-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۷ آذر ۶, سه‌شنبه

آقای مسکینیار! کلید نجات شما نزد شفیع عیار است


 انجنیر مسکین یار با ادبیات گفتاری « از گپ گپ می خیزد» نمی تواند با یک لشکری متفرق در اقصا نقاط عالم به تفاهم یا به توازن برسد.




نخستین عصیان انجنیر نبیل مسکین یار در رویارویی با دکانداران امریکا و اروپا نشین فقه پارینۀ اسلامی را دیدم. به نظر من یک پیشرفت مثبت رونما شده و نبیل باید از ظرفیت و جسارت خود برای روشنگری استفاده کند. تا حال، شفیع عیار تنها و فاتح میدان، در صحنه حاضر است. شفیع عیار ظرف شش هفت سال اخیر، دسته جات عرفی و اردوی « قصه مسلمانی» را به حد بسنده در حاشیه کشیده و در تنگنای شدید و حتی گریز قرار داده است.

مولوی های گونه گون در این یا آن جغرافیای آنسوی ابحار و مضافاً  کابل و افغانستان، هرگز جرئت مباحثه در امور دین و قرآن را با شفیع عیار ندارند. ازین نظر خیال همه معاندان شفیع و همسویان وی راحت باشد.

آزمایش کنید. از نام عیار چلنج بدهید؛ هیچ فرد یا دسته یی به شما نزدیک نخواهد شد. کدام جادو و جلم در کار نیست. ابزار قدرتمند شفیع عیار، متن قرآن است؛ معۀ یک قدرت اراده و روحانیتی فورانی.  اما دسته جات طرف مقابل، دماغ شان از روایات غیر ثقه انباشته شده است که نسل اندر نسل با نصوص دینی به اشتباه گرفته اند. واعظ جماع با کودک چهار ساله اند و ای بسا که مرشد دیگر شان ( آیت الله خمینی) جماع و تلذد از بدن کودک شش ماهه را جایز دانسته است!  حالا کم کم جتکه خورده اند اما از فرط استیصال فلج گشته و به اوقات تلخی های مخرش محکوم شده اند.

روشنگری شفیع عیار درین سالیان به قیمت کار های فوق طاقت شباروزی انجام گرفته است. سنت گرایان شایق به قصص ( بیشتر از نصوص) میراث تلنبار شدۀ مکتوب به درازای هزار و چهار صد ساله دارند؛ هیچ گاه با استدلال و منطق و نفی دیگران مقابل نبوده اند؛ اما شفیع عیار (  از محور دارالاسلامی به نام افغانستان) همه مواد و مصالح لازم برای پیشبرد گفتمان دینی علیه خرافه گرایی های میراثی را مو به مو و ذره به ذره، خود به تنهایی گرد آورده و در مقام تقابل با محافظه کاران استعمال کرده است. بنا برین، مسکین یار باید یک جبهه مشترک با شفیع عیار تشکیل دهد. زیر زبانی می گوید: والله شفیع عیار هم مشکل دارد!

چه مشکل دارد؟ همین حالا در تیررس فتاوی و تکفیر قرار گرفته ای؛ به شفیع عیار دست دوستی دراز کن... او  تجربه یی را بنیان نهاد که خرمن های فتاوی و هیجانات تکفیری ها را به باد داده است. مبرهن است که مسکینیار، قدرت، صلابت، خبره گی و هنر گلاویز شدن شفیع عیار با قصص گرایان را ندارد. او تنها گزینۀ مناسبی که در اختیار دارد این است که به جبهه شفیع عیار ملحق شود.
تکفیری ها به جانش افتاده اند. هرچه تحاشی پیشه کند؛ خوش و بش کند؛ از ضربۀ دایم بچ نمی شود. انجنیر مسکین یار با ادبیات گفتاری « از گپ گپ می خیزد» نمی تواند با یک لشکری متفرق در اقصا نقاط عالم به تفاهم یا به توازن برسد. فقط روی کارشیوۀ آزمایش شدۀ شفیع عیار یک فکری بکند. این را از بهر آن نگاشتم که این کمینه، انجنیر نبیل را به خاطر آن که در گفتار هایش بسا اوقات بوی هموندی و عدالت شنفته می شود.