در آن، بتوانیم هم با خود و هم با مردمان جهان در صلح ورفاه زنده گی کنیم.

 او برای افغانستان یک زنده گی صلح آمیز همراه با عدالت اجتماعی، داشتن مراوده با کشور های خارجی بر بنیاد احترام، رعایت ارزش های انسانی و همچنین منافع ملی کشور ما را تعریف کرده است.
متاسفانه درحال حاضر مشکلی وجود دارد. درسال ۲۰۰۱ امیدواری هایی برای اجرای اهداف او به وجود آمده بود. ما در پرتو قانون اساسی جدید، دولت نوبنیاد و انتخابات جدید برای نوسازی افغانستان امیدواری داشتیم. اما متاسفانه بعد از دو دهه متوجه می شویم که به آرامی درحال باخت قرار داریم درین آشفته حالی مهم ترین چیزی که قربانی شده است، دموکراسی است. 

درسال ۲۰۱۵ که ولایت کندز به تصرف طالبان در آمد، احمد مسعود درلندن به تحصیل مشغول بود.
وی می گوید که در آن زمان وقتی مردم در نبرد کندز زیر فشار سختی قرار گرفته بودند،‌ مصرانه از من طلب می کردند که برای کمک به آن ها از لندن به کندز بروم. اگر مشکل اقامتی در بریتانیا نمی داشتم، به کندز می رفتم. پاسپورت من منقضی شده بود. این مردم را دوست دارم و به آنان حرمت قایلم و می خواهم آنچه در توان دارم برای شان انجام بدهم. با این حال، نوع نگاه من به جنگ مانند دوران گذشته نیست. ما دیگر در آن دوران به سر نمی بریم. همان گونه گه گفتم، این پدرم بود که راهبرد بزرگی در سر داشت و دفاع نظامی بخشی از آن استراتیژی بود. انتظار داریم که دولت ما از مردم بغلان محافظت کند؛ از مردم هلمند حفاظت کند؛ از مردم قندهار حراست کند وهمان طور از کابل محافظت کند. من کار دفاع از مردم را به دولت احاله می دهم. از همین جاست که رویکرد من معطوف به عدالت اجتماعی، آزادی، حقوق زنان، حقوق بشر و دموکراسی است. 

احمد مسعود در پاسخ به سوال خبرنگار نشریه مک لینز که آیا از پیشنهاد آتش دکترغنی برای طالبان حمایت می کنید، گفته است:
نه. پیشنهاد آتش بس اشتباه بود. طالبان از مطالبات این آتش بس پیروی نمی کنند. هرگاه آنان با مطالبات مردم افغانستان سرسازش داشته باشند،‌ باید به مساله اساسی یعنی حق رای دهی برای دختران، برای حق مادران و آزادی های مذهبی تمکین کنند. هرگاه آنان به پارلمان و احزاب سیاسی اهمیت قایل شوند، در آن صورت آتش بس با آنان جواز دارد. اگر یک رهبر طالب درصحنه حاضر آمده و بگوید که خوب، من مایلم برای رسیدن به مقام ریاست جمهوری وارد رقابت شود، آنگاه من به او احترام می گذارم و او می تواند رئیس جمهور شود. اما وی باید به نظام موجود احترام بگذارد. ما برای این منظور سالیان سال جنگیده و قربانی ها داده ایم. 
در مورد آمریکایی ها، گفته شود که آن ها اعتماد مردم افغانستان را از دست داده اند؛ به دلیل آن که آنان در برابر انتخابات انباشته از تقلب و فساد فراگیر چشمان خود را بسته اند. در پروسه صلح نیز آنان همین کار را در پیش گرفته اند. 
خبرنگار به احمد مسعود می گوید: لحن شما بدبینانه است. او در پاسخ می گوید:
البته که... من محتاط هستم و نمی خواهم مانند یک احمق پشت میز نشسته و از دنیا غافل باشم. اراده من این است که از یک موضع نیرومند مخالف در میز مذاکره با طالبان حضور داشته باشم؛ نه آن که از موضع ضعیف و ساده با آنان تعامل کنم. من می خواهم آن ها را با موقعیتی رو به رو کنم که زمانی پدرم از آن موقعیت برضد آنان پیکار می کرد.
پدرم استراتیژی مناسب و دکترین معقولی را علیه طالبان به کار می گرفت. او به معنای واقعی کلمه، با دست خالی با نیروهایی می جنگید که کشورهای مختلفی درعقب آن ایستاده بودند. او قادر شد که حمایت مردم از طالبان را زایل کرده و مردم را در مبارزه با آنان متحد کند. آن ها می دانستند که او شکست ناپذیر است و به همین سبب او را از میان برداشتند. رویارویی من طالبان، درعقب میز مذاکره خواهد بود. اما آنان باید نیت صادقاته از خود بروز دهند. اگر آنان اسلحه خود را به زمین بگذارند، به ساده گی فراموش خواهم کرد که پدرم را کشتند و آنان را برادر می خوانم. هرگاه مردم به آنان رای بدهند،‌می توانند عضو پارلمان شوند، به وزارت و ریاست جمهوری برسند. هرگاه آنان از پذیرش مطالبات رایج در سطح جهان- دموکراسی و حقوق بشر- سرباز زنند، باید بدانند که چنین کاری شدنی نیست.
ادامه دارد….