-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ شهریور ۱۶, جمعه

به قول هزاره ها، از طرح امرالله صالح، چیزی «بُور» نمی شود

امرالله صالح ظاهراْ برای تطبیق این امر از طریق «شورای مردمی غرب کابل» از دولت دکتر غنی جواز «مشروعیت» کسب می کند؛ سپس آن را به دولت تحفه می دهد؛ پس چی ماند؟



هزاره ها تنها جماعتی نیستند که به زنده گی مدنی، مکتب و دانشگاه روی آورده اند که مستوجب مثلاً حملات داعش یا طالب حساب شوند. هر طیف اجتماعی در افغانستان، هریک به مقتضای موقعیت و پیچ و تاب های اوضاع عمومی، مشتاق همگرایی، مدنیت و آموزش اند. قتل های سازماندهی شده و هدف گیر، هیچ ربطی به نگاه اقوام به همدیگر ندارد. بازی، فراتر از توان اقوام است. در اطراف میز های معاملات کشور های منطقه، روی هریک از اقوام ساکن در افغانستان یک حساب باز است که مطابق تقسیم اوقات، پلان های عملیاتی را برعلیه یا له آن ها عملی می کنند.

پول و کمپانی های عملیاتی ایران و عربستان است که اکنون هزاره ها را مشخص تر از گذشته به نفع خود زیر ضربه گرفته اند. اگر تمام هزاره ها را به سربازان اپراتیفی تبدیل کنید، موج حملات طراحی شده از سوی هسته های اطلاعاتی ( با قدرت مالی بی حساب) را نمی توانند متوقف کنند. باید واقعیت را برهنه دید و آنسوی واقعیت را که در دسترس مردم نیست؛ ارزیابی کرد. بین بدنه شهر با غرب کابل نمی توان دیوارک چین بنا کرد. بستر زیستی هزاره ها نیز تنها کابل نیست؛ هرات و هزاره جات و مزار شریف هم است.
اگر زیاد ماجرا جویانه تلقی نشود، صاف و ساده باید گفت که برای زنده ماندن، اول دیوار تابو و نا ممکن را اگر می توانید، بشگافید و جبهات گرم نبرد و دفاع بیارائید.

حال امرالله صالح که حاضر است به جوانان هزاره خدمات ویژه امنیتی و اطلاعاتی عرضه کند، یک موضوع شخصی است؛ اما ماهرانه پیشاپیش اختیار آن را به دولت نامزد کرده است!

این که «غرب کابل مشخصات و بافت تعریف شده ای دارد» نباید رمز عبور فرض شود و چیز تازه ای هم نیست. این مشخصات، شیعه بودن و از نظر نژادی هزاره بودن است و از نظر سیاسی نیز متأسفانه از سوی بازیگران حاضر در جنگ اطلاعاتی جاری به عنوان هدف مهندسی شده در خدمت استراتیژی مطرح است.

خدمات احتمالی امرالله صالح «ایجاد یک نیروی اطلاعاتی شامل بخش جمع آوری، تحلیل، هم آهنگی و اقدام» گفته شده است. یعنی، تاسیس یک نهاد امنیتی در خارج از ریاست امنیت ملی. این نا ممکن است. پرسشی جانداری هم که مطرح است این است که امرالله صالح چه کارشیوه ها و تاکتیک هایی را پس انداز کرده است که تا کنون ارگان های کارکشته و مجرب امنیت ملی در طی دست کم هفده سال اخیر از آن بی خبر اند و به کار نگرفته و راز و رموز آن کیمیای نجات را در نیافته اند که آقای صالح آن را در ۴۵ روز یعنی در جریان یک ورکشاپ قصیرالمدت به منصه ظهور و کمال می رساند؟

رخنه در لانه تروریست ها، از سوی هزاره ها محتاج ده ها میلیون دالر و سال ها کار شبانه روزی به کار دارد. رخنه یک هسته تازه پا آن هم در کوتاه مدت، در لایه های ارگان به شدت سازمان یافته تروریستی که دراختیار آی اس آی و دیگر شبکه های منطقه ای قرار دارد، صرفاً یک رؤیای لذید است. یک شبه نتوان ره صد ساله رفت. گذشته ازین، امرالله صالح ظاهراْ برای تطبیق این امر از طریق «شورای مردمی غرب کابل» از دولت دکتر غنی جواز «مشروعیت» کسب می کند. پس چی ماند؟ این ارگان دفاع اپراتیفی را می سازد و سپس آن را دو دسته بازهم به دولت تحویل می دهد!
کدام هزاره می تواند به چنین چیزی اعتماد کند؟

این طرح، البته با عبارتی دیگر، نفی تمام کار کردهای شبانه روزی اپرات امنیت ملی در کابل، ولایات، جبهات و سرحدات است. امنیت ملی حی و حاضر، شعبات و اداره های ویژه ای از گذشته در تشکیل خود دارد که هر آن چه را که امرالله تازه سر از نو روی کاغذ می ریزد، سال هاست در میدان عمل انجام می دهد و صدها جان فدای به خون خفته امنیت شاهد آن اند.  به میدان انداختن چنین طرح لفظی فقط و فقط می تواند یک اندازه کریدت سیاسی برای شخص طراح در اذهان به وجود بیاورد. مابقی، طرح و تکرار وظایف ریاست امنیت ملی، آن هم شروع از یک نطفه، هیچ گرهی را باز نمی کند. وی گفته است که « در پهلوی ایجاد نیروی مردمی و آگاه با روش های جمع آوری، نفوذ ، تحلیل و اقدام در سطوح مختلف، ایجاد یک دیتابیس نیز شامل خواهد بود که دولت به آن باید دسترسی داشته باشد». یعنی بخشی از وظیفه دولت را ما انجام می دهیم و تقدیم می کنیم به صاحبش!  نکته فراموش شده این است که هیچ جریان سیاسی و قومی به «دولت» اعتماد ندارد و ای چه بسا که فکر می کنند بخشی ازین ماجرا های مدهش زیر آستین دولت است. من هیچ نفهمیدم که این خینه بعد از عید، چقدر رن‍گ می دهد! این پیشنهاد نوعی CV دادن شخصی برای اثبات مهارت ها به دولت غنی است.
القصه که به گفته برادران هزاره، ازین طرح امنیتی و آخر سر تحویل آن به همان امنیت ملی دولت، چیزی «بور» نمی شود.