-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ شهریور ۱۲, دوشنبه

شعر های کم شیمه در محفل کابل


استاد یعقوب یسنا،  تابو را به شلاق زد. ادبیات در مقایسه با متن های آزاد لاغر شده است. 

سخن این‌که پس از سقوط طالبان و رویکارآمدن حکومت فعلی، از آدرس شعر و ادبیات استفاده سو صورت گرفت؛ چند فردی‌که فقط ادا درآوردن یاد داشتند، چیزهایی بنام شعر ارایه کردند که موجب بدآموزی در سرایش شعر و فهم ادبیات شد. این بدآموزی چرا صورت گرفت؟ برای این‌که بنابه جنگ‌های متداوم، گسست در تداوم ادبیات افغانستان صورت گرفته‌بود. این گسست موجب شد، هر کس بگوید منم! هر نوشته دست‌چندم را در وبلاک‌ها دیدند، با تقلید از آن نوشته‌ها، چیزهای نوشتند که نه خود می‌دانستند و نه دیگران؛ انگار کابوس‌نوشته‌های بود که بر اساس فشار گرایش‌های جنسی، نیمه‌شب بر این گویندگان مستولی شده‌باشد.
این‌گونه افراد، سردمدار شعر مدرن و آوانگارد در شهر کابل شدند. برای همین است‌که بی‌مایه‌ترین شعر را در بین تعدادی از نامیده‌شاعران کابل داریم؛ درحالی‌که در هرات، مزار و... چنین یاوه‌سرایی‌هایی را نداریم. زیرا در جاهای دیگر از این‌گونه افراد ادبیات‌زده‌ی فضاهای مجازی نداشتیم. تقریبا دو دهه می‌گذرد، همچنان فضای ادبی در شایعه بدآموزان قرار دارد. متاسفانه نوآموزان ادبی دچار چنین فضای بدآموزی ادبی و هیاهو کافه‌های بدآموز ادبی می‌شوند. بنابراین ما باید این دو دهه بدآموزی را مورد نقادی و بررسی قرار بدهیم تا بتوانیم وارد فضای ادبی واقعی، جدی و مسوولانه شویم.