-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آبان ۷, دوشنبه

جنبش ملی با خطر انزوای تاریخی رو به رو است

از درون ائتلاف بزرگ ملی، خبر های آشفته ای می رسد.



 جنرال دوستم اخیراً اطمینان داد هیچ کسی نمی تواند ائتلاف ملی را به تجزیه بکشاند، اما درز و شکسته گی های ساختاری، از زیر پوست به ظاهر کلفت ائتلاف قابل رؤیت است.

 سرنوشت سیاسی ائتلاف، با امری تاریخی پیوند خورده است که چطور بتواند خود را در زمینه داخلی، سرو سامان بدهد؛ هم توازن منطقه یی را نگهدارد؛ و هم خودش را با پالیسی مرموز جامعه بین المللی حاضر در افغانستان انطباق دهد. برای ائتلاف خیلی دشوار است بر این سه چالش بزرگ غلبه کند؛ زمان و زمینه، مثل سالیان قبل برای رهبران مجموعه سیاسی فراهم نیست. غبار انقطاب درهمه جهات پهن شده است.  به طور نمونه، جنرال دوستم در آخرین مصاحبه اش مدعی گرفتن قدرت سیاسی از طریق انتخابات آزاد شد؛ اما دو روز بعد، ضیاء مسعود دعوای معاونیت اول در حکومت آینده را مطرح کرد.


دگرسانی های داخلی نشان می دهد که جمیعت اسلامی، جنبش ملی و حزب وحدت اسلامی، هر یک عملاً منشعب شده اند.

تلاش های چند سالۀ غنی- اتمر در صف شکنی این سه رکن ائتلاف چندان موفقانه نبود؛ اما جامعه جهانی به کمک دولت کابل شتافت. نتایج پروژۀ تقسیم این سه جریان سیاسی- قومی، ثمر بخش بوده است. امروز مشاهده می کنیم که هیچ یک از ارکان عمدۀ ائتلاف ملی، از نظر تشکیلات، موضع گیری انتخاباتی، روابط منطقه ای و دیدگاه آنان نسبت به امریکا و ناتو هم آهنگی پایدار ندارند.
جنبش ملی، اسماً تشکیلات واحد است؛ اما عملاً دو شاخه ( طرفدار غنی و دوستم) اند. اعضای ارشد جنبش در حکومت و شورای امنیت ملی، چندان علاقه یی به سرنوشت مبهم رهبر جنبش ندارند.  نیمه اول جمیعت اسلامی، در دستگاه دولت و نیمی دیگر، در جبهه مخالف صف آراسته اند. بدنۀ «شمالی» و همچنان اعضای نخبه جمیعت اسلامی در دولت، به طور «انفرادی» یا جریان مستقل، با دولت و جامعه جهانی در تفاهم قرار گرفته اند و در روز آزمایش، کنار دولت حاکم ایستاده و همتایان خود درائتلاف ملی را به حال خود رها می کنند.
تمرکز جامعه بین المللی بالای جمیعت اسلامی است که فکر می کنند به پلی میان اهداف روسیه و تهران تبدیل شده است. هدف اصلی، شکستن مسالمت آمیز جمیعت و جدا کردن بدنۀ رهبری آن از جنرال دوستم است. با این حال جنبش ملی در حساس ترین لحظه کاملاً در صحنه تنها نخواهد ماند. محاسبه جامعه جهانی چنین است که محور بلخ جمیعت اسلامی و جنبش ملی تحت رهبری جنرال دوستم در یک مسیر واحد حرکت خواهند داشت. در اجندای بین المللی سرنوشت جنرال دوستم  و محور بلخ جمیعت اسلامی یکسان محاسبه شده است.  نخبه گان شورای نظار به خصوص مجمع سیاستگران پنجشیر لزوماً ( و درآخرین گام ها) از دنباله روی به جمیعت اسلامی انصراف داده و مثل هفده سال پیش، به راه خود می روند. حتی صلاح الدین ربانی، درفصل نهایی ویراستاری سیاسی، صف استاد عطا و جنرال دوستم را ترک خواهد کرد. صلاح الدین، مانند دکتر عبدالله
عضو باشگاه پالیسی بین المللی به حساب می رود.