-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ مهر ۲۰, جمعه

رومانتیزم نوشته ناشده احمدتکل

احمد تکل تصویر دختران جوانش را روی صفحه گذاشته است. اما من حویلی دفتر بی بی سی در ساعات عصر پشاور را شاید در سال ۱۳۷۸ به یاد می آورم که تکل قرار بود فردای آن به ولایت وردک برود. او به ساده گی تبسم کنان گفت فردا روانه وطن هستم که ازدواج کنم! من به عبدالحی سحر گفتم که اوه... کدام دوشیزه ای شاید به نام وی است، یا نامزد است. هیچ کسی در آن باره اطلاعی نداشت. خودش هم که پرورش یافته شهر کابل است، تا آن زمان حرف و حدیثی نگفته بود.
زنده گی مگر غیر از یک چشم برهم زدن، چیز دیگری هست؟ نام اصلی زنده گی، حسرت و دریغ است.
احمدتکل فی المجموع یک آدم با حیا است، اما اگر در فکاهه گویی یک باردهان باز کند، به سلطان بی حیایی تبدیل می شود!