-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ شهریور ۱۹, دوشنبه

فرها دریا خاک زدن به شعور مخاطبان را شروع کرده است

تب مکروه سرسری سرایی و سریع خوانی، صف هنروران قدیم را نیز به ارتعاش انداخته است.



از تلویزیون طلوع، یوم هجده سنبله، یک آهنگی کلیپ شده پخش شد که بضاعت هنری آن سر به صفر می زد. آهنگ، به وسیله فرهاد دریا صاحب زاده! ساخته و اجرا شد. چنین آهنگی بی مزه، با کمپوز آبکی، فاقد هنر و معنویت ( غیر از شعرش) نمادی از تعجیل و سرسری خوانی، القصه که در زنده گی خود ندیده و نشنیده بودم. شاید صاحب زاده صاحب بگوید که تو به موسیقی چه می فهمی؟!
 میلیارد ها بشر در کره زمین از نظر علمی و قواعد اساسی شاید موسیقی را توضیح داده نتوانند، اما میلیارد ها انسان شیفته  و شیدای موسیقی اند و فرآورده خوب از نا خوب را به توان طبع و قابلیت روح خویش تمیز می دهند. طبیعت انسانی خیلی موزون، بی فشار و بدون اشتباه، موسیقی را از «موسیخی» تفریق کرده می تواند.
صاحب زاده صاحب، در آن آهنگ کلیپ شده، یک کلاه مرتفع استوانه ای به رنگ گِل سرشوی، به سر، و جامه سفید کمرچین دامن گِرد به تن داشت و علی الظاهر، رقص سماع را اجرا می کرد و چند نفر جوان دیگر را هم در مدار خود به زحمت انداخته بود. من در آن آهنگ، احساس نه، احساس کاپی شده را دیدم. معنویت را نه؛ نسخه جعلی معنویت هنری را دیدم که روحانیت کهکشانی مولانای بلخ را از درون به لگد می زد.  کمپوز جان بخش را ندیدم؛ به هم ریخته گی و یک نوع زور زدن و تقلا برای به چشم زدن یک کمال نا موجود را دیدم.
این آهنگ را واقعاْ یک جناب «صاحب زاده» باید زورخوانی می کرد که کرده!

صاحب زاده صاحب احتمالن غرقه درین توهم است که چون بر سکوی اشتهار فراز آمده، هر آن چه از سینه برون دهد، در هوا قاپیده خواهد شد. مشارالیه، اول بر معبد درونیات خویشتن چرخی زند و چرخی زند... تا که یک تجربۀ واقعاً قوام یافتۀ هنری را به روح دیگران منتقل کرده بتواند والا، جبین به درگاه صبرو ریاضت سائیدن، هنری است والاتر!